رسا سرويس فرهنگي ـ كتاب دست پنهان با ويرايش جديد به بررسي تاريخچه، مباني فقهي و بازتابهاي قمهزني در افكار عمومي و رسانههاي بينالمللي ميپردازد. مقدمه چاپ ششم
اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا زَيْناً وَ لَا تَكُونُوا شَيْناً جَرُّوا إِلَيْنَا كُلَّ مَوَدَّه وَ ادْفَعُوا عَنَّا كُلَّ قَبِيحٍ. (1)
فصل اول ـ اهميت عزاداري براي سالار شهيدان(عليهالسلام)
آيات و روايات
{ وَ مَن يُعَظِّم شَعائِرَ اللهِِ فَإِنَّها مِن تَقوَي القُلوبِ}(2)
مجالس عزا از آن وقت به امر حضرت صادق (سلاماللهعليه) و به سفارش ائمه هدي(ع)، ما بپا ميكنيم اين مجالس عزا را. (10)
2. پيدايش قمهزني
ب ـ رواج قمهزني در دوران قاجار
از شاخصههاي عزاداري در دوره قاجار، عموميت يافتن رسم تيغزني و قمهزني است؛ رسمي که البته پيش از آن هم مسبوق به سابقهاي چند ساله بود، اما مشخصاً در اين دوره گسترش و رواجي بيسابقه يافت. (35)
3. نقش استکبار در ترويج و بهرهبرداري از قمهزني
الف ـ نقش استعمار انگليس
تا حدود قرن هيجدهم سه امپراطوري بزرگ شرقي؛ هند، ايران و عثمانيٍِ مسلمان بودند که بر تمام جهان متمدن شرقي در آن روز، حکومتهاي مرفه و مقتدري پديد آورده بودند. اسپانيا و فرانسه و هلند وانگليس به رهبري زرسالاران يهودي و مسيحيان صليبي، به فکر افتادند که مقاومت مسلمين را بشکنند. انگليسيها ، براي رسيدن به اين هدف به چارهجويي پرداختند؛ از جمله در هند و ايران که هسته اصلي مقاومت را شيعيان تشکيل ميدادند. اينان از شيعيان هندوستان شروع کردندکه از مرکز تشيع و مرجعيت نجف به دور بودند. انگليسي ها از جهل و سادگي شيعه و عشق زياد آنان به امام حسين(ع) سوءاستفاده کردند و قمه و شمشيرزني بر پيشاني را جعل کرده و به آنان آموختند... متاسفانه برخي شيعيان هند، اين بدعت را بدون مجوز علما و نواب امام زمان(عج) پذيرفتند!
ب ـ نقشه سيا در رابطه با فرهنگ عاشورا
اخيراً كتابى به نام نقشهاى براى جدايى مكاتب الهى در آمريكا انتشار يافته كه در آن گفتگوى مفصلى با دكترمايكل برانت يكى از معاونان سابق سيا (سازمان اطلاعاتى مركزى آمريكا) انجام شده است. (44) او در اين زمينه مىگويد:
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): يَحْمِلُ هَذَا الدِّينَ فِي كُلِّ قَرْنٍ عُدُولٌ يَنْفُونَ عَنْهُ تَأْوِيلَ الْمُبْطِلِينَ وَ تَحْرِيفَ الْغَالِينَ وَ انْتِحَالَ الْجَاهِلِينَ كَمَا يَنْفِي الْكِيرُ خَبَثَ الْحَدِيدِ. (46)
1. موج اول؛ مبارزه علامه سيدمحسنامين(رحمهالله)
با انحرافات عملي در عزاداري و حمايت سيد ابوالحسن اصفهاني(قدسسره) از نهضت تنزيه
2. موج دوم؛ مقابله حضرت امام خميني(قدس سره)با قمه زني و امثال آن
پس از پيروزي انقلاب اسلامي جرياني تحت تاثيرمحافل روشنفکري در ايران شکل گرفت که با عزاداري حسيني به صورت سنتي، به مخالفت پرداخت. بنيانگذار جمهوري اسلامي در مقابل اين تفکر با شدت و حدّت ايستادند و طي چند سخنراني، به تبين نقش مجالس عزاي حسيني در حفظ و بقاي مکتب تشيع پرداخته و ضرورت برگزاري مراسم عزاداري به همان شيوه سنتي را مورد تأکيد قراردادند. (58)
3. موج سوم؛ حکم حکومتي رهبر معظم انقلاب(مدظلهالعالي)در مورد قمه زني و حمايت مراجع عظام و علما از آن
پس از گسترش غير عادي تظاهر به قمه زني پس از رحلت حضرت امام خميني(ره) و ايجاد زمينه بهرهبرداري خبرگزاريها و پايگاههاي اطلاعرساني معاند از اين صحنهها براي ضربهزدن به اساس تشيّع، رهبر معظم انقلاب در بياناتي که در آستانه محرمالحرام در جمع روحانيون استان کهکيلويه و بويراحمد فرمودند، (64)بر لزوم هرچه باشکوهتر برگزار شدن عزاي حسيني تأکيد و انحرافي بودن جريان قمهزني در عزاي حسيني را تبيين فرمودند و خواستار زدودن اين حرکات وهنآميز از ساحت قدسي عزاي حسيني شدند. ------------------------------ پانوشتهای این بخش؛ متن کامل ویراست جدیداین کتاب ارزشمند را که امسال در تیراژ صد هزار جلد(چاپ های چهارم تا هشتم) منتشر شد را در این آدرسها ببینید: وبلاگ کتاب: http://www.dastepenhan.blogfa.com و همچنین:متن کتاب در خبرگزاری رسا/خبرگزاری حوزه های علمیه(صفحات۱-۱۱۴) وهمچنین:عکس های کتاب دست پنهان /16 صفحه رنگی آخر کتاب(صفحات ۱۱۴-۱۳۲) از سایت اسلام ناب وهمچنین: پی.دی.اف کتاب(صفحات 1-114) از سایت اسلام ناب وهمچنین:فصل بسیار مهم وجدیدکتاب دست پنهان/پاسخ به شبهات موافقین قمه زنی
امام حسن عسگري(ع) فرمود: تقواي الهي را رعايت کنيد و زينت ما باشيد؛ نه مايه ننگ ما. با رفتار خود همه محبتها را به سوي ما جلب کنيد و [با رفتار مناسب خود] هر [نسبت] ناروايي را از ما دور کنيد.
آنچه ائمه هدي(ع) از محبين و شيعيان خود انتظار دارند، هدايت همه ارادتها و دوستيها به سوي آنها و دفع هر قبيحي از ساحت قدسي آن انوار تابناک الهي است.
ارادت قلبي و ابراز احساسات خالصانه دوستداران اهلبيت(ع) به محضر آن بزرگواران در طول قرون و اعصار، موجب شده جهانيان رفتار و منش ما را وسيله شناخت بزرگان دينمان بدانند. از اين روست که دشمنان مکتب اهل بيت نيز مترصد به دست آوردن نمونههايي از رفتارهاي ما هستند که بتوانند با عرضه آن به افکار عمومي دنيا، نفرت و انزجار عمومي را بر ضد الگوهاي ديني ما ـ عليهم صلواتالله ـ برانگيزند. لذاست که مي بينيم اکثر پايگاههاي اينترنتي و شبکههاي تبليغاتي استکباري از تصاوير شيعياني که با رفتارهايي مثل قمهزني، چهار دست و پا رفتن و... قصد عرض ارادت به امام حسين(ع) را داشته اند، سوءاستفاده و شيعيان را انسانهايي متوحش، غيرمنطقي و خشونتطلب معرفي کنند و جنايات خود را در کشورهاي شيعي تلاش براي کنترل و نظمبخشي جامعهاي غيرمتمدن و بدوي نشان ميدهند.
از سوي ديگر، سايتهاي تبليغي مسيحيت و وهابيت با ارائه اين تصاوير، ذهن مخاطب را از فرصت فکر کردن به پذيرش مذهب متعالي و مترقي تشيّع دور نگه ميدارند.
اين مجموعه ثمره تلاشي است براي شناخت تاريخچه، سير تطورات و زمينههاي موضعگيري فقهي و اجتماعي علما در مورد قمهزني و در آخر ارائه نمونههايي از سوءاستفاده دشمنان تشيع از آن.
استقبال گسترده علاقمندان به نشر فرهنگ عاشورا از اين مجموعه، عليرغم محدوديت توان تهيه کنندگان در پاسخگويي به درخواستهاي مکرر افراد، مجموعههاي فرهنگي، نهادها و دستگاههاي مذهبي، زمينهساز انتشار پنج چاپ از اين کتاب ـ با حمايت ارزشمند اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان قم ـ در مدتزماني کوتاه شد.
ترجمه سريع آن به چند زبان زنده دنيا و دهها هزار مراجعه به سايت دست پنهان و لينکدادن دهها پايگاه اطلاعرساني به آن، نشانگر لطف الهي و نزول برکاتي است که منشأ آن را ويژگيهاي خاص اين مجموعه نمي دانيم؛ بلکه نياز وافر جامعه و آمادگي مردم براي پذيرش استدلال محکم و تهي بودن فضا از محصولات قوي و پاسخگو، علت اينگونه استقبالهاست.
اميد که بصيرت ديني عزاداران حسيني و ارادتمندان آستان نوراني ائمه هدي(ع) موجب جلب رضاي صاحب عزاي واقعي، حضرت وليعصر(عج) و زمينهساز ظهور حضرتش گردد.
دفتر فرهنگي فخرالأ ئمه(عليهمالسلام)
ذيحجه الحرام 1430
در بيان آيات و روايات، بيانات امام خميني (قدس سره) و رهبر معظم انقلاب (مد ظله العالي)
و هرکس شعائر الهي را بزرگ دارد، اين کار نشانه تقواي دلهاست.
ـ از امام صادق(ع) نقل گرديدهاست که: امام حسين(ع) به سوي پيامبراکرم(ص) ميآمد که حضرت به استقبالش شتافت و او را در دامان خويش نشاند و فرمود: همانا کشته شدن حسين(ع) در دلهاي مؤمنين حرارتي ايجاد کرده است که هرگز سرد نخواهد شد.
سپس امام صادق(ع) فرمود: پدرم فداي کسي که کشته اشکهاي جاري است. گفتند: اي فرزند رسولالله! کشته هر اشک روان يعني چه؟ فرمود: هيچ مؤمني او را ياد نميکند مگر اينکه اشک او جاري خواهد شد. (3)
امام صادق(ع) فرمود: ... هيچ چشمي و هيچ اشکي نزد خدا محبوبتر از چشمي که بر او [امام حسين(ع)] گريه ميکند، نيست؛ و هيچ گريهکنندهاي بر او گريه نميکند، مگر اينکه با فاطمه زهرا(س) تقرب و پيوند برقرار کرده و او را شادمان ميگرداند، و نيز با رسولالله پيوند برقرار و حق ما را ادا کرده باشد؛ و هيچ بندهاي محشور نميشود مگر اينکه چشمانش گريان باشد، بهجز گريهکنندگان بر جدّم حسين(ع) که همانا محشور ميشوند درحاليکه چشمانشان روشن است و بشارت به بدرقهشان ميآيد و شادي از صورتشان نمايان است و در حالي که خلايق در هول و هراس و در معرض حسابند، آنها در امانند و زير عرش همصحبت حسين اند و در سايه عرش از بدي روز حساب بيمناک نيستند.
به آنها گفته ميشود که وارد بهشت شويد، [اما آنها] ابا ميکنند و همنشيني و همصحبتي با او را ترجيح ميدهند؛ سپس حوريان و غلامان بهشتي در پي آنها فرستاده ميشوند و [به آنها ميگويند] که ما مشتاق شماييم؛ [اما ايشان] حتي سرهايشان را براي [ديدن] آنها بلند نميکنند! بخاطر شادي و سروري که از مجالست با حسين(ع) درک کرده و چشيدهاند. (4)
امام صادق(ع) ميفرمايند: اي عبدالله بن صنان! بافضيلتترين عملي که در اين روز [عاشورا] به جا آورده ميشود، اين است که لباس تميزي را به تن کني، دکمههاي آن را باز کني، آستينهايش را بالا بزني و سر و پا برهنه باشي؛ همانند کساني که مصيبتزدهاند. (5)
امام صادق(ع) فرمود: کاملترين مؤمن از جهت ايمان کسي است که خُلق او نيکوتر و رقّت قلب او و گريه او بر ما اهلبيت بيشتر و شديدتر باشد، دوستي او با ما اهلبيت زيادتر، حزن و اندوه و سوزش دل او در مصيبت ما و موّدت و دوستي او براي ما بيشتر باشد. (6 )
روايت شده زماني که نبي اکرم(ص) به دخترش فاطمه(س) از شهادت فرزندش حسين و رنجهايي که بر او جاري ميشود خبر داد، فاطمه به شدت گريست و عرض کرد: اي پدر! اين [حادثه] چه زماني رخ ميدهد؟ فرمود: در زماني که من و تو و علي نيستيم. پس گريه او (حضرت زهرا(س)) شدت گرفت و عرض کرد: اي پدر! پس چه کسي بر او گريه خواهدکرد؟ و چه کسي عهدهدار اقامه عزاي او خواهد شد؟
پيامبر(ص) فرمود: اي فاطمه! به درستي که زنان امت من بر زنان اهلبيت من و مردانشان بر مردان اهلبيت من گريه خواهند کرد و هر سال، نسل اندر نسل عزاي او را تجديد کرده و آن را زنده نگه ميدارند.
پس در قيامت تو زنان آنان و من مردانشان را شفاعت ميکنم و دست هر کس را که بر مصيبتهاي حسين(ع) گريه کند، ميگيريم و او را وارد بهشت ميکنيم.
اي فاطمه! هر چشمي روز قيامت گريان است، مگر چشمي که بر مصيبتهاي امام حسين(ع) گريان بوده است؛ پس صاحب اين چشم در آن روز خندان است و به نعمتهاي بهشتي بشارت داده ميشود. (7)
در حديث مناجات، حضرت موسي(ع) عرضه ميدارد: پروردگارا! از چه رو امت محمد(ص) را بر ديگر امتها برتري دادي؟ خداوند متعال فرمود: آنها را بخاطر ده خصلت برتري دادم. موسي(ع) عرضه داشت: آن خصلتها که به آن عمل ميکنند، کدامند؟ [به من ياد بده] تا به بني اسرائيل فرمان دهم به آنها عمل کنند. خداوند متعال فرمود: نماز و زکات و روزه و حج و جهاد و نمارجمعه و نمازجماعت و قرآن و علم و عاشورا. موسي(ع) عرضه داشت: پروردگارا ! عاشورا چيست؟ فرمود: گريه کردن و گرياندن بر سبط (8) محمد(ص) و مرثيه و عزاداري براي مصيبت فرزندان مصطفي(ص). اي موسي! هيچ بندهاي از بندگان من در آن زمان بر فرزندان مصطفي(ص) گريه نکند و يا نگرياند و عزادار نشود مگر اينکه بهشت از آن او خواهد بود و در بهشت ماندگار خواهد بود. و هيچ بندهاي يک درهم از مال خود را بخاطر محبت فرزند دختر پيامبرش بهصورت اطعام و يا کار ديگري انفاق نکند مگر اينکه در سراي دنيا در برابر هر درهم، هفتاد درهم برکت ميدهم و در بهشت در عافيت خواهد بود وگناهانش آمرزيده ميگردد.
بيانات امامخميني(قدسسره) و رهبر معظم انقلاب(مدظلهالعالي)
ملت ما قدر اين مجالس را بدانند، مجالسي است كه زنده نگهميدارد ملتها را، در ايام عاشورا زياد و زيادتر و در ساير ايام هم غير اين ايام متبركه، هفتههاست و جنبشهاي اينطوري هست. اگر بُعد سياسي اينها را بفهمند، همان غربزدهها هم مجلس بهپا ميكنند و عزاداري ميكنند؛ اگر چنانچه ملت را بخواهند و كشور خودشان را بخواهند. من اميدوارم كه هر چه بيشتر و هر چه بهتر اين مجالس برپا باشد و از خطباي بزرگ تا آن نوحهخوان در اين تاثير دارد؛ [از] آن كه ايستاده پاي منبر، چند شعر ميگويد و چند شعر ميخواند، تا آن كه در منبر است و خطيب است، اينها هر دو در اين مسئله تاثير دارند، تاثير طبيعي دارند؛ گرچه خود بعضي اشخاص هم ندانند دارند چه ميكنند؛ مِن حَيثُ لايَشعُر. (11)
روضه سيدالشهداء براي حفظ مكتب سيدالشهداست. آن كساني كه ميگويند روضه سيدالشهداء را نخوانيد، اصلاً نميفهمند مكتب سيدالشهداء چه بوده و نميدانند يعني چه. نميدانند اين گريهها و اين روضهها حفظ كرده اين مكتب را. الان هزار و چهارصد سال است كه با اين منبرها، با اين روضهها و با اين مصيبتها و با اين سينه زنيها ما را حفظ كردهاند؛ تا حالا آورده اند اسلام را... اين نقش، يك نقشي است كه اسلام را هميشه زنده نگه داشته، آن گلي است كه هي آب به آن ميدهند زنده نگه داشته، اين گريهها زنده نگهداشته مكتب سيدالشهداء را، اين ذكر مصيبتها زنده نگه داشته مكتب سيدالشهداء را. (12)
امام حسين(سلامالله عليه) با عده كم، همه چيزش را فداي اسلام كرد؛ مقابل يك امپراطوري بزرگ ايستاد و «نه» گفت. هر روز بايد در هر جا اين «نه» محفوظ بماند و اين مجالسي كه هست، مجالسي است كه دنبال همين است كه اين «نه» را محفوظ بدارد. (13)
اين [ذکر مصيبت امام حسين(ع)] همان چشمهى جوشانى است كه از ظهرِ روزِ عاشورا شروع شد؛ از همان وقتى كه زينب كبرى(س) طبق نقلى كه شده است بالاى «تلّ زينبيّه» رفت و خطاب به پيغمبر عرض كرد: «يا محمداه، صلّى عليك مليك السّماء هذا حسينك مرمّل بالدّماء، مقطّع الاعضاء، مسلوب العمامه و الرّداء... » (14) او خواندنِ روضهى امام حسين(ع) را شروع كرد و ماجرا را با صداى بلند گفت؛ ماجرايى كه مىخواستند مكتوم بماند. خواهر بزرگوار امام، چه در كربلا، چه در كوفه و چه در شام و مدينه، با صداى بلند به بيان حادثهى عاشورا پرداخت. اين چشمه، از همان روز شروع به جوشيدن كرد و تا امروز، همچنان جوشان است. اين حادثهى عاشوراست. (15)
اكنون بايد به نحو متعارف كه در طول قرون و اعصار عزادارى مىكردهاند و متدينين و علماء هم خود در آن شركت مىجستهاند، عزادارى كنند؛ يعنى تشكيل مجالس روضهخوانى و راهاندازى دستهجات و مواكب عزادارى كه داراى حال و حزن و شور محبت اهلبيت(عليهمالصلاهوالسلام) است، سعى كنند كه نوحهها و شعرها و روضهخوانىها، پرمغز و داراى مضامين صحيح و متكى به آثار واردهى معتبره از ائمه(ع) يا علماى بزرگ باشد. (16)
من واقعاً مىترسم از اينكه خداى ناكرده، در اين دوران كه دورانِ ظهور اسلام، بروز اسلام، تجلّى اسلام و تجلّى فكر اهلبيت(عليهمالصّلاه والسّلام) است، نتوانيم وظيفهمان را انجام دهيم. برخى كارهاست كه پرداختن به آنها، مردم را به خدا و دين نزديك مىكند. يكى از آن كارها، همين عزاداريهاى سنّتى است كه باعث تقرّبِ بيشترِ مردم به دين مىشود. اينكه امام فرمودند «عزادارى سنّتى بكنيد» به خاطر همين تقريب است. در مجالس عزادارى نشستن، روضه خواندن، گريه كردن، به سر و سينه زدن و مواكب عزا و دستههاى عزادارى بهراهانداختن، از امورى است كه عواطف عمومى را نسبت به خاندانپيغمبر، پرجوش مىكند و بسيار خوب است. (17)
فصل دوم ـ تاريخچه قمه زني
1. قمهزني چيست؟
قمهزني مراسمى است كه در بعضى شهرستانها و بلاد شيعى و توسط برخى از عزاداران امامحسين(ع) اجرا مىشود و در تأسى به مجروح و شهيد شدن سيدالشهدا(ع) و شهيدان كربلا و بهعنوان اظهار آمادگى براى خون دادن و سر باختن در راه امام حسين(ع) انجام مىگيرد شرکت کنندگان در اين مراسم، صبح زودِ روز عاشورا، با پوشيدن لباس سفيد و بلندى همچون كفن، بصورت دستهجمعى قمه بر سر مىزنند و خون، از سر بر صورت و لباس سفيد جارى مىشود. بعضىهم براى قمه زنى نذر مىكنند، برخى هم چنين نذرى را درباره كودكان خردسال انجام مىدهند و بر سرِ آنان تيغ مىزنند، تا از محل آن خون جارى گردد.
در اينجا به توصيف صحنه هايي از دسته قمهزني در شهر کاظمين به نقل از کتاب تراژدي کربلا مي پردازيم:
روز عاشورا در بيشتر شهرها و روستاهاي عراق، روز حزن و اندوه و سوگ است. ديدگان اشکبار و رنگ سياه پرچمها و چهرههاي خاک آلود، در همه جا به چشم مي خورد؛ تنها کفنهاي قمه زنان به رنگ سفيد و با لکه هايي از خون ديده مي شود. مرداني که شعار «فداييان حسين» را بر کفنها نگاشته، قمه، شمشير و يا خنجري بر دستان گرفته و بر سرهاي تراشيده خود زخمهايي گاه بسيار عميق و شديد وارد ميآورند. دسته بيضوي شکل آنها با عبور از خيابان اصلي کاظمين به حرم وارد مي شود... عزاداران با رسيدن به حرم کاظمين، با حماسه بسيار فرياد «حيدر... حيدر» سر مي دهند و با هر ضربه طبل و نواي شيپور، ضربهاي بر فرق سر ميزنند. گاه اين ضربهها چنان شديد است که فرق سر را شکافته و خون بسياري از آن جاري مي سازد. در برخي موارد نيز افراد از هوش رفته و بر زمين ميافتند و يا از شدت ضربه ها جان مي دهند...
گروه سرشکافته و خونآلود قمهزنان، چنان منظره دهشتناکي پديد ميآورند که وحشت و اندوه، سراسر وجود تماشاچيان را فرا ميگيرد...
خون، با نخستين ضربه فوران مي زند؛ اما گاه برخي آنچنان به شور و هيجان ميآيند که ضربههاي محکمي بر سر فرود آورده و خون بيشتري از سر خود جاري مي سازند. برخي نيز با سطح قمه بر سر ضربه ميزنند تا خطر کمتري برايشان داشته باشد. قمهزنان بلافاصله پس از پايان مراسم به حمامهاي عمومي رفته و پس از مداواي زخمهايشان به شيوهاي سنتي، خود را شسته و بهبود مييابند. آمادهسازي قمهها و کفنها و گروههاي موزيک و ديگر لوازم مورد نياز، بر عهده هيئتهاي عزاداري است. جمعآوري کمکهاي مردمي و دادن مبلغي به شاعر، نوحهخوان، سخنران و ديگر مخارج نيز برعهده هيئتها است.» (18)
قمهزنى نيز مثل شبيهخوانى، از دير باز مورد اختلاف نظر علما و پيروان و مقلدين آنان بوده و به استفتاء و افتاء مبنى بر جواز يا عدم جواز آن مىپرداختهاند.
در مورد منشأ اصلي و اولي قمهزني، اقوال مختلفي وجود دارد؛ (19) اما آنچه که بيشتر از همه مستند و قابل اثبات است، اين است که تيغزني و قمهزني رسومي عاريتياند که از جانب ترکهاي آذربايجان به فارسها و اعراب منتقل شدهاند. (20)
ابراهيم الحيدري، جامعه شناس، محقق و نويسنده عراقيالاصل کتاب تراژدي کربلا نيز بر اين عقيده است که مراسمهايي از قبيل قمهزني، قبل از قرن نوزدهم در عراق مرسوم نبوده و به تدريج از اواخر اين قرن در آن کشور رواج يافته است. بنابراين مراسم قمهزني و... از خارج عراق به آن کشور وارد شده و ريشه عربي ندارد. (21)
شيخ کاظم دجيلي نيز در تأييد اين نظر مي گويد:
عربهاي عراق تا آغاز قرن بيستم در اين گونه مراسمها شرکت نميکردند؛ اين اعمال در ابتدا در ميان ترکهاي عراق، فرق صوفيه و کردهاي غرب ايران مرسوم بود. (22 )
گزارشي از مقامات بريتانيايي درباره مراسم عاشوراي 1919م. در نجف نيز حاکي است که گروهي صد نفره از شيعيان ترک در آن سال به قمهزني پرداخته بودند. (23)
خاطرهاي از سيد محمد بحرالعلوم، اين نظر را تأييد ميکند:
هنگامي که حدود 50 يا 60 سال پيش در نجف بودم، تنها چند هيئت ترک در آن شهر حضور داشت. آنان در ايام عزا به منزل سيد بحرالعلوم بزرگ ميرفتند و با کسب اجازه از ايشان به خواندن ابياتي سوزناک درباره امام حسين(ع) مي پرداختند. برخي از آنان نيز در ضمن ذکر مصيبت براي همدردي با امام حسين(ع) جراحتهاي خفيفي به خود وارد ميکردند. به تدريج اين گونه اعمال رو به تحول و گسترش گذاشته تا آن که پس از ممنوعيت قمهزني در دوره نخست وزيري ياسين هاشمي، در سال 1935 م. به اوج خود رسيد. در واقع اين اعمال زور، تأثيري معکوس داشت؛ (24) به نحوي که يک هيئت قمهزني، به سه هيئت تبديل شد. (25)
حاج حميد راضي (متوفي سال 1953.م) از معمّرين اهل کربلا که نزديک به 110 سال عمر کرده بود، خاطرات خود درباره عزاداري امام حسين(ع) نقل ميکند که مراسم قمهزني و... در ايام جواني او در شهر نجف و کربلا مرسوم نبود. (26) همچنين در خاطرات شفاهي هيچ يک از کهن سالان نجف و کربلا از برگزاري مراسم قمهزني و... قبل از نيمه قرن نوزدهم ياد نشده است. اينگونه مراسمها براي اولين بار توسط برخي زائران ترک از طايفه قزلباش رواج يافت. آنان به هنگام زيارت امام حسين(ع) با شمشيرهايي مخصوص به سرهاي خود ضربه مي زدند. (27)
از نظر تاريخي، مسلّم است که قمهزني در ايران نيز تا پيش از صفويه هيچگونه سابقهاي نداشته است و محورِ ترديدها در آن است که آيا در زمان صفويه به وجود آمده است و يا اينکه بعد از صفويه در در زمان قاجاريه وارد شده و رواج يافتهاست؟ (28)
الف ـ ورود قمهزني به ايران در زمان صفويان و جريانفداييان
اقدامات مهم صفويان در زمينه عزاداري، يکي، رسمي و حکومتيکردن مجالس سوگواري و ديگري، ابزارمند کردن و نيز پديدآوردن آيينها و رسوم جديد عزاداري بود. (29)
پيتر دلاواله، سياح ايتاليايي، از عزاداري شيعيان در اصفهانِ عصر صفوي سال 1037 قمري چنين گزارش ميدهد:
تشريفات و مراسم عزاداري عاشورا به اين قرار است که همه غمگين و مغموم به نظر ميرسند و لباس عزاداري به رنگ سياه ـ يعني رنگي که در مواقع ديگر هيچ وقت مورد استعمال قرار نميگيرد ـ بر تن ميکنند. هيچکس سر و ريش خود را نميتراشد و به حمام نميرود. به علاوه نه تنها از ارتکاب هر گناه پرهيز ميکنند، بلکه خود را از هرگونه تفريح و خوشي محروم ميسازد.
جمعي در ميدان ها و کوچه هاي مختلف و جلوي خانههاي مردم، برهنه و عريان در حالي که فقط با پارچه سياه يا کيسه تيره رنگي ستر عورت کرده و سر تا پاي خود را با ماده اي سياه و براق... رنگ زدهاند، حرکت ميکنند... به همراه اين افراد، عدهاي برهنه نيز راه ميروند که تمام بدن خود را به رنگ قرمز درآوردهاند؛ تا نشاني از خونهايي که به زمين ريخته و اعمال زشتي که در آن روز [عاشورا] نسبت به حسين انجام گرفته است، باشد. همه با هم، آهنگهاي غمانگيز در وصف حسين و مصائب وارد بر او ميخوانند و دو قطعه چوب يا استخواني را که در دست دارند، به هم ميکوبند و از آن صداي حزنانگيزي به وجود ميآورند و به علاوه حرکتي به سر و تن خود ميدهند که علامتي از اندوه بي پايان آنها است و بيشتر به رقص شباهت دارد... (30)
علاوه بر ابزار آلات جديد، از اين دوره بود که آداب و رسوم نويني هم در سلک آيينهاي عزاداري درآمد؛ آدابي چون «تيغزني»، «قفلزني»، «سنگزني» و «قمهزني» را از اين جمله شمردهاند. (31)
استاد يوسفي غروي نيز در اين باره ميگويد:
از نظر تاريخي، ظاهراً آن وقت كه صفويه سر كار آمدند، قمه زني پديد آمد و مسلماً هيچ سابقهاي هم بر صفويه ندارد؛ اما هنوز به يقين نرسيدهايم كه آيا قبل از عثمانيها هم اين کار انجام ميشده است يا نه؟
روال حكومتها اين است که اعمال و رفتارها را از همديگر يادميگيرند؛ عثمانيها گروه فدائيان داشتند؛ صفويه هم يك گروه فدائيان درست كرده بودند و مانند آلبويه که در قرن سوم و چهارم در بغداد، عمدتاً دستههاي اوليه عزاداريشان، دستههاي نظاميشان بود، به ارتش دستور داده بودند که به طور منظم و دستهبندي شده، دسته عزاداري راه بياندازند. صفويه هم وقتي سر كار آمدند اين برنامه را تكرار كردند. يكي از افواج فدائيان، قزلباش صفوي بودند كه هميشه به نشانه آماده به خدمت، سرشان تراشيده بود. در كتاب «تاريخ شاه عباس كبير» از نصرالله فلسفي ـكه در پنج جلد نوشته شده و يكي از وسيعترين و دقيقترين تواريخ است ـ به تفصيل، «فوج فدائيان» معرفي شدهاند. در وصف آنان آمده كه حتي در تمريناتشان گوشتِ حيوانات مختلف و حتي مار را ميخوردند كه هنوز هم در بعضي از ارتشهاي جهان معمول است؛ مثلاً در ارتش صدام نيز يك فوج فدائي اين طوري وجود داشت. خلاصه اين كه فدائيانِ صفويه در روز عاشورا شمشير به دست، بيرونآمدند و تصورشان اين بود كه نوعي همدردي و مواسات با اصحاب امام حسين(ع) داشته باشند. آنان ميگفتند در چنين روزي که اصحاب امام حسين(ع) و خود امام، و بني هاشم تير ميخورند، پس ما هم اين حالت را براي خودمان ايجاد ميکنيم؛ يعني نشان دهيم كه ما در راه امام حسين(ع) فدوي هستيم و حاضريم سرمان بريده شود؛ و اين شروع قمهزني شد. (32)
البته در آن زمان نيز اکثر جامعه به علمايي که با اين بدعتها به مخالفت برميخاستهاند، توجه خاصي نميکردند، تا آنجا که عالمي مثل «مقدس اردبيلي» به خاطر مخالفت با اين نوع حرکات در عزاي امام حسين(ع) از سوي اکثريت جامعه طرد مي شود! (33)
ميرزا عبدالله افندي ـ از علماي شيعه معاصر شاه سلطان حسين ـ در بخشي از کتاب «تحفه فيروزيه» خود به اين مخالفتها اشاره ميکند ... مطابق روايت جاسم حسن شبر در «ارشاد الخطيب»، داستان از اين قرار است که مقدس اردبيلي چندي از حرکات ناشايستي که بعضي مردم در امر عزاداري امام حسين(ع) مرتکب ميشدهاند، رنجيده خاطر شده و با اين استدلال که اين اعمال جزو رسوم اقامه عزا نيست و در سيره اهلبيت(ع) نيز وجود ندارند، آنان را از اين کار نهي ميکند. لکن مردم به منع او وقعي ننهاده، بر شدت و گستره عمل خود افزودند. تا آنجا که وي آزرده شده، حتي در مقام اعتراض، ترک آن ديار (اردبيل) کرده و به يکي از قريههاي اطراف ميرود تا صداي عزاداري مردم به آن شيوه را نشنود. (34)
بنجامن، سفير کبير آمريکا در ايرانِِ عهد ناصرالدين شاه، در توصيف مراسم قمهزني در سفرنامهاش چنين مينويسد:
سال 1884 ميلادي من در تهران اقامت داشتم. دستههايي در خيابانها حرکت ميکردند و احساسات تند و شديد بيسابقهاي از خود نشان ميدادند... در اين ميان ناگهان جمعي سفيدپوش که کاردهايي در دست داشتند، پديدار شدند که با هيجان زياد کاردها را بالا برده و به سر خود مي زدند و خون از سر آنها و از کاردهايي که در دست داشتند، فواره مي زد و سر تا پايشان را سرخ کرده بود. واقعا که منظره دلخراش و بسيار تأثرآوري بود که هرگز نميتوانم آن را از ياد ببرم. کساني که در اين دستهها قمه ميزنند، گاهي اوقات آنقدر به هيجان آمده و يا خوني که از آنها ميرود [آن قدر زياد است] که بيحال شده و روي زمين ميافتند و حتي ممکن است اگر فوراً مداوا نشوند، جان خود را از دست بدهند. (36)
بايد گفت در اين دوره، خطبايي مثل آخوند ملاآقا بن عابد شيرواني معروف به فاضل دربندي (37) با کتابش به نام اکسير العبادات في اسرار الشهادات همين قدر که در رونقبخشي به مجالس عزا در آن دوره نقش داشتند، در ورود مطالب سست و جعلي وخرافات و در نتيجه عوامگرايي اين مجالس هم مؤثر بودهاند. (38)
عبدالله مستوفي، تاريخنگار دوره قاجار درباره فاضل دربندي مي نويسد:
تيغ زدن روز عاشورا از کارهايي است که اين آخوند در عزاداري وارد يا لامحاله آن را عمومي کرده و فعل حرام را موجب ثواب پنداشته است. (39)
مهدي بامداد نيز درباره او مي نويسد:
او [فاضل دربندي] است که تيغ زدن را بر سر، که خلاف اصول اسلامي است و اسلام مافوق اين حرفها است، در ايّام عاشورا جايز دانست و خود نيز عمل ميکرده است. و از اين تاريخ است که مردم عوام به تبعيت وي در ايّام عاشورا به اين عمل دست زده اند. (40)
در اين دوره نيز علماي بزرگي مثل علامه سيدمحسن امينعاملي، قمهزني و نظاير آن را غيرشرعي و شيطانپسند خوانده و به مخالفت با آن پرداختند که باز هم ـ با توجه به اين که قمهزني به سرعت جايگاه مطلوبي نزد عوام الناس يافته و جزئي لاينفک از مظاهر دينداري، با لعاب تعصب مردم شده بود ـ نه تنها مخالفت اين دسته از علما مؤثر واقع نشد، بلکه به تشکيل جبههاي در بين مردم و برخي علماي موافق قمهزني منجر شد؛ (41) تا جايي که براي مثال به علامه سيد محسن امين عاملي تهمت زدند که ميخواهد اخبار را نسخ کند و از اجراي اعمال دين جلوگيري کند! (42)
كوبيدن شمشير بر سر و پيشاني در سوگ سيدالشهدا(ع) در روز عاشورا، توسط استعمار انگليس، از هند به ايران و عراق رخنه نمود.
تا گذشتهاي نهچندان دور، سفارتهاي بريتانيا در تهران و بغداد، هيئتهاي عزاداري را که به آن صورت انزجارآور و زشت در كوچه و خيابانها ظاهر ميشدند، تأمين ميکردند. غرض از سياست استعماري انگليس از كمك به رشد اين مراسم زشت، به دست آوردنِ دليلي معقول براي استعمارش بود كه همواره با معارضه مردم بريتانيا و برخي نشريات آن كشور روبرو ميشد.
استعمار انگليس ميخواست ثابت كند كه مردمان مستعمره هند و كشورهاي اسلامي ديگر كه به آن صورت وحشيانه در خيابانها ظاهر ميشوند، احتياج به ولي و قيمي دارند كه آنان را از جهل و توحش موجود برهاند. در نتيجه، عكس و تصاوير دستههاي عزادار كه در روز عاشورا به زنجير به پشت خود نواخته و با شمشير و قمه بر سر خود ميكوفتند و خونهاي جاري شده در نتيجه اين جريانات، در روزنامههاي بريتانيا و اروپا به چاپ ميرسيد؛ و سياستمداران استعمارگر در نتيجه اين تصويرها، استعمارِ اين كشورها را به عنوان ضرورتي انساني اعلام ميكردند كه ميتواند مردم آن كشورها را از جهل و توحش رهانيده و به جاده تمدن و تقدم رهنمون سازد.
نقل شده است، هنگامي كه «ياسين هاشمي» نخستوزير عراق در عهدِ استعمار انگليس براي گفتگو جهت پايان دادن استعمار، به لندن رفته بود، انگليسيها به او گفتند: ما به خاطر كمك به مردم عراق به آنجا آمدهايم تا آنان را از توحش و حماقت خارج ساخته و مزه سعادت را به آنان بچشانيم!
اين سخن، خشم ياسين هاشمي را برميانگيزد و باعث ميگردد با عصبانيت از جلسه خارج شود؛ اما انگليسيها از او عذر خواهي كرده و او را به ديدن فيلمي مستند از عراق دعوت ميكنند. اين فيلم كه از هيئتهاي حسيني به راه افتاده در خيابانهاي نجف، كربلا و كاظمين تهيه شده بود، حاوي مشاهد مهيب و نفرتآور از شمشيركوبي و قمهزنيِ مردمِ عزادار بود. گويي انگليسيها ميخواستند بگويند: «آيا مردماني روشنفكر كه از تمدن بويي بردهاند، با خود چنين ميكنند؟!» (43)
بعد از مدتها تحقيق، به اين نتيجه رسيديم كه قدرت رهبر مذهبى ايران و استفاده از فرهنگ شهادت، در انقلاب ايران تأثيرگذار بوده است. ما همچنين به اين نتيجه دست يافتيم كه شيعيان، بيشتر از ديگر مذاهب اسلامى فعال و پويا هستند. در اين گردهمايى تصويب شد كه بر روى مذهب شيعه تحقيقات بيشترى صورت گيرد و طبق اين تحقيقات، برنامهريزيهايى داشته باشيم. به همين منظور، چهل ميليون دلار بودجه براى آن اختصاص داديم و اين پروژه در سه مرحله بهترتيب زير انجام شد... پس از نظرسنجيها و جمعآورى اطلاعات از سراسر جهان، به نتايج مهمى دست يافتيم؛ متوجهشديم كه قدرتِ مذهبِ شيعه در دست مراجع و روحانيت مىباشد... اين تحقيقات ما را به اين نتيجه رساند كه بهطور مستقيم نمىتوان با مذهب شيعه رودر رو شد و امكان پيروزى بر آن بسيار سخت است و بايد پشت پرده كار كنيم. ما به جاى ضربالمثل انگليسى «اختلاف بيانداز، حكومت كن!» از سياست «اختلاف بيانداز، نابود كن!» استفاده كرديم و در همين راستا برنامهريزيهاى گستردهاى را براى سياستهاى بلندمدت خود طرح كرديم. حمايت از افرادى كه با مذهب شيعه اختلاف نظر دارند و ترويج كافر بودن شيعيان به گونهاى كه در زمان مناسب عليه آنها توسط ديگر مذاهب اعلام جهاد شود. همچنين بايد تبليغات گستردهاى را عليه مراجع و رهبران دينى شيعه صورت دهيم تا آنها مقبوليت خود رادر ميان مردم از دست بدهند.
يكى ديگر از مواردى كه بايد روى آن كار مىكرديم، موضوع فرهنگ عاشورا و شهادتطلبى بود كه هرساله شيعيان با برگزارى مراسمى اين فرهنگ را زنده نگهمىدارند. ما تصميم گرفتيم با حمايتهاى مالى از برخى سخنرانان و مداحان و برگزاركنندگان اصلى اينگونه مراسم كه افراد سودجو و شهرتطلب هستند، عقايد و بنيانهاى شيعه و فرهنگ شهادتطلبى را سست و متزلزل كنيم و مسائل انحرافى در آن به وجود آوريم؛ به گونهاى كه شيعه يك گروه جاهل و خرافاتى در نظر آيد. در مرحله بعد، بايد مطالب فراوانى عليه مراجع شيعه جمع آورى شده و بهوسيله مداحان و نويسندگانِ سودجو انتشار دهيم و تا سال 1389 مرجعيت را ـكه سد راه اصلى اهداف ما مىباشند ـ تضعيف كرده وآنان را به دست خود شيعيان و ديگر مذاهب اسلامى نابود كنيم و در نهايت تير خلاص را بر اين فرهنگ و مذهب بزنيم. (45)
فصل سوم ـ سير تاريخي مقابله علما با انحرافات عزاداري
پيامبر اکرم(ص) مي فرمايند: در هر قرني، افراد عادلي پاسداري دين را به عهده ميگيرند و تأويل اهل باطل و تحريف غلوکنندگان و دروغ نادانان را از دين ميزدايند؛ همانگونه که دمِ آهنگر، مواد زائد را از آهن ميزدايد.
گوهر يکدانه اقامه عزاي ائمه هدي(ع) چون اکسيري حيات بخش، يکي از مهمترين کارکردها را در حفظ مکتب اهلبيت(ع) به عهده دارد؛ از اين رو، علماي اعلام در حفظ و صيانت از اين مجالس اهتمام تامّ داشته و کوشيدهاند آن را از گزند انحرافات و تندرويها محفوظ نگاه دارند.
در دوران معاصر نيز اين رسالت حساس، مورد توجه و اهتمام زعماي حوزه علميه قرارداشته، علماي روشنبين به سهم خود در زدودن آفاتي که از روي جهالت عوام و گاه با تحريک و توطئه معاندان، دامنگير اين محافل گرانقدر ميشد، کوشيدهاند. (47)
جريان مقابله علماي ربّاني با اين انحرافات را در دوران معاصر، ميتوان در سه مقطع مورد بررسي و کنکاش قرار داد:
1. موج اول؛ مبارزه علامه سيدمحسنامين(ره) با انحرافات عملي در عزاداري و حمايت سيد ابوالحسن اصفهاني(ره) از نهضت تنزيه؛
2. موج دوم؛ مقابله حضرت امام خميني(ره) با قمه زني و امثال آن؛
3. موج سوم؛ حکم حکومتي رهبر معظم انقلاب(مدظلهالعالي) در مورد قمه زني و حمايت مراجع عظام و علما از آن.
مرحوم علامه سيد محسن امين در کتاب خويش به نام التنزيه لأعمال الشبيه (48) با استدلال و برهان ثابت ميکند قمهزني و برخي ديگر از اعمال رايج در عزاداري امام حسين(ع) نه تنها ثوابي ندارد، بلکه از نظر شرع مقدس حرام است. در پي انتشار اين اثر، که با هدف پاکسازي گردهمايي هاي مذهبي از بدعت ها و گمراهي ها انجام شد، مردم ناآگاه چنان در برابرش موضع گرفتند که برخي از دوستانش خطر «انقلاب عوام» را به وي گوشزد کردند. ايشان در اين باره مي گويد:
در برابر اين رساله برخي از مردم برخاسته، هياهو برپا ساختند و ناآگاهان را به هيجان آوردند... آنها در ميان بخش گسترده ناآگاه جامعه چنين پخش کردند که فلاني [سيد محسن امين] برپا داشتن عزاي امام حسين (ع) را حرام کرده و علاوه بر اين، مرا به خروج از دين متهم کردند. (49)
تبليغات فراگير درباره دانشمند مصلح دمشق، چنان مؤثر افتاد که حتي گروهي از گويندگان مذهبي در مسجدها او را گمراه معرفي کردند و برخي از مردم با گرو نهادن خانه خود و به دست آوردن اندکي پول، در جهاد نامقدس ضدّ سيد محسن شرکت جستند. (50)
ولي از آنجا که حق با سيد بود، بالاخره پيروز و سربلند شد. تا آنجا که پس از اندک زماني، آيت الله العظمي سيد ابوالحسن اصفهاني ـ که در آن زمان مقام رياست تامه و مرجعيت عامه را داشتند ـ به طرفداري از امين عاملي و کتاب بيداريبخش او فتوا صادر کرده و به صراحت گفت:
إن استعمال السيوف و السلاسل و الطبول و الابواق و مايجري اليوم أمثاله في مواکب العزاء بيوم عاشورا انّما هو محرم و غير شرعي؛ (51)
همانا استفاده از امثال شمشير و زنجير و طبل و بوق و امثال آنچه امروزه در دستهها و مواکب عزاداري عاشورا رايج شده، قطعا حرام و غير شرعي است.
اين فتوا نيز موجب اختلافات و سر و صداي شديدي شد و برخي از وعاظ در سخنراني هاي خود آيت الله اصفهاني را به سختي مورد انتقاد و حتي اهانت قراردادند؛ ولي وي هرگز حاضر نشد از فتوا و عقيده خود دست بردارد.
در بصره نيز آيت الله سيد مهدي قزويني به حمايت از علامه سيد محسن امين برخاسته و در آثار خويش به انتقاد از قمه زني پرداخت. (52) وي بر اين اعتقاد بود که استفاده از آهن، يعني زنجير و قمه در مراسم عزاداري حدود يک قرن قبل و توسط مردماني که تسلط زيادي به قوانين شريعت نداشتند، پديد آمده است. (53)
سيدحسنامين، فرزند علامه سيدمحسنامين، گزارشي جالب از اين وقايع ميدهد:
... در اين راه، بزرگاني چون سيد ابوالحسن اصفهاني و شيخ عبدالکريم جزائري و ديگران و جالب اين است که گروهي از زهاد و عباد معروف نيز از او حمايت کردند. از آن جمله مرحوم شيخ علي قمي (54) معروف به زاهد و شيخ جعفر بديري. (55) اين فتوا نجف را به دو گروه تقسيم کرد؛ گروهي به طعنه آنان را «امويين» ناميدند ـ که همان طرفداران مرحوم امين بودند ـ و گروهي به نام «علويين» که همان مخالفين او بودند. (56) پس از يک سال از شروع سر و صداها مرحوم امين قصد سفر به عراق را نمود و با آن که بسياري از دوستانش او را از سفر نجف منع نمودند، ليکن وي به نجف آمد، جعفر الخليلي (57) در کتاب خود «هکذا عرفتهم» مي گويد: نجف به استقبال او بيرون شهر رفت. هنچنين سيد ابوالحسن اصفهاني در مقدم پيشواز کنندگان بود. خليلي اضافه مي کند که من اشخاصي را ديدم و نام آنها را ذکر مي کند و سيد مي گفت: من از همه شما گذشتم؛ به جز آن افرادي از شما که غافلين را تحريک نمودند.
با گسترش برخي مظاهر آزار جسماني در مراسم سوگواري امام حسين(ع) و امکان بهره برداري دشمنان ازاين رفتارها، ايشان با صدور حکمي از قمه زني نهي و جواز شبيهخواني را مشروط به عدم وهن اعلام فرمودند.
در پي اين حکم حضرت امام(ره)، آيت الله شهيد سيد محمد باقر صدر(ره) (59) و شهيد آيتالله مرتضي مطهري و جمعي از علماي بصير به حمايت از اين اقدام و محکوميت اين اعمال پرداختند.
شهيد مطهري با ذکر سابقه ورود قمه زني به ايران مي نويسد:
قمه زني و بلند کردن طبل و شيپور، از ارتدوکس هاي قفقاز به ايران سرايت کرده و چون روحيه مردم براي پذيرفتن آنها آمادگي داشت، همچون برق در همه جا دويد. (60)
شهيد آيت الله مطهري در کتاب حوزه و روحانيت نيز به اين مبحث پرداخته، ميفرمايند:
قمه زني در شرايط فعلي هيچ دليل عقلي و نقلي بر آن نداريم و يكي از مصاديق بارز تحريف محسوب مي گردد و حداقل اينكه در زمان فعلي، باعث زير سوال رفتن تشيع مي گردد. از برنامههايي كه هيچ ارتباطي با اهداف امام حسين(ع) ندارد، تيغ، قمه و قفل زدن است؛ قمه زدن هم همين طور است. اين كار، كار غلطي است. يك عده قمهها را بگيرند، به سرهاي خودشان بزنند و خون ها را بريزند كه كه چه شود؟ كجاي اين حركت، عزاداري است. (61)
روحانيِ شهيد سيد عبد الکريم هاشمي نژاد (62) نيز به تاثيرات سوء قمه زني در تخريب چهره تشيع پرداخته، مي گويد:
سوگواري براي حسين بن علي ‘ و ياد نمودن از فاجعه خونين نينوا، اگر به طرز صحيح انجام گيرد، علاوه بر ارزش هاي اسلامي و معنوي که دارد، اصولاً خود يک عمل منطقي و معقولي است که از عواطف انسانيت و حسّ حمايت از مظلوم سرچشمه مي گيرد. اما با کمال تأسف گاهي به نام عرض ارادت به پيشگاه مقدس حسين (ع) کارهايي انجام مي شود که در برابر دنياي روز موجب شرمساري و سرافکندگي است. کارهايي که نه با مقررات اسلامي سازش دارد و نه از نظر منطق، صحيح و قابل درک است. براي نمونه بايد موضوع «قمه زدن» را ياد کرد. اين عمل ناراحت کننده و چندشآور... نه تنها با هيچ اصلي قابل تفسير نيست، بلکه مخالفان و دشمنان اسلام در داخل و خارج، از آن به صورت يک حربه مؤثر و قاطع عليه آيين مقدس ما استفاده ميکنند.
نويسندگان دغل و قلم هاي شومي که سالياني دراز در اين کشور مشغول سمپاشي و آلوده ساختن افکار بي خبران از اسلام و نظام عالي و جهاني آن بودند، اکثراً از اين نمونه کارها که جمعي از شيعيان پاکدل به نام دين و اسلام انجام مي دادند، سوءاستفاده مي کردند و در نوشتههاي خود ـ که سراپا تهمت و افترا به اسلام و تشيع است ـ آنها را به نام يکي از دستورات مذهبي شيعه معرفي کرده، از مظاهر «شيعهگري» مي شمردهاند. سپس در پناه اين حربه هاي مؤثر، فحشها و ناسزاهاي خود را نثار اسلام و مکتب آسماني آن نموده و با اين قبيل تهمت ها ـ که اين کارها جزء دستورات اسلامي است ـ اين آيين مقدس را ناصحيح و نامعقول جلوه ميدادند...
اگر در داخل يک کشور اسلامي، موضوع «قمه زدن» و مانند آن اين گونه مورد بهرهبرداري و سوءاستفاده دشمنان اسلام قرار گيرد، در خارج از کشور نسبت به قدرتهاي بزرگ و مذاهبي که به نيروهاي استعماري تکيه دارند، مي توان به خوبي استنباط کرد که چگونه از اين حربه هاي مؤثر عليه اسلام و مکتب آسماني آن از يک طرف و تحقير نمودن و کوچک شمردن مردم مشرق زمين از سوي ديگر استفاده ميکنند.
يکي از دوستانم که دانشجوست و در آلمان غربي مشغول تحصيل است، سال گذشته برايم حکايت مي کرد که در آنجا ما به ديدن فيلمي رفتيم که در آن قسمتي از عادات و اعمال مردم مشرق زمين نشان داده مي شد؛ اعمالي که نشان دهنده انحطاط فکري آنها است.
در آن فيلم، از کشور هندوستان مثلاً دستان گاوهاي مقدس و احترامهايي که مردم آنجا در برابر آنها انجام ميدادند نشان داده شده، ولي هنگامي که نوبت به ايران رسيد، منظره «قمه زدن» با همان وضع چندشآور در فيلم منعکسشد.
... باز داستان ديگري در اين باره دارم که دانشجوي آلماني به علّت آن که منظره قمه زدن را در يک فيلم تلويزيوني ديده بود و دشمنان اسلام، آن را به عنوان «يکي از دستورات اسلامي که بايد يک مسلمان واقعي آن را اجرا کند» معرفي کرده بودند، تا مدتها حاضر نبود مسلمان شود و اسلام را بپذيرد... (63)
پس از انتشار اين بيانات و صدور حکم حرمت قمه زني از سوي ايشان، (65)جمعي از مراجع و شخصيتهاي فقهي حوزه علميه، با صدور فتاواي جديد و برخي نيز با تصريح به لازم الإتباع بودن حکم (66)رهبر معظم انقلاب، به عدم جواز اين عمل فتوا دادند. نکته قابل توجه اينکه، برخي از اين بزرگان بر خلاف فتواي پيشين خود ـ که قمه زني را با هدف برگزاري هر چه باشکوهتر عزاي حسيني جايز دانسته بودند ـ فتوا دادند. (67)
شيخ الفقهاء و المجتهدين، حضرت آيتالله العظمي اراکي(ره) که پس از رحلت آيتالله العظمي گلپايگاني به عنوان مرجع عامّ جهان تشيّع شناخته ميشدند، عليرغم فتواي پيشين خود مبني بر جواز اينگونه رفتارها بهعنوان مصاديق عزاداري حسيني، با صدور فتوايي جديد، دستور ولي امر مسلمين مبني بر جلوگيري از اعمال خرافي درعزاداري محرم را لازمّالاطاعه اعلام نمودند. (68)
حضرت آيتالله العظمي فاضل لنکراني نيز برخلاف فتواي اوليه خود ـ که در آن به جواز قمهزني؛ البته در خفا و مشروط به قابل سوءاستفاده نبودن توسط رسانههاي استکباري، فتوا داده بودند ـ فتوايي جديد صادر و در آن تصريح فرمودند:
با توجه به گرايشى كه نسبت به اسلام و تشيّع بعد از پيروزى انقلاب اسلامى ايران در اكثر نقاط جهان پيدا شده، و ايران اسلامى به عنوان امّالقراى جهان اسلام شناخته مى شود، و اعمال و رفتار ملت ايران به عنوان الگو و بيانگر اسلام مطرح است، لازم است در رابطه با مسايل سوگوارى و عزادارى سالار شهيدان حضرت ابى عبدالله الحسين(ع) به گونهاى عمل شود كه موجب گرايش بيشتر و علاقمندى شديدتر به آن حضرت و هدف مقدّس وى گردد. پيداست در اين شرايط، مسأله قمهزدن نه تنها چنين نقشى ندارد، بلكه به علّت عدم قابليت پذيرش و نداشتن هيچگونه توجيه قابل فهم مخالفين، نتيجه سوء بر آن مترتّب خواهد شد. لذا لازم است شيعيان علاقمند به مكتب امام حسين(ع) از آن خوددارى كنند. (69)
اين موج حمايتي از سوي علما و مراجع عظام تقليد (70) و دلايل محکم ارائه شده براي موهن و غيرمشروع بودن اين رفتارها، حمايت مجامع حقيقت طلب ديگر کشورهاي اسلامي را نيز به دنبال داشت. (71)
ابراهيم الحيدري، جامعهشناس عراقي، در کتاب تراجيديا کربلاء دراين باره مينويسد:
فتواي آيت الله خامنهاي با عکسالعملهاي متفاوتي در جهان اسلام مواجه شد؛ از يک سو بسياري از علما و مصلحان و مؤسسات اسلامي به حمايت از اين اقدام شجاعانه برخاسته و آن را تلاشي آگاهانه براي حفاظت از اصالت و خلوص اسلام شمردند؛ چراکه اين فتوا بيانگر عزمي والا براي پاکسازي نهادهاي مذهبي از بدعتها و گمراهيها و مظاهر انحراف بود که از دوران عقبماندگي و رکود مسلمانان بر جاي مانده بود. از سوي ديگر، احساسات و عواطف برخي عوام بر ضدّ آقاي خامنهاي به هيجان آمده و ايشان را مورد توهين و ناسزا قرار داده و متّهم به کفر و خروج از اسلام کردند. (72)
البته مقاومت عوام در تغيير رسوم خود، طبيعي و در گذشته هم سابقهدار بوده است. براي مثال، شنيدن ماجراي تلاش حضرت آيت الله العظمي بروجردي در جلوگيري از سنت هاي غلط در عزاداري هيئات مذهبي قم، از زبان مورخ بنامِ معاصر، حجت الاسلام رسول جعفريان خالي از لطف نيست:
حضرت مستطاب آيت الله العظمي آقاي بروجردي(مد ظله العالي) که رهبري شيعيان جهان را به عهده گرفته و داراي رياست عامه مي باشند و حوزه علميه قم نيز با رهبري حضرت معظم له اداره مي شود، از جريانات نامطلوب بعضي از موکبهاي عزا اظهار انزجار فرموده و مخالفت خود را با اعمالي که مناسب با جهان تشيع نبوده و مخصوصاً شايسته يک شهر مقدس نمي باشد، ابراز نموده اند؛ ولي متأسفانه بعضي از گردانندگان دستجات عزا گفته اند ما دوازده ماه سال را در تمام امور به حضرت آيت الله مراجعه نموده و از ايشان تقليد مي کنيم ولي دهه عاشورا را درعزاداري از معظم له تقليد نخواهيم کرد؛ بلکه از آنچه که خود ما تشخيص مي دهيم، پيروي خواهيم کرد! (73)
اينجاست که درد و رنج پنهاني عالمان دلسوز و فقهاي دينشناسي چون آيت الله العظمي حکيم(ره) برايمان روشنتر ميشود که فرمودند:«إنّ قضيه التطبير هي غصّه في حلقومنا»؛ (74) قضيه قمهزني چون خاري در گلوي ماست! ..............ادامه دارد.....
1. بحارالأنوار، ج 75، ص 372
2. حج، آيه 32
3. عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ (عليهالسلام) قَالَ نَظَرَ النَّبِيُّ (صلياللهعليهوآله) إِلَى الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ (عليهالسلام) وَ هُوَ مُقْبِلٌ فَأَجْلَسَهُ فِي حِجْرِهِ وَ قَالَ إِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَيْنِ حَرَارَه فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لَا تَبْرُدُ أَبَداً ثُمَّ قَالَ (عليهالسلام) بِأَبِي قَتِيلُ كُلِّ عَبْرَه قِيلَ وَ مَا قَتِيلُ كُلِّ عَبْرَه يَا ابْنَ رسولالله قَالَ لَا يَذْكُرُهُ مُؤْمِنٌ إِلَّا بَكَى. (مستدركالوسائل، ج 10، ص 318)
4. قَالَ أَبُوعبدالله (عليهالسلام): ... مَا عَيْنٌ أَحَبَّ إِلَى اللَّهِ وَ لَا عَبْرَه مِنْ عَيْنٍ بَكَتْ وَ دَمَعَتْ عَلَيْهِ وَ مَا مِنْ بَاكٍ يَبْكِيهِ إِلَّا وَ قَدْ وَصَلَ فَاطِمَه وَ أَسْعَدَهَا عَلَيْهِ وَ وَصَلَ رسولالله (صلياللهعليهوآله) وَ أَدَّى حَقَّنَا وَ مَا مِنْ عَبْدٍ يُحْشَرُ إِلَّا وَ عَيْنَاهُ بَاكِيَه إِلَّا الْبَاكِينَ عَلَى جَدِّيَ الْحُسَيْنِ (عليهالسلام) فَإِنَّهُ يُحْشَرُ وَ عَيْنُهُ قَرِيرَه وَ الْبِشَارَه تِلْقَاهُ وَ السُّرُورُ بَيِّنٌ عَلَى وَجْهِ وَ الْخَلْقُ فِي الْفَزَعِ وَ هُمْ آمِنُونَ وَ الْخَلْقُ يُعْرَضُونَ وَ هُمْ حُدَّاثُ الْحُسَيْنِ (عليهالسلام) تَحْتَ الْعَرْشِ وَ فِي ظِلِّ الْعَرْشِ لَا يَخَافُونَ سُوءَ يَوْمِ الْحِسَابِ يُقَالُ لَهُمُ ادْخُلُوا الْجَنَّه فَيَأْبَوْنَ وَ يَخْتَارُونَ مَجْلِسَهُ وَ حَدِيثَهُ وَ إِنَّ الْحُورَ لَتُرْسِلُ إِلَيْهِمْ إِنَّا قَدِ اشْتَقْنَاكُمْ مَعَ الْوِلْدَانِ الْمُخَلَّدِينَ فَمَا يَرْفَعُونَ رُءُوسَهُمْ إِلَيْهِمْ لِمَا يَرَوْنَ فِي مَجْلِسِهِ (عليهالسلام) مِنَ السُّرُورِ وَ الْكَرَامَه. (مستدركالوسائل، ج 10، ص 314)
5. قال ابي عبدالله جعفر بن محمد ... إِنَّ أَفْضَلَ مَا تَأْتِي بِهِ فِي هَذَا الْيَوْمِ أَنْ تَعْمِدَ إِلَى ثِيَابٍ طَاهِرَه فَتَلْبَسَهَا وَ تَتَسَلَّبَ قَالَ وَ مَا التَّسَلُّبُ قَالَ تُحَلِّلُ أَزْرَارَكَ وَ تَكْشِفُ عَنْ ذِرَاعَيْكَ كَهَيْئَه أَصْحَابِ الْمَصَائِبِ. (بحارالأنوار، ج 98، ص 304)
6. حضرت آيتالله ميرجهاني طباطبايي(طاب ثراه)، البکاء للحسين(عليهالسلام)، ص 68
.7 رُوِيَ أَنَّهُ لَمَّا أَخْبَرَ النَّبِيُّ صلي الله عليه و اله ابْنَتَهُ فَاطِمَه بِقَتْلِ وَلَدِهَا الْحُسَيْنِ وَ مَا يَجْرِي عَلَيْهِ مِنَ الْمِحَنِ بَكَتْ فَاطِمَه بُكَاءً شَدِيداً وَ قَالَتْ يَا أَبَهْ مَتَى يَكُونُ ذَلِكَ قَالَ فِي زَمَانٍ خَالٍ مِنِّي وَ مِنْكِ وَ مِنْ عَلِيٍّ فَاشْتَدَّ بُكَاؤُهَا وَ قَالَتْ يَا أَبَهْ فَمَنْ يَبْكِي عَلَيْهِ وَ مَنْ يَلْتَزِمُ بِإِقَامَه الْعَزَاءِ لَهُ فَقَالَ النَّبِيُّ يَا فَاطِمَه إِنَّ نِسَاءَ أُمَّتِي يَبْكُونَ عَلَى نِسَاءِ أَهْلِ بَيْتِي وَ رِجَالَهُمْ يَبْكُونَ عَلَى رِجَالِ أَهْلِ بَيْتِي وَ يُجَدِّدُونَ الْعَزَاءَ جِيلًا بَعْدَ جِيلٍ فِي كُلِّ سَنَه فَإِذَا كَانَ الْقِيَامَه تَشْفَعِينَ أَنْتِ لِلنِّسَاءِ وَ أَنَا أَشْفَعُ لِلرِّجَالِ وَ كُلُّ مَنْ بَكَى مِنْهُمْ عَلَى مُصَابِ الْحُسَيْنِ أَخَذْنَا بِيَدِهِ وَ أَدْخَلْنَاهُ الْجَنَّه يَا فَاطِمَه كُلُّ عَيْنٍ بَاكِيَه يَوْمَ الْقِيَامَه إِلَّا عَيْنٌ بَكَتْ عَلَى مُصَابِ الْحُسَيْنِ فَإِنَّهَا ضاحِكَه مُسْتَبْشِرَه بِنَعِيمِ الْجَنَّه (بحارالأنوار، ج 44، ص 37)
8. نوه دختري
.9 مستدركالوسائل، ج 10، ص 319
10. صحيفه نور، ج 10، تاريخ 30/7/58
11. صحيفه نور، ج 16، تاريخ 30/3/61
12. صحيفه نور، ج 15، ص 203، تاريخ 4/8/60
13. صحيفه نور، ج 10، تاريخ 30/7/58
14. وا محمدا! که درود فرشتگان همواره بر تو باد! اين [پيکر] حسين توست که در خون غلتيده و اعضايش از هم جدا شده و ردا وعمامه اش به غارت رفته است... (اللهوف علي قتلي الطفوف، ص 133)
15. بيانات در جمع روحانيون استان كهگيلويه و بويراحمد در آستانهى ماه محرّم 17/3/73
16. پاسخ به نامهى امام جمعهى اردبيل حجتالاسلام والمسلمين آقاى مروج 27/3/73
17. بيانات در جمع روحانيون استان كهگيلويه و بويراحمد در آستانهى ماه محرّم 17/3/73
18. ابراهيم الحيدري، تراژدي کربلا، ترجمه علي معموري
19. محسن حسام مظاهري، مقاله «رسانه شيعه، مروري بر تاريخ تکوين مجالس و آيين هاي عزاداري در ايران»، مجله اخبار اديان، شماره 18، فروردين و ارديبهشت 1385
20. عبدالله مستوفي، شرح زندگاني من يا تاريخ اجتماعي و اداري دوران قاجاريه، ج 1 و 3
21. ابراهيم الحيدري، تراژدي کربلا، ترجمه علي معموري، ص 475
22. کاظم دجيلي، عاشوراء في النجف و کربلا، ص 287؛ جيات عراقي من وراء البوابه السوداء، محمود درّه، ص 24
23. اسحاق نقاش؛ استاد تاريخ خاورميانه، دانشگاه بزنديز بوستون
Administration Report of The Shamiyya Division, P. 269, Great Britain
24. به حکم «الإنسان حريص علي ما منع» هرگاه اعمال فشار با تبيين علمي و فرهنگسازي همراه نباشد، اثر معکوس خواهد داشت.
25. گفتگو با سيد محمد بحرالعلوم پيرامون عزاداري حسيني، مجله النور، شماره 74، ژوئيه 1997م.
26. گفتگو با دکتر شاکر لطيف، 12/4/1996 م.، کتاب تراژدي کربلا
27. طالب علي شرقي، النجف الاشرف عاداتها و تاليدها، ص 223 ـ220
28. مهدي مسائلي، قمه زني، سنت يا بدعت؟، ص 19
29. محسن حسام مظاهري، مقاله «رسانه شيعه، مروري بر تاريخ تکوين مجالس و آيين هاي عزاداري در ايران»، مجله اخبار اديان، شماره 18، فروردين و ارديبهشت 1385
30. سفرنامه پيتر دلاواله، ترجمه شجاع الدين شفا، انتشارات علمي فرهنگي
31. محسن حسام مظاهري، مقاله «رسانه شيعه، مروري بر تاريخ تکوين مجالس و آيين هاي عزاداري در ايران»، مجله اخبار اديان، شماره 18، فروردين و ارديبهشت 1385
32. مصاحبه با دکتر يوسفي غروي، به آدرس: http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=15281
33. محسن حسام مظاهري، مقاله «رسانه شيعه، مروري بر تاريخ تکوين مجالس و آيين هاي عزاداري در ايران»، مجله اخبار اديان، شماره 18، فروردين و ارديبهشت 1385
34. جاسم حسن شبر، ارشادالخطيب، ص 47 و 48
35. محسن حسام مظاهري، مقاله «رسانه شيعه، مروري بر تاريخ تکوين مجالس و آيين هاي عزاداري در ايران»، مجله اخبار اديان، شماره 18، فروردين و ارديبهشت 1385
36. بنجامن، س. ج. و.، ايران و ايرانيان، ترجمه محمدحسين کردبچه، ص 284
37. او همان کسي است که به فرموده شهيد مطهري، خرافات و انحرافات موجود در کتاب روضه الشهداءِ ملا حسين کاشفي و ديگر سخنان بي مبنا را در قالب کتاب « اسرار الشهاده» يکجا جمع کرد و نقش عمده اي در وارد کردن خرافات به مجالس عزاداري امام حسين (عليه السلام) داشت. (بنگريد به: شهيد مطهري، حماسه حسيني، ص 55 ـ53)
38. محسن حسام مظاهري، مقاله «رسانه شيعه، مروري بر تاريخ تکوين مجالس و آيين هاي عزاداري در ايران»، مجله اخبار اديان، شماره 18، فروردين و ارديبهشت 1385
39. عبدالله مستوفي، شرح زندگاني من يا تاريخ اجتماعي و اداري دوره قاجاريه، ج 1، ص 276
40. مهدي بامداد، شرح رجال ايران در قرن 12 و 13 و 14 هجري، ج 4، ص 138
41. محسن حسام مظاهري، مقاله «رسانه شيعه، مروري بر تاريخ تکوين مجالس و آيين هاي عزاداري در ايران»، مجله اخبار اديان، شماره 18، فروردين و ارديبهشت 1385
42. علامه سيد محسن امين عاملي، المجالس السنيه
43. http://abarkooh.parsiblog.com
44. روزنامه جمهورى اسلامى، تاريخ 5/3/83
45. نقشهاى براى جدايى مكاتب الهى، منتشر شده در آمريکا، گفتگو با دكترمايكل برانت، يکي از معاونان سابق «سيا»
46. وسائلالشيعه، ج 27، ص 150
47. چراکه حضرت رسول اکرم (صلياللهعليهوآله) فرمودند: «إِذا ظَهَرتِ البِدعُ في اُمَّتي فَليَظهَر العالِمُ عِلمَهُ، فَمَن لم يفعَل، فَعَلَيهِ لَعنَه الله»؛ هنگامي که بدعتهايي (نوآوريهاي باطلي) در امتم ظاهر شد، عالم دين بايد علمش را اظهار کند و کسي که چنين نکند، لعنت خدا بر او باد. (اصول کافي، ج1، ص54)
48. جلال آل احمد در کتاب عزاداريهاي نامشروع به ترجمه اين کتاب پرداخته است.
49. اعيان الشيعه، ج 10، ص 363
50. گلشن ابرار، ج 2، ص 612
51. دايره المعارف تشيع، ج 2، ص 531؛ اعيان الشيعه، ج 10، ص 378؛ استاد حسن شبر، تاريخ سياسي عراق معاصر، ج2، ص 340
52. ايشان يک سال پيش از انتشار کتاب التنزيه نيز در کتابي به نام کشف الحق لغفله الخلق به انتقاد از قمه زني پرداخت و مدتي پس از سيد محسن امين نيز به تکرار انتقاداتش در کتاب دوله الشجره الملعونه الشاميه علي العلويه اقدام کرد.
53. دوله الشجره الملعونه، ص 136
54. شيخ علي بن شيخ محمد ابراهيم قمي نجفي از شاگردان عارف بزرگ مولي حسينقلي همداني و پس از او از خواص آيت الله کشميري بود. او در زمان حيات خويش ضرب المثل تقوي و زهد بود، به گونه اي که همه اهل علم از عرب و عجم بر اين نکته اتفاق داشتند که او پرهيزگارترين عالم زمان خويش است. (مستدرکات اعيان الشيعه، ج 3، ص 152)
55. ايشان يکي از علما و زهاد معروف نجف بود که قناعت و ساده زيستي او در نزد عام و خاص مشهور بود.
56. طرفداران قمه زني با اموي ناميدن مخالفان خود، توانستند جمع کثيري از شيعيان را قانع کنند که انتقادات سيد محسن امين در مورد انحرافات عزاداري، زنده کردن امويان است. همچنين يک سخنران محبوب و مشهور عراق را جذب کردند تا مردم را عليه سيد محسن امين و طرفدارانش برانگيزاند. (جعفر الخليلي، هکذا عرفتهم، ج 1، ص 212)
57. يکي از مورخان مشهور عراق در قرن 14 قمري
58. رجوع کنيد به صحيفه نور، ج 10، ص 32 ـ26؛ ج 16، ص 210 ـ207؛ و ج 17، ص 62 ـ58
59. آيت الله شهيد صدر: «آنچه که امروز با نام قمهزني و جاري ساختن خون بر بدن انجام ميشود از افعال عوام مردم و جاهلين آنهاست ...» (دکتر تيجاني، کل الحلول عند آل الرسول، ص 150؛ ابراهيم الحيدري، تراجيديا کربلا، ص 459)
60. شهيد مرتضي مطهري، جاذبه و دافعه علي عليه السلام، ص 154
61. شهيد مرتضي مطهري، حوزه و روحانيت، ج 2، ص 173.
62. شهيد سيد عبدالکريم هاشمي نژاد يکي از چهره هاي برجسته سياسي و مذهبي قبل و بعد از انقلاب ميباشد که فعاليتهاي سياسي خويش را قبل از سال 1340 شروع نموده و از سال 1341 به بعد که نهضت امام خميني(قدس سره) آغاز گرديد، تحت لواي ايشان به مبارزه مي پرداخت. او طي اين مدت بيش از پنج مرتبه به علت سخنراني و مبارزه عليه شاه دستگير و روانه زندان شد. شهيد هاشمي نژاد پس از انقلاب نيز بر فعاليتهاي خود ادامه داد و در آغاز به عنوان نماينده استان مازندران در مجلس خبرگان انتخاب شده، و در تدوين قانون اساسي و به خصوص در جهت تثبيت اصل ولايت فقيه زحمات فراواني کشيد. سرانجام ايشان در هفتم مهر سال 1360 در پايان کلاس درس، به دست منافقان کوردل به شهادت رسيد.
63. شهيد هاشمي نژاد، درسي که حسين عليه السلام به انسانها آموخت، ص 261 و 262
64. بيانات معظم له در تاريخ 17/3/73 ايراد گرديده است.
65. حضرات آيات عظام؛ مظاهري، مشکيني، احمدي ميانجي، مؤمن، يزدي، مقتدايي، موسوي تبريزي و... به «حکم» بودن فتواي معظم له تصريح فرموده اند. متن بيانات و فتاوي رهبر معظم انقلاب در فصول سوم و چهارم به تفصيل آمده است.
66. آيت الله سيد محمد كاظم يزدي در بيان جايگاه حکم حاکم جامعالشرايط نسبت به فتواي ديگر مراجع در كتاب محوري فقه معاصر؛ عروه الوثقي مينويسند:
«حكم الحاكم الجامع للشرائط لا يجوز نقضه و لو لمجتهد آخر...»؛ يعني اگر حاكم جامع الشرائط حكمي صادر كند، هيچ كس حق نقض و مخالفت با آن را ندارد؛ حتي اگر مجتهد باشد. (عروهالوثقي، مسئله 57، ص 20)
در حاشيههايي که مراجع عظام تقليد بر کتاب ارزشمند «عُروه» نگاشته و نظرات فقهي خود را بيان داشتهاند، اين مسئله مورد اتفاق جميع فقها، از جمله آيت الله العظمي اراکي، آيت الله العظمي گلپايگاني و آيت الله العظمي خويي و... قرار گرفتهاست.
شيخ انصاري(رحمه الله عليه) نيز در کتاب مکاسب مي فرمايند:
«...و اما لو استندنا في ذلک الي عمومات النيابه . و انه فعل الفقيه کفعل الامام و نظره کنظره الذي لا يجوز التعدي عنه فالظاهر عدم جواز مزاحمه الفقيه الذي دخل في امر و وضع يده عليه و بني فيه بحسب نظره علي تصرف و ان لم يفعل ذلک التصرف لان دخوله فيه کدخول الامام ، فدخول الثاني فيه و بناوه علي تصرف آخرمزاحمه له فهو کمزاحمه الامام ... هذا کله مضافا الي لزوم اختلال نظام المصالح المنوطه الي الحکام سيما في مثل هذا الزمان الذي شاع فيه القيام بوظائف الحکام ممن يدعي الحکومه و کيف کان، فقد تبين مما ذکرنا عدم جواز مزاحمه الفقيه لمثله في کل الزام قولي او فعلي يجب الرجوع فيه الي الحاکم...»
... و اما اگر در اثبات ولايت فقيه به عمومات نيابت تمسک کنيم، چون مفاد آن ها اين است که فعل فقيه مانند فعل امام و نظرش مانند نظر امام است که تعدي از آن ها جايز نيست؛ پس ظاهر، عدم جواز ايجاد مزاحمت بر فقيهي است که در امرِ معروفي تصرف کرده باشد و يا حتي نظر و بناي بر تصرف داشته باشد؛ اگر چه آن تصرف را انجام نداده باشد؛ چرا که نظر و تصميم او مانند نظر امام است. لذا دخالت فقيه ديگر در آن امر و تصميم و ابراز نظر ديگر مزاحمت و مداخله در کار فقيه اولي مي باشد که همانند مزاحمت بر نظام امام معصوم مي باشد...
مضافاً به تمامي استدلالهاي گذشته بر عدم جواز مداخله در حکم فقيه متصرف، بايد توجه کنيم در صورت ايجاد مزاحمت، اختلال در مصالح نظام رخ مي دهد؛ مصالحي که مرتبط با حکام است. به ويژه در مثل اين زمان که اقدام به انجام وظايف حاکمان از سوي مدعيان افزايش يافته است. ( شيخ انصاري، المکاسب، جلد 2، ص 571 تا 573)
(براي مشاهده ديدگاه شيخ انصاري دربحث شئون و حيطه اختيارات ولايت فقيه بنگريد به: قضا و شهادات، ط کنگره، ش22، ص 8 و 9)
67. لازم بهذکر است، برخي از مروّجان اينگونه رفتارهاي نامتعارف، بيتوجه به مقتضاي تقوا در نقل فتواي مراجع تقليد، در کتابهايي که اخيراً منتشر کردهاند، بهجاي نقل آخرين فتواي مراجع عظام ـ که ميتواند مبناي عمل مقلدين قرار گيرد ـ به ذکر فتاوي قديمي آنان پرداخته و متديّنين را دچار حيرت و سردرگمي کردهاند. از اين دست تحريفات در آن کتابها بهوفور ديده ميشود؛ و از اينجا، علّت انتشار مخفيانه و بدون مجوّز اينگونه کتابها آشکار ميگردد!
68. دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم، پيرامون عزاداري عاشورا، ص 37؛ متن فتواي معظم له در فصل سوم اين کتاب ذکر شده است.
69. تصوير دستخط معظم له در فصل سوم اين کتاب، ص 49 درج شده است.
70. حضرت آيت الله حسين مظاهري، آيت الله علي مشكيني(قدسسره)، آيت الله سيد محسن خرازي، آيت الله محمد مؤمن، آيت الله احمدي ميانجي(قدسسره)، آيت الله حسين راستي كاشاني، آيت الله ابراهيم اميني، آيت الله شرعي، آيت الله سيد جعفر كريمي، آيت الله عباس محفوظي، آيت الله محسن حرم پناهي، آيت الله حسن تهراني، آيت الله احمد آذري قمي، آيت الله سيد محمد ابطحي، آيت الله استادي، آيت الله محمدي گيلاني، آيت الله موسوي تبريزي، آيت الله محمد يزدي ، آيت الله مقتدايي، آيت الله سيد کاظم حائري،پس از صدور حکم رهبر معظم انقلاب، با صدور فتواي لزوم تبعيّت، به تأييد و حمايت از اين حکم پرداختند. تصوير فتاوي اين بزرگواران در فصل سوم آمده است.
71. علماي شيعه عربستان (در بيانيه اي به تاريخ 19 صفر 1417)، مجلس اعلاي شيعيان لبنان، مجمع التقريب بين المذاهب الإسلامي و بسياري ديگر از مجامع شيعي جهان اسلام با صدور بيانيه هايي به اعلام حمايت از موضع ولي امر مسلمين پرداختند. (بنگريد به: مهدي مسائلي، قمه زني، سنّت يا بدعت؟، ص 144 و 203)
72. ابراهيم الحيدري، تراجيديا کربلاء، ص 491
73. رسول جعفريان، برگهايي از تاريخ حوزه علميه قم، ص 71
74. شيخ محمود الغريفي، شعائر الحسينيه؛ بين الوعي و الخرافه، ص 137؛ به نقل از شهيد محمد باقر حکيم، الحوارات، ص2