تبليغاتX
شهر من ابرکوه - فصول اول ودوم وسوم کتاب دست پنهان،نقدو بررسی قمه زنی (ویرایش جدید)
متن كامل كتاب دست پنهان قسمت اول فصول اول و دوم و سوم )اهمیت عزاداری/تاریخچه و تعریف قمه زنی/ موج اول و دوم و سوم مخالفت ایه الله سیدابوالحسن اصفهانی و امام خمینی و ایه الله خامنه ای

رسا سرويس فرهنگي ـ كتاب دست پنهان با ويرايش جديد به بررسي تاريخچه، مباني فقهي و بازتاب‌هاي قمه‌زني در افكار عمومي و رسانه‌هاي بين‌المللي مي‌پردازد.

مقدمه چاپ ششم

اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا زَيْناً وَ لَا تَكُونُوا شَيْناً جَرُّوا إِلَيْنَا كُلَّ مَوَدَّه وَ ادْفَعُوا عَنَّا كُلَّ قَبِيحٍ. (1)
امام حسن عسگري(ع) فرمود: تقواي الهي را رعايت کنيد و زينت ما باشيد؛ نه مايه ننگ ما. با رفتار خود همه محبت‏ها را به سوي ما جلب کنيد و [با رفتار مناسب خود] هر [نسبت] ناروايي را از ما دور کنيد.
آنچه ائمه هدي(ع) از محبين و شيعيان خود انتظار دارند، هدايت همه ارادت‏ها و دوستي‏ها به سوي آنها و دفع هر قبيحي از ساحت قدسي آن انوار تابناک الهي است.
ارادت قلبي و ابراز احساسات خالصانه دوستداران اهل‏بيت(ع) به محضر آن بزرگواران در طول قرون و اعصار، موجب شده جهانيان رفتار و منش ما را وسيله شناخت بزرگان دينمان بدانند. از اين‏ روست که دشمنان مکتب اهل بيت نيز مترصد به دست آوردن نمونه‏هايي از رفتارهاي ما هستند که بتوانند با عرضه آن به افکار عمومي دنيا، نفرت و انزجار عمومي را بر ضد الگوهاي ديني ما ـ عليهم صلوات‏الله ـ برانگيزند. لذاست که مي بينيم اکثر پايگاه‏هاي اينترنتي و شبکه‏هاي تبليغاتي استکباري از تصاوير شيعياني که با رفتارهايي مثل قمه‏زني، چهار دست و پا رفتن و... قصد عرض ارادت به امام حسين(ع) را داشته اند، سوءاستفاده و شيعيان را انسان‏هايي متوحش، غيرمنطقي و خشونت‏طلب معرفي کنند و جنايات خود را در کشورهاي شيعي تلاش براي کنترل و نظم‏بخشي جامعه‏اي غيرمتمدن و بدوي نشان مي‏دهند.
از سوي ديگر، سايت‏هاي تبليغي مسيحيت و وهابيت با ارائه اين تصاوير، ذهن مخاطب را از فرصت فکر کردن به پذيرش مذهب متعالي و مترقي تشيّع دور نگه مي‏دارند.
اين مجموعه ثمره تلاشي است براي شناخت تاريخچه، سير تطورات و زمينه‏هاي موضع‏گيري فقهي و اجتماعي علما در مورد قمه‏زني و در آخر ارائه نمونه‏هايي از سوءاستفاده دشمنان تشيع از آن.
استقبال گسترده علاقمندان به نشر فرهنگ عاشورا از اين مجموعه، عليرغم محدوديت توان تهيه کنندگان در پاسخگويي به درخواستهاي مکرر افراد، مجموعه‏هاي فرهنگي، نهادها و دستگاههاي مذهبي، زمينه‏ساز انتشار پنج چاپ از اين کتاب ـ با حمايت ارزشمند اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان قم ـ در مدت‏زماني کوتاه شد.
ترجمه سريع آن به چند زبان زنده دنيا و دهها هزار مراجعه به سايت دست پنهان و لينک‏دادن دهها پايگاه اطلاع‏رساني به آن، نشانگر لطف الهي و نزول برکاتي است که منشأ آن را ويژگي‏هاي خاص اين مجموعه نمي دانيم؛ بلکه نياز وافر جامعه و آمادگي مردم براي پذيرش استدلال محکم و تهي بودن فضا از محصولات قوي و پاسخگو، علت اين‏گونه استقبال‏هاست.
اميد که بصيرت ديني عزاداران حسيني و ارادتمندان آستان نوراني ائمه هدي(ع) موجب جلب رضاي صاحب عزاي واقعي، حضرت ولي‏عصر(عج) و زمينه‏ساز ظهور حضرتش گردد.
دفتر فرهنگي فخرالأ ئمه(عليهم‏السلام)
ذيحجه ‏الحرام 1430

فصل اول ـ اهميت عزاداري براي سالار شهيدان(عليه‏السلام)

در بيان آيات و روايات، بيانات امام خميني (قدس سره) و رهبر معظم انقلاب (مد ظله العالي)

آيات و روايات

{ وَ مَن يُعَظِّم شَعائِرَ اللهِِ فَإِنَّها مِن تَقوَي القُلوبِ}(2)
و هرکس شعائر الهي را بزرگ دارد، اين کار نشانه تقواي دلهاست.
ـ از امام صادق(ع) نقل گرديده‏است که: امام حسين(ع) به سوي پيامبراکرم(ص) مي‌آمد که حضرت به استقبالش شتافت و او را در دامان خويش نشاند و فرمود: همانا کشته شدن حسين(ع) در دلهاي مؤمنين حرارتي ايجاد کرده است که هرگز سرد نخواهد شد.
سپس امام صادق(ع) فرمود: پدرم فداي کسي که کشته اشک‌هاي جاري است. گفتند: اي فرزند رسول‏الله! کشته هر اشک روان يعني چه؟ فرمود: هيچ مؤمني او را ياد نمي‏کند مگر اين‌که اشک او جاري خواهد شد. (3)
امام صادق(ع) فرمود: ... هيچ چشمي و هيچ اشکي نزد خدا محبوب‏تر از چشمي که بر او [امام حسين(ع)] گريه مي‏کند، نيست؛ و هيچ گريه‏کننده‏اي بر او گريه نمي‌کند، مگر اينکه با فاطمه زهرا(س) تقرب و پيوند برقرار کرده و او را شادمان مي‏گرداند، و نيز با رسول‏الله پيوند برقرار و حق ما را ادا کرده باشد؛ و هيچ بنده‏اي محشور نمي‏شود مگر اينکه چشمانش گريان باشد، به‌جز گريه‏کنندگان بر جدّم حسين(ع) که همانا محشور مي‏شوند درحاليکه چشمانشان روشن است و بشارت به بدرقه‏شان مي‏آيد و شادي از صورتشان نمايان است و در حالي که خلايق در هول و هراس و در معرض حسابند، آنها در امانند و زير عرش همصحبت حسين اند و در سايه عرش از بدي روز حساب بيمناک نيستند.
به آنها گفته مي‏شود که وارد بهشت شويد، [اما آنها] ابا مي‏کنند و همنشيني و همصحبتي با او را ترجيح مي‏دهند؛ سپس حوريان و غلامان بهشتي در پي آنها فرستاده مي‏شوند و [به آنها مي‏گويند] که ما مشتاق شماييم؛ [اما ايشان] حتي سرهايشان را براي [ديدن] آنها بلند نمي‌کنند! بخاطر شادي و سروري که از مجالست با حسين(ع) درک کرده و چشيده‌اند. (4)
امام صادق(ع) مي‏فرمايند: اي عبدالله بن صنان! بافضيلت‏ترين عملي که در اين روز [عاشورا] به جا آورده مي‏شود، اين است که لباس تميزي را به تن کني، دکمه‌هاي آن را باز کني، آستين‏هايش را بالا بزني و سر و پا برهنه باشي؛ همانند کساني که مصيبت‌زده‏اند. (5)
امام صادق(ع) فرمود: کاملترين مؤمن از جهت ايمان کسي است که خُلق او نيکوتر و رقّت قلب او و گريه او بر ما اهل‏بيت بيشتر و شديدتر باشد، دوستي او با ما اهل‏بيت زيادتر، حزن و اندوه و سوزش دل او در مصيبت ما و موّدت و دوستي او براي ما بيشتر باشد. (6 )
روايت شده زماني که نبي اکرم(ص) به دخترش فاطمه(س) از شهادت فرزندش حسين و رنج‏‌هايي که بر او جاري مي‏شود خبر داد، فاطمه به شدت گريست و عرض کرد: اي پدر! اين [حادثه] چه زماني رخ مي‌دهد؟ فرمود: در زماني که من و تو و علي نيستيم. پس گريه او (حضرت زهرا(س)) شدت گرفت و عرض کرد: اي پدر! پس چه کسي بر او گريه خواهدکرد؟ و چه کسي عهده‌دار اقامه عزاي او خواهد شد؟
پيامبر(ص) فرمود: اي فاطمه! به درستي که زنان امت من بر زنان اهل‏بيت من و مردانشان بر مردان اهل‏بيت من گريه خواهند کرد و هر سال، نسل اندر نسل عزاي او را تجديد کرده و آن را زنده نگه مي‌دارند.
پس در قيامت تو زنان آنان و من مردانشان را شفاعت مي‏کنم و دست هر کس را که بر مصيبت‏هاي حسين(ع) گريه کند، مي‏گيريم و او را وارد بهشت مي‏کنيم.
اي فاطمه! هر چشمي روز قيامت گريان است، مگر چشمي که بر مصيبت‏هاي امام حسين(ع) گريان بوده است؛ پس صاحب اين چشم در آن روز خندان است و به نعمت‌هاي بهشتي بشارت داده مي‌شود. (7)
در حديث مناجات، حضرت موسي(ع) عرضه مي‌دارد: پروردگارا! از چه رو امت محمد(ص) را بر ديگر امت‌ها برتري دادي؟ خداوند متعال فرمود: آنها را بخاطر ده خصلت برتري دادم. موسي(ع) عرضه داشت: آن خصلت‌ها که به آن عمل مي‏کنند، کدامند؟ [به من ياد بده] تا به بني اسرائيل فرمان دهم به آنها عمل کنند. خداوند متعال فرمود: نماز و زکات و روزه و حج و جهاد و نمارجمعه و نمازجماعت و قرآن و علم و عاشورا. موسي(ع) عرضه داشت: پروردگارا ! عاشورا چيست؟ فرمود: گريه کردن و گرياندن بر سبط (8) محمد(ص) و مرثيه و عزاداري براي مصيبت فرزندان مصطفي(ص). اي موسي! هيچ بنده‌اي از بندگان من در آن زمان بر فرزندان مصطفي(ص) گريه نکند و يا نگرياند و عزادار نشود مگر اينکه بهشت از آن او خواهد بود و در بهشت ماندگار خواهد بود. و هيچ بنده‌اي يک درهم از مال خود را بخاطر محبت فرزند دختر پيامبرش به‌صورت اطعام و يا کار ديگري انفاق نکند مگر اينکه در سراي دنيا در برابر هر درهم، هفتاد درهم برکت مي‌دهم و در بهشت در عافيت خواهد بود وگناهانش آمرزيده مي‌گردد.

بيانات امام‏خميني(قدس‏سره) و رهبر معظم انقلاب(مدظله‏العالي)

مجالس عزا از آن وقت به امر حضرت صادق (سلام‌الله‌عليه) و به سفارش ائمه هدي(ع)، ما بپا مي‏كنيم اين مجالس عزا را. (10)
ملت ما قدر اين مجالس را بدانند، مجالسي است كه زنده نگه‌مي‏دارد ملت‏ها را، در ايام عاشورا زياد و زيادتر و در ساير ايام هم غير اين ايام متبركه، هفته‌هاست و جنبش‌هاي اين‌طوري هست. اگر بُعد سياسي اينها را بفهمند، همان غربزده‏ها هم مجلس به‌پا مي‏كنند و عزاداري مي‏كنند؛ اگر چنانچه ملت را بخواهند و كشور خودشان را بخواهند. من اميدوارم كه هر چه بيشتر و هر چه بهتر اين مجالس برپا باشد و از خطباي بزرگ تا آن نوحه‌خوان در اين تاثير دارد؛ [از] آن كه ايستاده پاي منبر، چند شعر مي‏گويد و چند شعر مي‏خواند، تا آن كه در منبر است و خطيب است، اينها هر دو در اين مسئله تاثير دارند، تاثير طبيعي دارند؛ گرچه خود بعضي اشخاص هم ندانند دارند چه مي‏كنند؛ مِن حَيثُ لايَشعُر. (11)
روضه سيدالشهداء براي حفظ مكتب سيدالشهداست. آن كساني كه مي‏گويند روضه سيدالشهداء را نخوانيد، اصلاً نمي‏فهمند مكتب سيدالشهداء چه بوده و نمي‏دانند يعني چه. نمي‏دانند اين گريه‏ها و اين روضه‏ها حفظ كرده اين مكتب را. الان هزار و چهارصد سال است كه با اين منبرها، با اين روضه‏ها و با اين مصيبت‏ها و با اين سينه زني‏ها ما را حفظ كرده‌اند؛ تا حالا آورده اند اسلام را... اين نقش، يك نقشي است كه اسلام را هميشه زنده نگه داشته، آن گلي است كه هي آب به آن مي‏دهند زنده نگه داشته، اين گريه‏ها زنده نگه‏داشته مكتب سيدالشهداء را، اين ذكر مصيبت‏ها زنده نگه داشته مكتب سيدالشهداء را. (12)
امام حسين(سلام‌الله عليه) با عده كم، همه چيزش را فداي اسلام كرد؛ مقابل يك امپراطوري بزرگ ايستاد و «نه» گفت. هر روز بايد در هر جا اين «نه» محفوظ بماند و اين مجالسي كه هست، مجالسي است كه دنبال همين است كه اين «نه» را محفوظ بدارد. (13)
اين [ذکر مصيبت امام حسين(ع)] همان چشمه‌ى جوشانى است كه از ظهرِ روزِ عاشورا شروع شد؛ از همان وقتى كه زينب كبرى(س) طبق نقلى كه شده است بالاى «تلّ زينبيّه» رفت و خطاب به پيغمبر عرض كرد: «يا محمداه، صلّى عليك مليك السّماء هذا حسينك مرمّل بالدّماء، مقطّع الاعضاء، مسلوب العمامه و الرّداء... » (14) او خواندنِ روضه‌ى امام حسين(ع) را شروع كرد و ماجرا را با صداى بلند گفت؛ ماجرايى كه مى‌خواستند مكتوم بماند. خواهر بزرگوار امام، چه در كربلا، چه در كوفه و چه در شام و مدينه، با صداى بلند به بيان حادثه‌ى عاشورا پرداخت. اين چشمه، از همان روز شروع به جوشيدن كرد و تا امروز، همچنان جوشان است. اين حادثه‌ى عاشوراست. (15)
اكنون بايد به نحو متعارف كه در طول قرون و اعصار عزادارى مى‌كرده‌اند و متدينين و علماء هم خود در آن شركت مى‌جسته‌اند، عزادارى كنند؛ يعنى تشكيل مجالس روضه‌خوانى و راه‌اندازى دسته‌جات و مواكب عزادارى كه داراى حال و حزن و شور محبت اهل‌بيت(عليهم‌الصلاهوالسلام) است، سعى كنند كه نوحه‌ها و شعرها و روضه‌خوانى‌ها، پرمغز و داراى مضامين صحيح و متكى به آثار وارده‌ى معتبره از ائمه(ع) يا علماى بزرگ باشد. (16)
من واقعاً مى‌ترسم از اين‌كه خداى ناكرده، در اين دوران كه دورانِ ظهور اسلام، بروز اسلام، تجلّى اسلام و تجلّى فكر اهل‌بيت(عليهم‌الصّلاه والسّلام) است، نتوانيم وظيفه‌مان را انجام دهيم. برخى كارهاست كه پرداختن به آنها، مردم را به خدا و دين نزديك مى‌كند. يكى از آن كارها، همين عزاداريهاى سنّتى است كه باعث تقرّبِ بيشترِ مردم به دين مى‌شود. اين‌كه امام فرمودند «عزادارى سنّتى بكنيد» به خاطر همين تقريب است. در مجالس عزادارى نشستن، روضه خواندن، گريه كردن، به سر و سينه زدن و مواكب عزا و دسته‌هاى عزادارى به‏راه‏انداختن، از امورى است كه عواطف عمومى را نسبت به خاندان‏پيغمبر، پرجوش مى‌كند و بسيار خوب است. (17)

فصل دوم ـ تاريخچه قمه زني

1. قمه‏زني چيست؟


قمه‏زني مراسمى است كه در بعضى شهرستان‏ها و بلاد شيعى و توسط برخى از عزاداران امام‏حسين‏(ع) اجرا مى‏شود و در تأسى به مجروح و شهيد شدن سيدالشهدا‏(ع) و شهيدان ‏كربلا و به‏عنوان اظهار آمادگى براى خون دادن و سر باختن در راه امام حسين‏(ع) انجام ‏مى‏گيرد شرکت کنندگان در اين مراسم، صبح زودِ روز عاشورا، با پوشيدن لباس سفيد و بلندى همچون كفن، بصورت دسته‏جمعى قمه بر سر مى‏زنند و خون، از سر بر صورت و لباس سفيد جارى مى‏شود. بعضى‏هم براى قمه زنى نذر مى‏كنند، برخى هم چنين نذرى را درباره كودكان خردسال انجام ‏مى‏دهند و بر سرِ آنان تيغ مى‏زنند، تا از محل آن خون جارى گردد.
در اينجا به توصيف صحنه هايي از دسته قمه‏زني در شهر کاظمين به نقل از کتاب تراژدي کربلا مي پردازيم:
روز عاشورا در بيشتر شهرها و روستاهاي عراق، روز حزن و اندوه و سوگ است. ديدگان اشکبار و رنگ سياه پرچم‏ها و چهره‏هاي خاک آلود، در همه جا به چشم مي خورد؛ تنها کفن‏هاي قمه زنان به رنگ سفيد و با لکه هايي از خون ديده مي شود. مرداني که شعار «فداييان حسين» را بر کفن‏ها نگاشته، قمه، شمشير و يا خنجري بر دستان گرفته و بر سرهاي تراشيده خود زخم‏هايي گاه بسيار عميق و شديد وارد مي‏آورند. دسته بيضوي شکل آنها با عبور از خيابان اصلي کاظمين به حرم وارد مي شود... عزاداران با رسيدن به حرم کاظمين، با حماسه بسيار فرياد «حيدر... حيدر» سر مي دهند و با هر ضربه طبل و نواي شيپور، ضربه‏اي بر فرق سر مي‏زنند. گاه اين ضربه‏ها چنان شديد است که فرق سر را شکافته و خون بسياري از آن جاري مي سازد. در برخي موارد نيز افراد از هوش رفته و بر زمين مي‏افتند و يا از شدت ضربه ها جان مي دهند...
گروه سرشکافته و خون‏آلود قمه‏زنان، چنان منظره دهشتناکي پديد مي‏آورند که وحشت و اندوه، سراسر وجود تماشاچيان را فرا مي‏گيرد...
خون، با نخستين ضربه فوران مي زند؛ اما گاه برخي آنچنان به شور و هيجان مي‏آيند که ضربه‏هاي محکمي بر سر فرود آورده و خون بيشتري از سر خود جاري مي سازند. برخي نيز با سطح قمه بر سر ضربه مي‏زنند تا خطر کمتري برايشان داشته باشد. قمه‏زنان بلافاصله پس از پايان مراسم به حمام‏هاي عمومي رفته و پس از مداواي زخم‏هايشان به شيوه‏اي سنتي، خود را شسته و بهبود مي‏يابند. آماده‏سازي قمه‏ها و کفن‏ها و گروه‏هاي موزيک و ديگر لوازم مورد نياز، بر عهده هيئت‏هاي عزاداري است. جمع‏آوري کمک‏هاي مردمي و دادن مبلغي به شاعر، نوحه‏خوان، سخنران و ديگر مخارج نيز برعهده هيئت‏ها است.» (18)
قمه‏زنى نيز مثل شبيه‏خوانى، از دير باز مورد اختلاف نظر علما و پيروان و مقلدين آنان بوده و به استفتاء و افتاء مبنى بر جواز يا عدم جواز آن مى‏پرداخته‏اند.

2. پيدايش قمه‏زني

در مورد منشأ اصلي و اولي قمه‏زني، اقوال مختلفي وجود دارد؛ (19) اما آنچه که بيشتر از همه مستند و قابل اثبات است، اين است که تيغ‏زني و قمه‏زني رسومي عاريتي‏اند که از جانب ترک‏هاي آذربايجان به فارس‏ها و اعراب منتقل شده‏اند. (20)
ابراهيم الحيدري، جامعه شناس، محقق و نويسنده عراقي‏الاصل کتاب تراژدي کربلا نيز بر اين عقيده است که مراسم‏هايي از قبيل قمه‏زني، قبل از قرن نوزدهم در عراق مرسوم نبوده و به تدريج از اواخر اين قرن در آن کشور رواج يافته است. بنابراين مراسم قمه‏زني و... از خارج عراق به آن کشور وارد شده و ريشه عربي ندارد. (21)
شيخ کاظم دجيلي نيز در تأييد اين نظر مي گويد:
عرب‏هاي عراق تا آغاز قرن بيستم در اين گونه مراسم‏ها شرکت نمي‏کردند؛ اين اعمال در ابتدا در ميان ترک‏هاي عراق، فرق صوفيه و کردهاي غرب ايران مرسوم بود. (22 )
گزارشي از مقامات بريتانيايي درباره مراسم عاشوراي 1919م. در نجف نيز حاکي است که گروهي صد نفره از شيعيان ترک در آن سال به قمه‏زني پرداخته بودند. (23)
خاطره‏اي از سيد محمد بحرالعلوم، اين نظر را تأييد مي‏کند:
هنگامي که حدود 50 يا 60 سال پيش در نجف بودم، تنها چند هيئت ترک در آن شهر حضور داشت. آنان در ايام عزا به منزل سيد بحرالعلوم بزرگ مي‏رفتند و با کسب اجازه از ايشان به خواندن ابياتي سوزناک درباره امام حسين(ع) مي پرداختند. برخي از آنان نيز در ضمن ذکر مصيبت براي همدردي با امام حسين(ع) جراحت‏هاي خفيفي به خود وارد مي‏کردند. به تدريج اين گونه اعمال رو به تحول و گسترش گذاشته تا آن که پس از ممنوعيت قمه‏زني در دوره نخست وزيري ياسين هاشمي، در سال 1935 م. به اوج خود رسيد. در واقع اين اعمال زور، تأثيري معکوس داشت؛ (24) به نحوي که يک هيئت قمه‏زني، به سه هيئت تبديل شد. (25)
حاج حميد راضي (متوفي سال 1953.م) از معمّرين اهل کربلا که نزديک به 110 سال عمر کرده بود، خاطرات خود درباره عزاداري امام حسين(ع) نقل مي‏کند که مراسم قمه‏زني و... در ايام جواني او در شهر نجف و کربلا مرسوم نبود. (26) همچنين در خاطرات شفاهي هيچ يک از کهن سالان نجف و کربلا از برگزاري مراسم قمه‏زني و... قبل از نيمه قرن نوزدهم ياد نشده است. اين‏گونه مراسمها براي اولين بار توسط برخي زائران ترک از طايفه قزلباش رواج يافت. آنان به هنگام زيارت امام حسين(ع) با شمشيرهايي مخصوص به سرهاي خود ضربه مي زدند. (27)
از نظر تاريخي، مسلّم است که قمه‏زني در ايران نيز تا پيش از صفويه هيچگونه سابقه‏اي نداشته است و محورِ ترديدها در آن است که آيا در زمان صفويه به وجود آمده است و يا اينکه بعد از صفويه در در زمان قاجاريه وارد شده و رواج يافته‏است؟ (28)
الف ـ ورود قمه‏زني به ايران در زمان صفويان و جريان‏فداييان
اقدامات مهم صفويان در زمينه عزاداري، يکي، رسمي و حکومتي‏کردن مجالس سوگواري و ديگري، ابزارمند کردن و نيز پديدآوردن آيين‏ها و رسوم جديد عزاداري بود. (29)
پيتر دلاواله، سياح ايتاليايي، از عزاداري شيعيان در اصفهانِ عصر صفوي سال 1037 قمري چنين گزارش مي‏دهد:
تشريفات و مراسم عزاداري عاشورا به اين قرار است که همه غمگين و مغموم به نظر مي‏رسند و لباس عزاداري به رنگ سياه ـ يعني رنگي که در مواقع ديگر هيچ وقت مورد استعمال قرار نمي‏گيرد ـ بر تن مي‏کنند. هيچ‏کس سر و ريش خود را نمي‏تراشد و به حمام نمي‏رود. به علاوه نه تنها از ارتکاب هر گناه پرهيز مي‏کنند، بلکه خود را از هرگونه تفريح و خوشي محروم مي‏سازد.
جمعي در ميدان ها و کوچه هاي مختلف و جلوي خانه‏هاي مردم، برهنه و عريان در حالي که فقط با پارچه سياه يا کيسه تيره رنگي ستر عورت کرده و سر تا پاي خود را با ماده اي سياه و براق... رنگ زده‏اند، حرکت مي‏کنند... به همراه اين افراد، عده‏اي برهنه نيز راه مي‏روند که تمام بدن خود را به رنگ قرمز درآورده‏اند؛ تا نشاني از خون‏هايي که به زمين ريخته و اعمال زشتي که در آن روز [عاشورا] نسبت به حسين انجام گرفته است، باشد. همه با هم، آهنگ‏هاي غم‏انگيز در وصف حسين و مصائب وارد بر او مي‏خوانند و دو قطعه چوب يا استخواني را که در دست دارند، به هم مي‏کوبند و از آن صداي حزن‏انگيزي به وجود مي‏آورند و به علاوه حرکتي به سر و تن خود مي‏دهند که علامتي از اندوه بي پايان آن‏ها است و بيشتر به رقص شباهت دارد... (30)
علاوه بر ابزار آلات جديد، از اين دوره بود که آداب و رسوم نويني هم در سلک آيين‏هاي عزاداري درآمد؛ آدابي چون «تيغ‏زني»، «قفل‏زني»، «سنگ‏زني» و «قمه‏زني» را از اين جمله شمرده‏اند. (31)
استاد يوسفي غروي نيز در اين باره مي‏گويد:
از نظر تاريخي، ظاهراً آن وقت كه صفويه سر كار آمدند، قمه زني پديد آمد و مسلماً هيچ سابقه‏اي هم بر صفويه ندارد؛ اما هنوز به يقين نرسيده‌ايم كه آيا قبل از عثماني‏ها هم اين کار انجام مي‏شده است يا نه؟
روال حكومت‏ها اين است که اعمال و رفتارها را از همديگر يادمي‌گيرند؛ عثماني‏ها گروه فدائيان داشتند؛ صفويه هم يك گروه فدائيان درست كرده بودند و مانند آل‏بويه که در قرن سوم و چهارم در بغداد، عمدتاً دسته‌هاي اوليه‌ عزاداري‏شان، دسته‌هاي نظامي‌شان بود، به ارتش دستور داده بودند که به طور منظم و دسته‌بندي شده‌، دسته عزاداري راه بياندازند. صفويه هم وقتي سر كار آمدند اين برنامه را تكرار كردند. يكي از افواج فدائيان، قزلباش صفوي بودند كه هميشه به نشانه آماده به خدمت، سرشان تراشيده بود. در كتاب «تاريخ شاه عباس كبير» از نصرالله فلسفي ـكه در پنج جلد نوشته شده و يكي از وسيع‏ترين و دقيق‏ترين تواريخ است ـ به تفصيل، «فوج فدائيان» معرفي شده‏اند. در وصف آنان آمده كه حتي در تمريناتشان گوشتِ حيوانات مختلف و حتي مار را مي‌خوردند كه هنوز هم در بعضي از ارتش‏هاي جهان معمول است؛ مثلاً در ارتش صدام نيز يك فوج فدائي اين طوري وجود داشت. خلاصه اين كه فدائيانِ صفويه در روز عاشورا شمشير به دست، بيرون‏آمدند و تصورشان اين بود كه نوعي همدردي و مواسات با اصحاب امام حسين(ع) داشته باشند. آنان مي‏گفتند در چنين روزي که اصحاب امام حسين(ع) و خود امام، و بني هاشم تير مي‏خورند، پس ما هم اين حالت را براي خودمان ايجاد مي‌کنيم؛ يعني نشان ‌دهيم كه ما در راه امام حسين(ع) فدوي هستيم و حاضريم سرمان بريده شود؛ و اين شروع قمه‏زني شد. (32)
البته در آن زمان نيز اکثر جامعه به علمايي که با اين بدعت‏ها به مخالفت برمي‏خاسته‏اند، توجه خاصي نمي‏کردند، تا آنجا که عالمي مثل «مقدس اردبيلي» به خاطر مخالفت با اين نوع حرکات در عزاي امام حسين(ع) از سوي اکثريت جامعه طرد مي شود! (33)
ميرزا عبدالله افندي ـ از علماي شيعه معاصر شاه سلطان حسين ـ در بخشي از کتاب «تحفه فيروزيه» خود به اين مخالفت‏ها اشاره مي‏کند ... مطابق روايت جاسم حسن شبر در «ارشاد الخطيب»، داستان از اين قرار است که مقدس اردبيلي چندي از حرکات ناشايستي که بعضي مردم در امر عزاداري امام حسين(ع) مرتکب مي‏شده‏اند، رنجيده خاطر شده و با اين استدلال که اين اعمال جزو رسوم اقامه عزا نيست و در سيره اهل‏بيت(ع) نيز وجود ندارند، آنان را از اين کار نهي مي‏کند. لکن مردم به منع او وقعي ننهاده، بر شدت و گستره عمل خود افزودند. تا آنجا که وي آزرده شده، حتي در مقام اعتراض، ترک آن ديار (اردبيل) کرده و به يکي از قريه‏هاي اطراف مي‏رود تا صداي عزاداري مردم به آن شيوه را نشنود. (34)

ب ـ رواج قمه‏زني در دوران قاجار

از شاخصه‏هاي عزاداري در دوره قاجار، عموميت يافتن رسم تيغ‏زني و قمه‏زني است؛ رسمي که البته پيش از آن هم مسبوق به سابقه‏اي چند ساله بود، اما مشخصاً در اين دوره گسترش و رواجي بي‏سابقه يافت. (35)
بنجامن، سفير کبير آمريکا در ايرانِِ عهد ناصرالدين شاه، در توصيف مراسم قمه‏زني در سفرنامه‏اش چنين مي‏نويسد:
سال 1884 ميلادي من در تهران اقامت داشتم. دسته‏هايي در خيابان‏ها حرکت مي‏کردند و احساسات تند و شديد بي‏سابقه‏اي از خود نشان مي‏دادند... در اين ميان ناگهان جمعي سفيدپوش که کاردهايي در دست داشتند، پديدار شدند که با هيجان زياد کاردها را بالا برده و به سر خود مي زدند و خون از سر آنها و از کاردهايي که در دست داشتند، فواره مي زد و سر تا پايشان را سرخ کرده بود. واقعا که منظره دلخراش و بسيار تأثرآوري بود که هرگز نمي‏توانم آن را از ياد ببرم. کساني که در اين دسته‏ها قمه مي‏زنند، گاهي اوقات آنقدر به هيجان آمده و يا خوني که از آنها مي‏رود [آن قدر زياد است] که بي‏حال شده و روي زمين مي‏افتند و حتي ممکن است اگر فوراً مداوا نشوند، جان خود را از دست بدهند. (36)
بايد گفت در اين دوره، خطبايي مثل آخوند ملاآقا بن عابد شيرواني معروف به فاضل دربندي (37) با کتابش به نام اکسير العبادات في اسرار الشهادات همين قدر که در رونق‏بخشي به مجالس عزا در آن دوره نقش داشتند، در ورود مطالب سست و جعلي وخرافات و در نتيجه عوام‏گرايي اين مجالس هم مؤثر بوده‏اند. (38)
عبدالله مستوفي، تاريخ‏نگار دوره قاجار درباره فاضل دربندي مي نويسد:
تيغ زدن روز عاشورا از کارهايي است که اين آخوند در عزاداري وارد يا لامحاله آن را عمومي کرده و فعل حرام را موجب ثواب پنداشته است. (39)
مهدي بامداد نيز درباره او مي نويسد:
او [فاضل دربندي] است که تيغ زدن را بر سر، که خلاف اصول اسلامي است و اسلام مافوق اين حرفها است، در ايّام عاشورا جايز دانست و خود نيز عمل مي‏کرده است. و از اين تاريخ است که مردم عوام به تبعيت وي در ايّام عاشورا به اين عمل دست زده اند. (40)
در اين دوره نيز علماي بزرگي مثل علامه سيدمحسن امين‏عاملي، قمه‏زني و نظاير آن را غيرشرعي و شيطان‏پسند خوانده و به مخالفت با آن پرداختند که باز هم ـ با توجه به اين که قمه‏زني به سرعت جايگاه مطلوبي نزد عوام الناس يافته و جزئي لاينفک از مظاهر دينداري، با لعاب تعصب مردم شده بود ـ نه تنها مخالفت اين دسته از علما مؤثر واقع نشد، بلکه به تشکيل جبهه‏اي در بين مردم و برخي علماي موافق قمه‏زني منجر شد؛ (41) تا جايي که براي مثال به علامه سيد محسن امين عاملي تهمت زدند که مي‏خواهد اخبار را نسخ کند و از اجراي اعمال دين جلوگيري کند! (42)

3. نقش استکبار در ترويج و بهره‏برداري از قمه‏زني

الف ـ نقش استعمار انگليس

تا حدود قرن هيجدهم سه امپراطوري بزرگ شرقي؛ هند، ايران و عثمانيٍِ مسلمان بودند که بر تمام جهان متمدن شرقي در آن روز، حکومت‏هاي مرفه و مقتدري پديد آورده بودند. اسپانيا و فرانسه و هلند وانگليس به رهبري زرسالاران يهودي و مسيحيان صليبي، به فکر افتادند که مقاومت مسلمين را بشکنند. انگليسي‏ها ، براي رسيدن به اين هدف به چاره‏جويي پرداختند؛ از جمله در هند و ايران که هسته اصلي مقاومت را شيعيان تشکيل مي‏دادند. اينان از شيعيان هندوستان شروع کردندکه از مرکز تشيع و مرجعيت نجف به دور بودند. انگليسي ها از جهل و سادگي شيعه و عشق زياد آنان به امام حسين(ع) سوءاستفاده کردند و قمه و شمشيرزني بر پيشاني را جعل کرده و به آنان آموختند... متاسفانه برخي شيعيان هند، اين بدعت را بدون مجوز علما و نواب امام زمان(عج) پذيرفتند!
كوبيدن شمشير بر سر و پيشاني در سوگ سيدالشهدا(ع) در روز عاشورا، توسط استعمار انگليس، از هند به ايران و عراق رخنه نمود.
تا گذشته‌اي نه‌چندان دور، سفارت‌هاي بريتانيا در تهران و بغداد، هيئت‌هاي عزاداري را که به آن صورت انزجارآور و زشت در كوچه و خيابان‌ها ظاهر مي‌شدند، تأمين مي‌کردند. غرض از سياست استعماري انگليس از كمك به رشد اين مراسم زشت، به دست آوردنِ دليلي معقول براي استعمارش بود كه همواره با معارضه مردم بريتانيا و برخي نشريات آن كشور روبرو مي‌شد.
استعمار انگليس مي‌خواست ثابت كند كه مردمان مستعمره هند و كشورهاي اسلامي ديگر كه به آن صورت وحشيانه در خيابان‌ها ظاهر مي‌شوند، احتياج به ولي و قيمي دارند كه آنان را از جهل و توحش موجود برهاند. در نتيجه، عكس و تصاوير دسته‌هاي عزادار كه در روز عاشورا به زنجير به پشت خود نواخته و با شمشير و قمه بر سر خود مي‌كوفتند و خون‌هاي جاري شده در نتيجه اين جريانات، در روزنامه‌هاي بريتانيا و اروپا به چاپ مي‌رسيد؛ و سياستمداران استعمارگر در نتيجه اين تصويرها، استعمارِ اين كشورها را به عنوان ضرورتي انساني اعلام مي‌كردند كه مي‌تواند مردم آن كشورها را از جهل و توحش رهانيده و به جاده تمدن و تقدم رهنمون سازد.
نقل شده است، هنگامي كه «ياسين هاشمي» نخست‏وزير عراق در عهدِ استعمار انگليس براي گفتگو جهت پايان دادن استعمار، به لندن رفته بود، انگليسي‌ها به او گفتند: ما به خاطر كمك به مردم عراق به آنجا آمده‌ايم تا آنان را از توحش و حماقت خارج ساخته و مزه سعادت را به آنان بچشانيم!
اين سخن، خشم ياسين هاشمي را برمي‌انگيزد و باعث مي‌گردد با عصبانيت از جلسه خارج شود؛ اما انگليسي‌ها از او عذر خواهي كرده و او را به ديدن فيلمي مستند از عراق دعوت مي‌كنند. اين فيلم كه از هيئت‌هاي حسيني به راه افتاده در خيابان‏هاي نجف، كربلا و كاظمين تهيه شده بود، حاوي مشاهد مهيب و نفرت‌آور از شمشيركوبي و قمه‌زنيِ مردمِ عزادار بود. گويي انگليسي‌ها مي‌خواستند بگويند: «آيا مردماني روشنفكر كه از تمدن بويي برده‌اند، با خود چنين مي‌كنند؟!» (43)

ب ـ نقشه سيا در رابطه با فرهنگ عاشورا

اخيراً كتابى به نام نقشه‏اى براى جدايى مكاتب الهى در آمريكا انتشار يافته كه در آن گفتگوى مفصلى با دكترمايكل برانت يكى از معاونان سابق سيا (سازمان اطلاعاتى مركزى آمريكا) انجام شده است. (44) او در اين زمينه مى‏گويد:
بعد از مدت‏ها تحقيق، به اين نتيجه رسيديم كه قدرت رهبر مذهبى ايران و استفاده از فرهنگ شهادت، در انقلاب ايران تأثيرگذار بوده است. ما همچنين به اين نتيجه دست يافتيم كه شيعيان، بيشتر از ديگر مذاهب اسلامى فعال و پويا هستند. در اين گردهمايى تصويب شد كه بر روى مذهب شيعه تحقيقات بيشترى صورت گيرد و طبق اين تحقيقات، برنامه‏ريزي‏هايى داشته باشيم. به همين منظور، چهل ميليون دلار بودجه براى آن اختصاص داديم و اين پروژه در سه مرحله به‏ترتيب زير انجام شد... پس از نظرسنجي‏ها و جمع‏آورى اطلاعات از سراسر جهان، به نتايج مهمى دست يافتيم؛ متوجه‏شديم كه قدرتِ مذهبِ شيعه در دست مراجع و روحانيت مى‏باشد... اين تحقيقات ما را به اين نتيجه رساند كه به‏طور مستقيم نمى‏توان با مذهب شيعه رودر رو شد و امكان پيروزى بر آن بسيار سخت است و بايد پشت پرده كار كنيم. ما به جاى ضرب‏المثل انگليسى «اختلاف بيانداز، حكومت كن!» از سياست «اختلاف بيانداز، نابود كن!» استفاده كرديم و در همين راستا برنامه‏ريزي‏هاى گسترده‏اى را براى سياست‏هاى بلندمدت خود طرح كرديم. حمايت از افرادى كه با مذهب ‏شيعه اختلاف نظر دارند و ترويج كافر بودن شيعيان به گونه‏اى كه در زمان مناسب عليه آنها توسط ديگر مذاهب اعلام ‏جهاد شود. همچنين بايد تبليغات گسترده‏اى را عليه مراجع و رهبران دينى شيعه صورت دهيم تا آنها مقبوليت خود رادر ميان مردم از دست ‏بدهند.
يكى ديگر از مواردى كه بايد روى آن كار مى‏كرديم، موضوع فرهنگ عاشورا و شهادت‏طلبى بود كه هرساله ‏شيعيان با برگزارى مراسمى اين فرهنگ را زنده نگه‏مى‏دارند. ما تصميم گرفتيم با حمايت‏هاى مالى از برخى سخنرانان و مداحان و برگزاركنندگان اصلى اينگونه مراسم كه افراد سودجو و شهرت‏طلب هستند، عقايد و بنيان‏هاى شيعه و فرهنگ شهادت‏طلبى را سست و متزلزل كنيم و مسائل انحرافى در آن به وجود آوريم؛ به گونه‏اى كه شيعه يك گروه‏ جاهل و خرافاتى در نظر آيد. در مرحله بعد، بايد مطالب فراوانى عليه مراجع شيعه جمع آورى شده و به‏وسيله مداحان ‏و نويسندگانِ سودجو انتشار دهيم و تا سال 1389 مرجعيت را ـكه سد راه اصلى اهداف ما مى‏باشند ـ تضعيف كرده وآنان را به دست خود شيعيان و ديگر مذاهب اسلامى نابود كنيم و در نهايت تير خلاص را بر اين فرهنگ و مذهب‏ بزنيم. (45)

فصل سوم ـ سير تاريخي مقابله علما با انحرافات عزاداري

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): يَحْمِلُ هَذَا الدِّينَ فِي كُلِّ قَرْنٍ عُدُولٌ يَنْفُونَ عَنْهُ تَأْوِيلَ الْمُبْطِلِينَ وَ تَحْرِيفَ الْغَالِينَ وَ انْتِحَالَ الْجَاهِلِينَ كَمَا يَنْفِي الْكِيرُ خَبَثَ الْحَدِيدِ. (46)
پيامبر اکرم(ص) مي فرمايند: در هر قرني، افراد عادلي پاسداري دين را به عهده مي‏گيرند و تأويل اهل باطل و تحريف غلوکنندگان و دروغ نادانان را از دين مي‏زدايند؛ همان‏گونه که دمِ آهنگر، مواد زائد را از آهن مي‏زدايد.
گوهر يکدانه اقامه عزاي ائمه هدي(ع) چون اکسيري حيات بخش، يکي از مهمترين کارکردها را در حفظ مکتب اهل‏بيت(ع) به عهده دارد؛ از اين رو، علماي اعلام در حفظ و صيانت از اين مجالس اهتمام تامّ داشته و کوشيده‏اند آن را از گزند انحرافات و تندروي‏ها محفوظ نگاه دارند.
در دوران معاصر نيز اين رسالت حساس، مورد توجه و اهتمام زعماي حوزه علميه قرارداشته، علماي روشن‏بين به سهم خود در زدودن آفاتي که از روي جهالت عوام و گاه با تحريک و توطئه معاندان، دامنگير اين محافل گرانقدر مي‏شد، کوشيده‏اند. (47)
جريان مقابله علماي ربّاني با اين انحرافات را در دوران معاصر، مي‏توان در سه مقطع مورد بررسي و کنکاش قرار داد:
1. موج اول؛ مبارزه علامه سيدمحسن‏امين(ره) با انحرافات عملي در عزاداري و حمايت سيد ابوالحسن ‏اصفهاني(ره) از نهضت ‏تنزيه؛
2. موج دوم؛ مقابله حضرت امام خميني(ره) با قمه زني و امثال آن؛
3. موج سوم؛ حکم حکومتي رهبر معظم انقلاب(مدظله‏العالي) در مورد قمه زني و حمايت مراجع عظام و علما از آن.

1. موج اول؛ مبارزه علامه سيدمحسن‏امين(رحمه‏الله)

با انحرافات عملي در عزاداري و حمايت سيد ابوالحسن ‏اصفهاني(قدس‏سره) از نهضت ‏تنزيه
مرحوم علامه سيد محسن امين در کتاب خويش به نام التنزيه لأعمال الشبيه (48) با استدلال و برهان ثابت مي‏کند قمه‏زني و برخي ديگر از اعمال رايج در عزاداري امام حسين(ع) نه تنها ثوابي ندارد، بلکه از نظر شرع مقدس حرام است. در پي انتشار اين اثر، که با هدف پاکسازي گردهمايي هاي مذهبي از بدعت ها و گمراهي ها انجام شد، مردم ناآگاه چنان در برابرش موضع گرفتند که برخي از دوستانش خطر «انقلاب عوام» را به وي گوشزد کردند. ايشان در اين باره مي گويد:
در برابر اين رساله برخي از مردم برخاسته، هياهو برپا ساختند و ناآگاهان را به هيجان آوردند... آنها در ميان بخش گسترده ناآگاه جامعه چنين پخش کردند که فلاني [سيد محسن امين] برپا داشتن عزاي امام حسين (ع) را حرام کرده و علاوه بر اين، مرا به خروج از دين متهم کردند. (49)
تبليغات فراگير درباره دانشمند مصلح دمشق، چنان مؤثر افتاد که حتي گروهي از گويندگان مذهبي در مسجدها او را گمراه معرفي کردند و برخي از مردم با گرو نهادن خانه خود و به دست آوردن اندکي پول، در جهاد نامقدس ضدّ سيد محسن شرکت جستند. (50)
ولي از آنجا که حق با سيد بود، بالاخره پيروز و سربلند شد. تا آنجا که پس از اندک زماني، آيت الله العظمي سيد ابوالحسن اصفهاني ـ که در آن زمان مقام رياست تامه و مرجعيت عامه را داشتند ـ به طرفداري از امين عاملي و کتاب بيداري‏بخش او فتوا صادر کرده و به صراحت گفت:
إن استعمال السيوف و السلاسل و الطبول و الابواق و مايجري اليوم أمثاله في مواکب العزاء بيوم عاشورا انّما هو محرم و غير شرعي؛ (51)
همانا استفاده از امثال شمشير و زنجير و طبل و بوق و امثال آنچه امروزه در دسته‏ها و مواکب عزاداري عاشورا رايج شده، قطعا حرام و غير شرعي است.
اين فتوا نيز موجب اختلافات و سر و صداي شديدي شد و برخي از وعاظ در سخنراني هاي خود آيت الله اصفهاني را به سختي مورد انتقاد و حتي اهانت قراردادند؛ ولي وي هرگز حاضر نشد از فتوا و عقيده خود دست بردارد.
در بصره نيز آيت الله سيد مهدي قزويني به حمايت از علامه سيد محسن امين برخاسته و در آثار خويش به انتقاد از قمه زني پرداخت. (52) وي بر اين اعتقاد بود که استفاده از آهن، يعني زنجير و قمه در مراسم عزاداري حدود يک قرن قبل و توسط مردماني که تسلط زيادي به قوانين شريعت نداشتند، پديد آمده است. (53)
سيدحسن‏امين، فرزند علامه سيدمحسن‏امين، گزارشي جالب از اين وقايع مي‏دهد:
... در اين راه، بزرگاني چون سيد ابوالحسن اصفهاني و شيخ عبدالکريم جزائري و ديگران و جالب اين است که گروهي از زهاد و عباد معروف نيز از او حمايت کردند. از آن جمله مرحوم شيخ علي قمي (54) معروف به زاهد و شيخ جعفر بديري. (55) اين فتوا نجف را به دو گروه تقسيم کرد؛ گروهي به طعنه آنان را «امويين» ناميدند ـ که همان طرفداران مرحوم امين بودند ـ و گروهي به نام «علويين» که همان مخالفين او بودند. (56) پس از يک سال از شروع سر و صداها مرحوم امين قصد سفر به عراق را نمود و با آن که بسياري از دوستانش او را از سفر نجف منع نمودند، ليکن وي به نجف آمد، جعفر الخليلي (57) در کتاب خود «هکذا عرفتهم» مي گويد: نجف به استقبال او بيرون شهر رفت. هنچنين سيد ابوالحسن اصفهاني در مقدم پيشواز کنندگان بود. خليلي اضافه مي کند که من اشخاصي را ديدم و نام آنها را ذکر مي کند و سيد مي گفت: من از همه شما گذشتم؛ به جز آن افرادي از شما که غافلين را تحريک نمودند.

2. موج دوم؛ مقابله حضرت امام خميني(قدس سره)با قمه زني و امثال آن

پس از پيروزي انقلاب اسلامي جرياني تحت تاثيرمحافل روشنفکري در ايران شکل گرفت که با عزاداري حسيني به صورت سنتي، به مخالفت پرداخت. بنيانگذار جمهوري اسلامي در مقابل اين تفکر با شدت و حدّت ايستادند و طي چند سخنراني، به تبين نقش مجالس عزاي حسيني در حفظ و بقاي مکتب تشيع پرداخته و ضرورت برگزاري مراسم عزاداري به همان شيوه سنتي را مورد تأکيد قراردادند. (58)
با گسترش برخي مظاهر آزار جسماني در مراسم سوگواري امام حسين(ع) و امکان بهره برداري دشمنان ازاين رفتارها، ايشان با صدور حکمي از قمه زني نهي و جواز شبيه‏خواني را مشروط به عدم وهن اعلام فرمودند.
در پي اين حکم حضرت امام(ره)، آيت الله شهيد سيد محمد باقر صدر(ره) (59) و شهيد آيت‏الله مرتضي مطهري و جمعي از علماي بصير به حمايت از اين اقدام و محکوميت اين اعمال پرداختند.
شهيد مطهري با ذکر سابقه ورود قمه زني به ايران مي نويسد:
قمه زني و بلند کردن طبل و شيپور، از ارتدوکس هاي قفقاز به ايران سرايت کرده و چون روحيه مردم براي پذيرفتن آنها آمادگي داشت، همچون برق در همه جا دويد. (60)
شهيد آيت الله مطهري در کتاب حوزه و روحانيت نيز به اين مبحث پرداخته، مي‏فرمايند:
قمه زني در شرايط فعلي هيچ دليل عقلي و نقلي بر آن نداريم و يكي از مصاديق بارز تحريف محسوب مي گردد و حداقل اينكه در زمان فعلي، باعث زير سوال رفتن تشيع مي گردد. از برنامه‏هايي كه هيچ ارتباطي با اهداف امام حسين(ع) ندارد، تيغ، قمه و قفل زدن است؛ قمه زدن هم همين طور است. اين كار، كار غلطي است. يك عده قمه‏ها را بگيرند، به سرهاي خودشان بزنند و خون ها را بريزند كه كه چه شود؟ كجاي اين حركت، عزاداري است. (61)
روحانيِ شهيد سيد عبد الکريم هاشمي نژاد (62) نيز به تاثيرات سوء قمه زني در تخريب چهره تشيع پرداخته، مي گويد:
سوگواري براي حسين بن علي ‘ و ياد نمودن از فاجعه خونين نينوا، اگر به طرز صحيح انجام گيرد، علاوه بر ارزش هاي اسلامي و معنوي که دارد، اصولاً خود يک عمل منطقي و معقولي است که از عواطف انسانيت و حسّ حمايت از مظلوم سرچشمه مي گيرد. اما با کمال تأسف گاهي به نام عرض ارادت به پيشگاه مقدس حسين (ع) کارهايي انجام مي شود که در برابر دنياي روز موجب شرمساري و سرافکندگي است. کارهايي که نه با مقررات اسلامي سازش دارد و نه از نظر منطق، صحيح و قابل درک است. براي نمونه بايد موضوع «قمه زدن» را ياد کرد. اين عمل ناراحت کننده و چندش‏آور... نه تنها با هيچ اصلي قابل تفسير نيست، بلکه مخالفان و دشمنان اسلام در داخل و خارج، از آن به صورت يک حربه مؤثر و قاطع عليه آيين مقدس ما استفاده مي‏کنند.
نويسندگان دغل و قلم هاي شومي که سالياني دراز در اين کشور مشغول سمپاشي و آلوده ساختن افکار بي خبران از اسلام و نظام عالي و جهاني آن بودند، اکثراً از اين نمونه کارها که جمعي از شيعيان پاکدل به نام دين و اسلام انجام مي دادند، سوءاستفاده مي کردند و در نوشته‏هاي خود ـ که سراپا تهمت و افترا به اسلام و تشيع است ـ آنها را به نام يکي از دستورات مذهبي شيعه معرفي کرده، از مظاهر «شيعه‏گري» مي شمرده‏اند. سپس در پناه اين حربه هاي مؤثر، فحش‏ها و ناسزاهاي خود را نثار اسلام و مکتب آسماني آن نموده و با اين قبيل تهمت ها ـ که اين کارها جزء دستورات اسلامي است ـ اين آيين مقدس را ناصحيح و نامعقول جلوه مي‏دادند...
اگر در داخل يک کشور اسلامي، موضوع «قمه زدن» و مانند آن اين گونه مورد بهره‏برداري و سوءاستفاده دشمنان اسلام قرار گيرد، در خارج از کشور نسبت به قدرت‏هاي بزرگ و مذاهبي که به نيروهاي استعماري تکيه دارند، مي توان به خوبي استنباط کرد که چگونه از اين حربه هاي مؤثر عليه اسلام و مکتب آسماني آن از يک طرف و تحقير نمودن و کوچک شمردن مردم مشرق زمين از سوي ديگر استفاده مي‏کنند.
يکي از دوستانم که دانشجوست و در آلمان غربي مشغول تحصيل است، سال گذشته برايم حکايت مي کرد که در آنجا ما به ديدن فيلمي رفتيم که در آن قسمتي از عادات و اعمال مردم مشرق زمين نشان داده مي شد؛ اعمالي که نشان دهنده انحطاط فکري آنها است.
در آن فيلم، از کشور هندوستان مثلاً دستان گاوهاي مقدس و احترام‏هايي که مردم آنجا در برابر آنها انجام مي‏دادند نشان داده شده، ولي هنگامي که نوبت به ايران رسيد، منظره «قمه زدن» با همان وضع چندش‏آور در فيلم منعکس‏شد.
... باز داستان ديگري در اين باره دارم که دانشجوي آلماني به علّت آن که منظره قمه زدن را در يک فيلم تلويزيوني ديده بود و دشمنان اسلام، آن را به عنوان «يکي از دستورات اسلامي که بايد يک مسلمان واقعي آن را اجرا کند» معرفي کرده بودند، تا مدت‏ها حاضر نبود مسلمان شود و اسلام را بپذيرد... (63)

3. موج سوم؛ حکم حکومتي رهبر معظم انقلاب(مدظله‏العالي)در مورد قمه زني و حمايت مراجع عظام و علما از آن

پس از گسترش غير عادي تظاهر به قمه زني پس از رحلت حضرت امام خميني(ره) و ايجاد زمينه بهره‏برداري خبرگزاري‏ها و پايگاههاي اطلاع‏رساني معاند از اين صحنه‏ها براي ضربه‏زدن به اساس تشيّع، رهبر معظم انقلاب در بياناتي که در آستانه محرم‏الحرام در جمع روحانيون استان کهکيلويه و بويراحمد فرمودند، (64)بر لزوم هرچه باشکوهتر برگزار شدن عزاي حسيني تأکيد و انحرافي بودن جريان قمه‏زني در عزاي حسيني را تبيين فرمودند و خواستار زدودن اين حرکات وهن‏آميز از ساحت قدسي عزاي حسيني شدند.
پس از انتشار اين بيانات و صدور حکم حرمت قمه زني از سوي ايشان، (65)جمعي از مراجع و شخصيت‏هاي فقهي حوزه علميه، با صدور فتاواي جديد و برخي نيز با تصريح به لازم الإتباع بودن حکم (66)رهبر معظم انقلاب، به عدم جواز اين عمل فتوا دادند. نکته قابل توجه اينکه، برخي از اين بزرگان بر خلاف فتواي پيشين خود ـ که قمه زني را با هدف برگزاري هر چه باشکوه‏تر عزاي حسيني جايز دانسته بودند ـ فتوا دادند. (67)
شيخ الفقهاء و المجتهدين، حضرت آيت‏الله العظمي اراکي(ره) که پس از رحلت آيت‏الله العظمي گلپايگاني به عنوان مرجع عامّ جهان تشيّع شناخته مي‏شدند، عليرغم فتواي پيشين خود مبني بر جواز اين‏گونه رفتارها به‏عنوان مصاديق عزاداري حسيني، با صدور فتوايي جديد، دستور ولي امر مسلمين مبني بر جلوگيري از اعمال خرافي درعزاداري محرم را لازم‏ّالاطاعه اعلام نمودند. (68)
حضرت آيت‏الله العظمي فاضل لنکراني نيز برخلاف فتواي اوليه خود ـ که در آن به جواز قمه‏زني؛ البته در خفا و مشروط به قابل سوء‏استفاده نبودن توسط رسانه‏هاي استکباري، فتوا داده بودند ـ فتوايي جديد صادر و در آن تصريح فرمودند:
با توجه به گرايشى كه نسبت به اسلام و تشيّع بعد از پيروزى انقلاب اسلامى ايران در اكثر نقاط جهان پيدا شده، و ايران اسلامى به عنوان امّ‏القراى جهان اسلام شناخته مى شود، و اعمال و رفتار ملت ايران به عنوان الگو و بيانگر اسلام مطرح است، لازم است در رابطه با مسايل سوگوارى و عزادارى سالار شهيدان حضرت ابى عبدالله الحسين(ع) به گونه‏اى عمل شود كه موجب گرايش بيشتر و علاقمندى شديدتر به آن حضرت و هدف مقدّس وى گردد. پيداست در اين شرايط، مسأله قمه‏زدن نه تنها چنين نقشى ندارد، بلكه به علّت عدم قابليت پذيرش و نداشتن هيچگونه توجيه قابل فهم مخالفين، نتيجه سوء بر آن مترتّب خواهد شد. لذا لازم است شيعيان علاقمند به مكتب امام حسين(ع) از آن خوددارى كنند. (69)
اين موج حمايتي از سوي علما و مراجع عظام تقليد (70) و دلايل محکم ارائه شده براي موهن و غيرمشروع بودن اين رفتارها، حمايت مجامع حقيقت طلب ديگر کشورهاي اسلامي را نيز به دنبال داشت. (71)
ابراهيم الحيدري، جامعه‏شناس عراقي، در کتاب تراجيديا کربلاء دراين باره مي‏نويسد:
فتواي آيت الله خامنه‏اي با عکس‏العمل‏هاي متفاوتي در جهان اسلام مواجه شد؛ از يک سو بسياري از علما و مصلحان و مؤسسات اسلامي به حمايت از اين اقدام شجاعانه برخاسته و آن را تلاشي آگاهانه براي حفاظت از اصالت و خلوص اسلام شمردند؛ چراکه اين فتوا بيانگر عزمي والا براي پاکسازي نهادهاي مذهبي از بدعت‏ها و گمراهي‏ها و مظاهر انحراف بود که از دوران عقب‏ماندگي و رکود مسلمانان بر جاي مانده بود. از سوي ديگر، احساسات و عواطف برخي عوام بر ضدّ آقاي خامنه‏اي به هيجان آمده و ايشان را مورد توهين و ناسزا قرار داده و متّهم به کفر و خروج از اسلام کردند. (72)
البته مقاومت عوام در تغيير رسوم خود، طبيعي و در گذشته هم سابقه‏دار بوده است. براي مثال، شنيدن ماجراي تلاش حضرت آيت الله العظمي بروجردي در جلوگيري از سنت هاي غلط در عزاداري هيئات مذهبي قم، از زبان مورخ بنامِ معاصر، حجت الاسلام رسول جعفريان خالي از لطف نيست:
حضرت مستطاب آيت الله العظمي آقاي بروجردي(مد ظله العالي) که رهبري شيعيان جهان را به عهده گرفته و داراي رياست عامه مي باشند و حوزه علميه قم نيز با رهبري حضرت معظم له اداره مي شود، از جريانات نامطلوب بعضي از موکب‏هاي عزا اظهار انزجار فرموده و مخالفت خود را با اعمالي که مناسب با جهان تشيع نبوده و مخصوصاً شايسته يک شهر مقدس نمي باشد، ابراز نموده اند؛ ولي متأسفانه بعضي از گردانندگان دستجات عزا گفته اند ما دوازده ماه سال را در تمام امور به حضرت آيت الله مراجعه نموده و از ايشان تقليد مي کنيم ولي دهه عاشورا را درعزاداري از معظم له تقليد نخواهيم کرد؛ بلکه از آنچه که خود ما تشخيص مي دهيم، پيروي خواهيم کرد! (73)
اينجاست که درد و رنج پنهاني عالمان دلسوز و فقهاي دين‏شناسي چون آيت الله العظمي حکيم(ره) برايمان روشن‏تر مي‏شود که فرمودند:«إنّ قضيه التطبير هي غصّه في حلقومنا»؛ (74) قضيه قمه‏زني چون خاري در گلوي ماست! ..............ادامه دارد.....

------------------------------

پانوشت‌های این بخش؛
1. بحارالأنوار، ج 75، ص 372
2. حج، آيه 32
3. عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ (عليه‏السلام) قَالَ نَظَرَ النَّبِيُّ (صلي‏الله‏عليه‏وآله) إِلَى الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ (عليه‏السلام) وَ هُوَ مُقْبِلٌ فَأَجْلَسَهُ فِي حِجْرِهِ وَ قَالَ إِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَيْنِ حَرَارَه فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لَا تَبْرُدُ أَبَداً ثُمَّ قَالَ (عليه‏السلام) بِأَبِي قَتِيلُ كُلِّ عَبْرَه قِيلَ وَ مَا قَتِيلُ كُلِّ عَبْرَه يَا ابْنَ رسول‏الله قَالَ لَا يَذْكُرُهُ مُؤْمِنٌ إِلَّا بَكَى. (مستدرك‏الوسائل، ج 10، ص 318)
4. قَالَ أَبُوعبدالله (عليه‏السلام): ... مَا عَيْنٌ أَحَبَّ إِلَى اللَّهِ وَ لَا عَبْرَه مِنْ عَيْنٍ بَكَتْ وَ دَمَعَتْ عَلَيْهِ وَ مَا مِنْ بَاكٍ يَبْكِيهِ إِلَّا وَ قَدْ وَصَلَ فَاطِمَه وَ أَسْعَدَهَا عَلَيْهِ وَ وَصَلَ رسول‏الله (صلي‏الله‏عليه‏وآله) وَ أَدَّى حَقَّنَا وَ مَا مِنْ عَبْدٍ يُحْشَرُ إِلَّا وَ عَيْنَاهُ بَاكِيَه إِلَّا الْبَاكِينَ عَلَى جَدِّيَ الْحُسَيْنِ (عليه‏السلام) فَإِنَّهُ يُحْشَرُ وَ عَيْنُهُ قَرِيرَه وَ الْبِشَارَه تِلْقَاهُ وَ السُّرُورُ بَيِّنٌ عَلَى وَجْهِ وَ الْخَلْقُ فِي الْفَزَعِ وَ هُمْ آمِنُونَ وَ الْخَلْقُ يُعْرَضُونَ وَ هُمْ حُدَّاثُ الْحُسَيْنِ (عليه‏السلام) تَحْتَ الْعَرْشِ وَ فِي ظِلِّ الْعَرْشِ لَا يَخَافُونَ سُوءَ يَوْمِ الْحِسَابِ يُقَالُ لَهُمُ ادْخُلُوا الْجَنَّه فَيَأْبَوْنَ وَ يَخْتَارُونَ مَجْلِسَهُ وَ حَدِيثَهُ وَ إِنَّ الْحُورَ لَتُرْسِلُ إِلَيْهِمْ إِنَّا قَدِ اشْتَقْنَاكُمْ مَعَ الْوِلْدَانِ الْمُخَلَّدِينَ فَمَا يَرْفَعُونَ رُءُوسَهُمْ إِلَيْهِمْ لِمَا يَرَوْنَ فِي مَجْلِسِهِ (عليه‏السلام) مِنَ السُّرُورِ وَ الْكَرَامَه. (مستدرك‏الوسائل، ج 10، ص 314)
5. قال ابي عبدالله جعفر بن محمد ... إِنَّ أَفْضَلَ مَا تَأْتِي بِهِ فِي هَذَا الْيَوْمِ أَنْ تَعْمِدَ إِلَى ثِيَابٍ طَاهِرَه فَتَلْبَسَهَا وَ تَتَسَلَّبَ قَالَ وَ مَا التَّسَلُّبُ قَالَ تُحَلِّلُ أَزْرَارَكَ وَ تَكْشِفُ عَنْ ذِرَاعَيْكَ كَهَيْئَه أَصْحَابِ الْمَصَائِبِ. (بحارالأنوار، ج 98، ص 304)
6. حضرت آيت‌الله ميرجهاني طباطبايي(طاب ثراه)، البکاء للحسين(عليه‏السلام)، ص 68
.7 رُوِيَ أَنَّهُ لَمَّا أَخْبَرَ النَّبِيُّ صلي الله عليه و اله ابْنَتَهُ فَاطِمَه بِقَتْلِ وَلَدِهَا الْحُسَيْنِ وَ مَا يَجْرِي عَلَيْهِ مِنَ الْمِحَنِ بَكَتْ فَاطِمَه بُكَاءً شَدِيداً وَ قَالَتْ يَا أَبَهْ مَتَى يَكُونُ ذَلِكَ قَالَ فِي زَمَانٍ خَالٍ مِنِّي وَ مِنْكِ وَ مِنْ عَلِيٍّ فَاشْتَدَّ بُكَاؤُهَا وَ قَالَتْ يَا أَبَهْ فَمَنْ يَبْكِي عَلَيْهِ وَ مَنْ يَلْتَزِمُ بِإِقَامَه الْعَزَاءِ لَهُ فَقَالَ النَّبِيُّ يَا فَاطِمَه إِنَّ نِسَاءَ أُمَّتِي يَبْكُونَ عَلَى نِسَاءِ أَهْلِ بَيْتِي وَ رِجَالَهُمْ يَبْكُونَ عَلَى رِجَالِ أَهْلِ بَيْتِي وَ يُجَدِّدُونَ الْعَزَاءَ جِيلًا بَعْدَ جِيلٍ فِي كُلِّ سَنَه فَإِذَا كَانَ الْقِيَامَه تَشْفَعِينَ أَنْتِ لِلنِّسَاءِ وَ أَنَا أَشْفَعُ لِلرِّجَالِ وَ كُلُّ مَنْ بَكَى مِنْهُمْ عَلَى مُصَابِ الْحُسَيْنِ أَخَذْنَا بِيَدِهِ وَ أَدْخَلْنَاهُ الْجَنَّه يَا فَاطِمَه كُلُّ عَيْنٍ بَاكِيَه يَوْمَ الْقِيَامَه إِلَّا عَيْنٌ بَكَتْ عَلَى مُصَابِ الْحُسَيْنِ فَإِنَّهَا ضاحِكَه مُسْتَبْشِرَه بِنَعِيمِ الْجَنَّه (بحارالأنوار، ج 44، ص ‏37)
8. نوه دختري
.9 مستدرك‏الوسائل، ج 10، ص 319
10. صحيفه نور، ج 10، تاريخ 30/7/58
11. صحيفه نور، ج 16، تاريخ 30/3/61
12. صحيفه نور، ج 15، ص 203، تاريخ 4/8/60
13. صحيفه نور، ج 10، تاريخ 30/7/58
14. وا محمدا! که درود فرشتگان همواره بر تو باد! اين [پيکر] حسين توست که در خون غلتيده و اعضايش از هم جدا شده و ردا وعمامه اش به غارت رفته است... (اللهوف علي قتلي الطفوف، ص 133)
15. بيانات در جمع روحانيون استان كهگيلويه و بويراحمد در آستانه‌ى ماه محرّم 17/3/73
16. پاسخ به نامه‌ى امام جمعه‌ى اردبيل حجت‏الاسلام والمسلمين آقاى مروج 27/3/73
17. بيانات در جمع روحانيون استان كهگيلويه و بويراحمد در آستانه‌ى ماه محرّم 17/3/73
18. ابراهيم الحيدري، تراژدي کربلا، ترجمه علي معموري
19. محسن حسام مظاهري، مقاله «رسانه شيعه، مروري بر تاريخ تکوين مجالس و آيين هاي عزاداري در ايران»، مجله اخبار اديان، شماره 18، فروردين و ارديبهشت 1385
20. عبدالله مستوفي، شرح زندگاني من يا تاريخ اجتماعي و اداري دوران قاجاريه، ج 1 و 3
21. ابراهيم الحيدري، تراژدي کربلا، ترجمه علي معموري، ص 475
22. کاظم دجيلي، عاشوراء في النجف و کربلا، ص 287؛ جيات عراقي من وراء البوابه السوداء، محمود درّه، ص 24
23. اسحاق نقاش؛ استاد تاريخ خاورميانه، دانشگاه بزنديز بوستون
Administration Report of The Shamiyya Division, P. 269, Great Britain
24. به حکم «الإنسان حريص علي ما منع» هرگاه اعمال فشار با تبيين علمي و فرهنگ‏سازي همراه نباشد، اثر معکوس خواهد داشت.
25. گفتگو با سيد محمد بحرالعلوم پيرامون عزاداري حسيني، مجله النور، شماره 74، ژوئيه 1997م.
26. گفتگو با دکتر شاکر لطيف، 12/4/1996 م.، کتاب تراژدي کربلا
27. طالب علي شرقي، النجف الاشرف عاداتها و تاليدها، ص 223 ـ220
28. مهدي مسائلي، قمه زني، سنت يا بدعت؟، ص 19
29. محسن حسام مظاهري، مقاله «رسانه شيعه، مروري بر تاريخ تکوين مجالس و آيين هاي عزاداري در ايران»، مجله اخبار اديان، شماره 18، فروردين و ارديبهشت 1385
30. سفرنامه پيتر دلاواله، ترجمه شجاع الدين شفا، انتشارات علمي فرهنگي
31. محسن حسام مظاهري، مقاله «رسانه شيعه، مروري بر تاريخ تکوين مجالس و آيين هاي عزاداري در ايران»، مجله اخبار اديان، شماره 18، فروردين و ارديبهشت 1385
32. مصاحبه با دکتر يوسفي غروي، به آدرس: http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=15281
33. محسن حسام مظاهري، مقاله «رسانه شيعه، مروري بر تاريخ تکوين مجالس و آيين هاي عزاداري در ايران»، مجله اخبار اديان، شماره 18، فروردين و ارديبهشت 1385
34. جاسم حسن شبر، ارشادالخطيب، ص 47 و 48
35. محسن حسام مظاهري، مقاله «رسانه شيعه، مروري بر تاريخ تکوين مجالس و آيين هاي عزاداري در ايران»، مجله اخبار اديان، شماره 18، فروردين و ارديبهشت 1385
36. بنجامن، س. ج. و.، ايران و ايرانيان، ترجمه محمدحسين کردبچه، ص 284
37. او همان کسي است که به فرموده شهيد مطهري، خرافات و انحرافات موجود در کتاب روضه الشهداءِ ملا حسين کاشفي و ديگر سخنان بي مبنا را در قالب کتاب « اسرار الشهاده» يکجا جمع کرد و نقش عمده اي در وارد کردن خرافات به مجالس عزاداري امام حسين (عليه السلام) داشت. (بنگريد به: شهيد مطهري، حماسه حسيني، ص 55 ـ53)
38. محسن حسام مظاهري، مقاله «رسانه شيعه، مروري بر تاريخ تکوين مجالس و آيين هاي عزاداري در ايران»، مجله اخبار اديان، شماره 18، فروردين و ارديبهشت 1385
39. عبدالله مستوفي، شرح زندگاني من يا تاريخ اجتماعي و اداري دوره قاجاريه، ج 1، ص 276
40. مهدي بامداد، شرح رجال ايران در قرن 12 و 13 و 14 هجري، ج 4، ص 138
41. محسن حسام مظاهري، مقاله «رسانه شيعه، مروري بر تاريخ تکوين مجالس و آيين هاي عزاداري در ايران»، مجله اخبار اديان، شماره 18، فروردين و ارديبهشت 1385
42. علامه سيد محسن امين عاملي، المجالس السنيه
43. http://abarkooh.parsiblog.com
44. روزنامه جمهورى اسلامى، تاريخ 5/3/83
45. نقشه‏اى براى جدايى مكاتب الهى، منتشر شده در آمريکا، گفتگو با دكترمايكل برانت، يکي از معاونان سابق «سيا»
46. وسائل‏الشيعه، ج 27، ص 150
47. چراکه حضرت رسول اکرم (صلي‏الله‏عليه‏وآله) فرمودند: «إِذا ظَهَرتِ البِدعُ في اُمَّتي فَليَظهَر العالِمُ عِلمَهُ، فَمَن لم يفعَل، فَعَلَيهِ لَعنَه الله»؛ هنگامي که بدعت‏هايي (نوآوري‏هاي باطلي) در امتم ظاهر شد، عالم دين بايد علمش را اظهار کند و کسي که چنين نکند، لعنت خدا بر او باد. (اصول کافي، ج1، ص54)
48. جلال آل احمد در کتاب عزاداريهاي نامشروع به ترجمه اين کتاب پرداخته است.
49. اعيان الشيعه، ج 10، ص 363
50. گلشن ابرار، ج 2، ص 612
51. دايره المعارف تشيع، ج 2، ص 531؛ اعيان الشيعه، ج 10، ص 378؛ استاد حسن شبر، تاريخ سياسي عراق معاصر، ج2، ص 340
52. ايشان يک سال پيش از انتشار کتاب التنزيه نيز در کتابي به نام کشف الحق لغفله الخلق به انتقاد از قمه زني پرداخت و مدتي پس از سيد محسن امين نيز به تکرار انتقاداتش در کتاب دوله الشجره الملعونه الشاميه علي العلويه اقدام کرد.
53. دوله الشجره الملعونه، ص 136
54. شيخ علي بن شيخ محمد ابراهيم قمي نجفي از شاگردان عارف بزرگ مولي حسينقلي همداني و پس از او از خواص آيت الله کشميري بود. او در زمان حيات خويش ضرب المثل تقوي و زهد بود، به گونه اي که همه اهل علم از عرب و عجم بر اين نکته اتفاق داشتند که او پرهيزگارترين عالم زمان خويش است. (مستدرکات اعيان الشيعه، ج 3، ص 152)
55. ايشان يکي از علما و زهاد معروف نجف بود که قناعت و ساده زيستي او در نزد عام و خاص مشهور بود.
56. طرفداران قمه زني با اموي ناميدن مخالفان خود، توانستند جمع کثيري از شيعيان را قانع کنند که انتقادات سيد محسن امين در مورد انحرافات عزاداري، زنده کردن امويان است. همچنين يک سخنران محبوب و مشهور عراق را جذب کردند تا مردم را عليه سيد محسن امين و طرفدارانش برانگيزاند. (جعفر الخليلي، هکذا عرفتهم، ج 1، ص 212)
57. يکي از مورخان مشهور عراق در قرن 14 قمري
58. رجوع کنيد به صحيفه نور، ج 10، ص 32 ـ26؛ ج 16، ص 210 ـ207؛ و ج 17، ص 62 ـ58
59. آيت الله شهيد صدر: «آنچه که امروز با نام قمه‏زني و جاري ساختن خون بر بدن انجام مي‏شود از افعال عوام مردم و جاهلين آنهاست ...» (دکتر تيجاني، کل الحلول عند آل الرسول، ص 150؛ ابراهيم الحيدري، تراجيديا کربلا، ص 459)
60. شهيد مرتضي مطهري، جاذبه و دافعه علي عليه السلام، ص 154
61. شهيد مرتضي مطهري، حوزه و روحانيت، ج 2، ص 173.
62. شهيد سيد عبدالکريم هاشمي نژاد يکي از چهره هاي برجسته سياسي و مذهبي قبل و بعد از انقلاب مي‏باشد که فعاليتهاي سياسي خويش را قبل از سال 1340 شروع نموده و از سال 1341 به بعد که نهضت امام خميني(قدس سره) آغاز گرديد، تحت لواي ايشان به مبارزه مي پرداخت. او طي اين مدت بيش از پنج مرتبه به علت سخنراني و مبارزه عليه شاه دستگير و روانه زندان شد. شهيد هاشمي نژاد پس از انقلاب نيز بر فعاليتهاي خود ادامه داد و در آغاز به عنوان نماينده استان مازندران در مجلس خبرگان انتخاب شده، و در تدوين قانون اساسي و به خصوص در جهت تثبيت اصل ولايت فقيه زحمات فراواني کشيد. سرانجام ايشان در هفتم مهر سال 1360 در پايان کلاس درس، به دست منافقان کوردل به شهادت رسيد.
63. شهيد هاشمي نژاد، درسي که حسين عليه السلام به انسانها آموخت، ص 261 و 262
64. بيانات معظم له در تاريخ 17/3/73 ايراد گرديده است.
65. حضرات آيات عظام؛ مظاهري، مشکيني، احمدي ميانجي، مؤمن، يزدي، مقتدايي، موسوي تبريزي و... به «حکم» بودن فتواي معظم له تصريح فرموده اند. متن بيانات و فتاوي رهبر معظم انقلاب در فصول سوم و چهارم به تفصيل آمده است.
66. آيت الله سيد محمد كاظم يزدي در بيان جايگاه حکم حاکم جامع‏الشرايط نسبت به فتواي ديگر مراجع در كتاب محوري فقه معاصر؛ عروه الوثقي مي‌نويسند:
«حكم الحاكم الجامع للشرائط لا يجوز نقضه و لو لمجتهد آخر...»؛ يعني اگر حاكم جامع الشرائط حكمي صادر كند، هيچ كس حق نقض و مخالفت با آن را ندارد؛ حتي اگر مجتهد باشد. (عروه‏الوثقي، مسئله 57، ص 20)
در حاشيه‏هايي که مراجع عظام تقليد بر کتاب ارزشمند «عُروه» نگاشته‏ و نظرات فقهي خود را بيان داشته‏اند، اين مسئله مورد اتفاق جميع فقها، از جمله آيت الله العظمي اراکي، آيت الله العظمي گلپايگاني و آيت الله العظمي خويي و... قرار گرفته‏است.
شيخ انصاري(رحمه الله عليه) نيز در کتاب مکاسب مي فرمايند:
«...و اما لو استندنا في ذلک الي عمومات النيابه . و انه فعل الفقيه کفعل الامام و نظره کنظره الذي لا يجوز التعدي عنه فالظاهر عدم جواز مزاحمه الفقيه الذي دخل في امر و وضع يده عليه و بني فيه بحسب نظره علي تصرف و ان لم يفعل ذلک التصرف لان دخوله فيه کدخول الامام ، فدخول الثاني فيه و بناوه علي تصرف آخرمزاحمه له فهو کمزاحمه الامام ... هذا کله مضافا الي لزوم اختلال نظام المصالح المنوطه الي الحکام سيما في مثل هذا الزمان الذي شاع فيه القيام بوظائف الحکام ممن يدعي الحکومه و کيف کان، فقد تبين مما ذکرنا عدم جواز مزاحمه الفقيه لمثله في کل الزام قولي او فعلي يجب الرجوع فيه الي الحاکم...»
... و اما اگر در اثبات ولايت فقيه به عمومات نيابت تمسک کنيم، چون مفاد آن ها اين است که فعل فقيه مانند فعل امام و نظرش مانند نظر امام است که تعدي از آن ها جايز نيست؛ پس ظاهر، عدم جواز ايجاد مزاحمت بر فقيهي است که در امرِ معروفي تصرف کرده باشد و يا حتي نظر و بناي بر تصرف داشته باشد؛ اگر چه آن تصرف را انجام نداده باشد؛ چرا که نظر و تصميم او مانند نظر امام است. لذا دخالت فقيه ديگر در آن امر و تصميم و ابراز نظر ديگر مزاحمت و مداخله در کار فقيه اولي مي باشد که همانند مزاحمت بر نظام امام معصوم مي باشد...
مضافاً به تمامي استدلال‏هاي گذشته بر عدم جواز مداخله در حکم فقيه متصرف، بايد توجه کنيم در صورت ايجاد مزاحمت، اختلال در مصالح نظام رخ مي دهد؛ مصالحي که مرتبط با حکام است. به ويژه در مثل اين زمان که اقدام به انجام وظايف حاکمان از سوي مدعيان افزايش يافته است. ( شيخ انصاري، المکاسب، جلد 2، ص 571 تا 573)
(براي مشاهده ديدگاه شيخ انصاري دربحث شئون و حيطه اختيارات ولايت فقيه بنگريد به: قضا و شهادات، ط کنگره، ش22، ص 8 و 9)
67. لازم به‏ذکر است، برخي از مروّجان اين‏گونه رفتارهاي نامتعارف، بي‏توجه به مقتضاي تقوا در نقل فتواي مراجع تقليد، در کتاب‏هايي که اخيراً منتشر کرده‏اند، به‏جاي نقل آخرين فتواي مراجع عظام ـ که مي‏تواند مبناي عمل مقلدين قرار گيرد ـ به ذکر فتاوي قديمي آنان پرداخته‏ و متديّنين را دچار حيرت و سردرگمي کرده‏اند. از اين دست تحريفات در آن کتاب‏ها به‏وفور ديده مي‏شود؛ و از اينجا، علّت انتشار مخفيانه و بدون مجوّز اين‏گونه کتابها آشکار مي‏گردد!
68. دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم، پيرامون عزاداري عاشورا، ص 37؛ متن فتواي معظم له در فصل سوم اين کتاب ذکر شده است.
69. تصوير دستخط معظم له در فصل سوم اين کتاب، ص 49 درج شده است.
70. حضرت آيت الله حسين مظاهري، آيت الله علي مشكيني(‏قدس‏سره)، آيت الله سيد محسن خرازي، آيت الله محمد مؤمن، آيت الله احمدي ميانجي(‏قدس‏سره)، آيت الله حسين راستي كاشاني، آيت الله ابراهيم اميني، آيت الله شرعي، آيت الله سيد جعفر كريمي، آيت الله عباس محفوظي، آيت الله محسن حرم پناهي، آيت الله حسن تهراني، آيت الله احمد آذري قمي، آيت الله سيد محمد ابطحي، آيت الله استادي، آيت الله محمدي گيلاني، آيت الله موسوي تبريزي، آيت الله محمد يزدي ، آيت الله مقتدايي، آيت الله سيد کاظم حائري،پس از صدور حکم رهبر معظم انقلاب، با صدور فتواي لزوم تبعيّت، به تأييد و حمايت از اين حکم پرداختند. تصوير فتاوي اين بزرگواران در فصل سوم آمده است.
71. علماي شيعه عربستان (در بيانيه اي به تاريخ 19 صفر 1417)، مجلس اعلاي شيعيان لبنان، مجمع التقريب بين المذاهب الإسلامي و بسياري ديگر از مجامع شيعي جهان اسلام با صدور بيانيه هايي به اعلام حمايت از موضع ولي امر مسلمين پرداختند. (بنگريد به: مهدي مسائلي، قمه زني، سنّت يا بدعت؟، ص 144 و 203)
72. ابراهيم الحيدري، تراجيديا کربلاء، ص 491
73. رسول جعفريان، برگ‏هايي از تاريخ حوزه علميه قم، ص 71
74. شيخ محمود الغريفي، شعائر الحسينيه؛ بين الوعي و الخرافه، ص 137؛ به نقل از شهيد محمد باقر حکيم، الحوارات، ص2

متن کامل ویراست جدیداین کتاب ارزشمند را که امسال در تیراژ صد هزار جلد(چاپ های چهارم تا هشتم) منتشر شد را در این آدرسها ببینید: وبلاگ کتاب: http://www.dastepenhan.blogfa.com  و همچنین:متن کتاب در خبرگزاری رسا/خبرگزاری حوزه های علمیه(صفحات۱-۱۱۴) وهمچنین:عکس های کتاب دست پنهان /16 صفحه رنگی آخر کتاب(صفحات ۱۱۴-۱۳۲) از سایت اسلام ناب وهمچنین: پی.دی.اف کتاب(صفحات 1-114) از سایت اسلام ناب وهمچنین:فصل بسیار مهم وجدیدکتاب دست پنهان/پاسخ به شبهات موافقین قمه زنی

+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت توسط ابرقویی |