در يكى از شهرها با وجود توصيههاى مبلغين بزرگوار مبنى بر پرهيز از قمه زنى، مردم به خاطر اعتقادات خود ستبرنمىداشتند . به ما گفتند به آنجا برويم و آنها را از اين كار باز داريم . ايام ماه محرم بود و چون اعلام كرده بودند فلانى مىآيد و مردم ما را در تلويزيون ديده بودند، در مسجد جمع شدند . وقتى وارد شدم گفتند: آقاى قرائتى آمدهاى براى قمه زنى بگويى . گفتم: شغل من چيست؟ گفتند: تو معلم قرآن هستى . گفتم: به عنوان معلم قرآن قبولم داريد؟ گفتند: بله قبولت داريم ولى حرف قمه نزنى، فقط قرآن بگو . من روى تخته نوشتم: «بسم الله الرحمن الرحيم - يا ايها الذين آمنوا لا تقولوا راعنا وقولوا انظرنا یعنی اى كسانى كه ايمان آوردهايد "راعنا" نگوييد، بلكه بگوييد: "انظرنا"
و بعد توضيح دادم كه: «يا ايها الذين آمنوا» يعنى: اى مؤمنين . «لا تقولوا راعنا وقولوا انظرنا» يعنى: راعنا نگوييد بلكه انظرنا بگوييد . راعنا نگوييد يعنى چه؟ اين قصهاى دارد و قصهاش اين است كه: پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله در حال سخنرانى بود، يك نفر از پاى سخنرانى گفت: راعنا، يعنى مراعات ما را هم بكن . يعنى آرامتر صحبت كن يا به اين طرف و آن طرف نگاه كن .
اين كلمه راعنا مثل كوكو است كه هم مىشود آن را با سيب زمينى درست كرد و هم با سبزى، «راعنا» را هم مىشود از ريشه «رعى» گرفت و هم از ريشه «رعن» . اگر از «رعى» گرفته شود به معناى «مراعات ما را بكن» است، ولى اگر از ريشه «رعن» گرفته شود، رعونتبه معناى خر كردن است و «راعنا» يعنى "خرمان كن"
وقتى كه مسلمانان مىگفتند «راعنا» هدفشان مقدس بود و معناى «مراعاتمان كن» را اراده مىكردند، ولى يهوديها از اين كلمه استفاده كرده و گفتند: مسلمانها به پيغمبرشان مىگويند خرمان كن . در اينجا آيه نازل شد كه: «يا ايها الذين آمنوا لا تقولوا راعنا وقولوا انظرنا» ; «اى كسانى كه ايمان آوردهايد، «راعنا» نگوييد بلكه «انظرنا» بگوييد .» يعنى كلمهاى را كه دشمن از آن سوء استفاده مىكند به كار نبريد .
بعد از اينكه اين آيه را تفسير كردم، گفتم: شما كه قمه مىزنيد هدفتان مقدس است و به عشق امام حسين عليه السلام اين كار را مىكنيد، ولى تلويزيون كشورهاى اروپايى اين كار شما را دوازده مرتبه نشان داده و گفته است كه شيعهها دچار مرض خودآزارى هستند . دشمن از اين كار شما چنين سوء استفاده مىكند . اين كار امروز شما مثل همان «راعنا» گفتن مسلمانان صدر اسلام است كه دشمن از آن سوء استفاده مىكرد و قرآن كريم با آيه مورد بحثبه مسلمانان آن روز و امروز هشدار مىدهد كه از هر كارى كه دشمن از آن سوء استفاده مىكند پرهيز كنيد . پس چون امروز دشمنان از قمهزنى شما سوء استفاده مىكنند، شما ديگر قمه نزنيد . گفتند: حالا فهميديم و ديگر قمه نمىزنيم . پس از اين جلسه به تهران رفتيم و آن سال در آن شهر جز چند نفر كسى قمه نزد .
منبع: مجله مبلغان: شماره 39
راستی! دوستان عزیز در جریان باشید که نوشته قبلی خود درباره علمای مخالف بدعت هایی جون قمه زنی را تکمیل کردم و به حدود شصت نظر فقهی علما و مراجع رسیدم: مراجعه کنید به اولین نوشته همین وبلاگ البته هنوز نظرات برخی دیگر از علما را اضافه خواهم کرد...
قابل توجه شما دوستان اینکه فتاوای علمایی چون آیه الله بهجت و ایه الله تبریزی را در برخی وبلاگ های بی انصاف و متعصب ناقص نقل کرده اند که بنده تمام آنها را با چند فتوا با آدرس دقیق آوردم.

آقا، حسابي ما را شرمنده کردند. از اينکه دير رسيده بودند از سيل جمعيت مشتاق عذرخواهي کردند؛ تازه دير رسيدن کاروان آقا، به خاطر وقت ناشناسي همراهانشان نبود، بلکه به خاطر بدي هوا و برف و مه شديد گردنه علي آباد بين يزد و ابرکوه بود! آقا درس خضوع و خشوع را با عملش به مردمم داد.
به دليل دور بودن از پايتخت، حکومت هاي پادشاهي ظالم و بي توجه، طي دو سه قرن اخير کاري به ابرقوي ما نداشتند. مردم هم باورشان نمي شد که عالي ترين رهبر سياسي- مذهبي- اجتماعي شيعيان جهان مي خواهد به شهر آنها بيايد؛ ولي آقا نه تنها آمد که براي مردمم صميميت و صداقت هم به همراه آورد و از آنها معذرت خواهي هم کرد.
واقعا حکومت ولايت فقيه زيباست، حکومت حکيمي بر فرزانگان که رهبر، مردمش را به حساب مي آورد، حتي در شهرهاي قديمي که چند صد سال به انها بي توجهي شده باشد و اکنون با بي کاري و اعتياد و محروميت درگير باشند.
بالاخره آقا به ابرکوه آمد و مردم، گرم و سر از پا نشناخته، به استقبالش شتافتند و از خاک پايش مرهمي ساختند براي التيام دردهايشان و رنجهايشان. شهر باستاني من، روز شنبه پانزدهم دي ماه 1386 بهاري شده بود و نهال هاي اميد سراسر شهر را به سبزي آراسته بودند. نمي دانم چقدر مردم قدر اين حکومت فقاهت و دين را بدانند و در راه اعتلاي کشوري که ولي دارد بکوشند؛ اما بسياري از مردم روز پانزده دي 1386 با رساترين فريادها در دل خود به شياطين و مردم دنيازده و بي ولايت جهان، با افتخار گفتند:«اِنَّ لَنا مولا وَ لا مولا لَکُم» دنيا بايد در حسرت ولي ما بميرد!
استان يزد در اين سفر تاريخي با جهان ثابت کرد که استان دارالعباده است و نسل جديد بيش از نسل هاي گذشته به آرمان هاي قدسي اسلام و اعتلاي انقلاب پاي بند است.
شهر من ديگر به کوه گنبد عالي، اين بناي عظيم مقبره اي و سرو پنج هزار ساله و مسجد جامع بزرگ و مناره هاي تاريخي ان نمي نازد به اين مي نازد که پس از سالها، ساعتي مفتخر به داشتن ميهماني عزيز و گرانقدر داشت و با مولاي خود به گفتگوي صميمانه اي نشست. اين شعر را از طلبه اي ابرقويي(محمدعلی صالح زاده) به گوهر وجود مولايم تقديم مي کنم:
گفتند رهيده اي و آرام نه اي در باغ خيال خم ابروي که اي
گفتند بگو به قصد قربت گفتم سيدعلي الحسيني الخامنه اي
عکس های زیبای این استقبال بی نظیر مردم از ولی امرشان رادرسایت دفتررهبری ببینید:http://farsi.khamenei.ir/FA/Picture/detail.jsp?id=861015A
یارا خوش امدی که از آمدنت مست شدم...
حتما عکس های این دیدار پرشور و استقبال باورنکردنی مردم را از ایشان دراینجا ببینید.
متن بیانات ارزشمند آقا در دیدار با مردم ولایت مدار ابرکوه:
بسماللَّهالرّحمنالرّحيم الحمدللَّه ربّ العالمين. والصّلاة والسّلام على سيّدنا و نبيّنا ابىالقاسم المصطفى محمّد.و على اله الأطيبين الأطهرين الهداة المهديين سيّما بقيّةاللَّه فى الأرضين.
خداوند متعال را شاكرم كه اين توفيق را داد كه در خدمت شما برادران و خواهران مؤمن و باوفا و انقلابى در شهر ابركوه باشيم - در اين شهر باستانى و بسيار كهن - اگرچه شهر، شهر قديمىاى است، اما فكر مردم اين شهر، فكر نو و جوان است؛ نشانهى آن هم همين است كه در همهى دلها فروغ تفكر اصيل اسلامى و انگيزههاى خدائى و الهى در جهت نظام جمهورى اسلامى زنده است. هر ملتى كه مردم آن در دل خود داراى انگيزهى نشاطآور و پرتحركى باشند، آن ملت زنده و جوانند و ملت ما به توفيق الهى و به بركت انقلاب اسلامى از اين موهبت برخوردار است. علاوه بر اين اكثر جمعيت كشور و در خود ابركوه اكثر جمعيت ابركوه - طبق آمارها - جوان هستند. يك شهر جوان و يك جامعهى جوان و يك كشور جوان ميتواند به آينده اميدوار باشد. همت جوانى، آينده را خواهد ساخت. نيروى جوانى جامعه را به پيش خواهد برد.
امام جمعهى محترم شهرتان دربارهى مشكل آب ابركوه مطلبى را به طور كوتاه اشاره كردند؛ بنده هم در گزارشهائى كه قبل از سفر دربارهى همهى استان و بخصوص در مورد اين شهر - كه اختصاصاً مايل بودم به اين شهر سفر كنم - مطالعه كردم، همين مسئلهى آب در آن گزارشها هم تكرار شده است. اين شهر و اين منطقهى از استان يزد، تكيهاش بر روى كشاورزى است و كشاورزى احتياج دارد به آب؛ و اين استان، استان كمآبى است؛ از جمله اين شهرستان هم دچار همين كمآبى هستند. شك نداريم كه با همت دولت و با كمك مردم و مسئولان و مأموران مختلف اين مشكل هم مثل همهى مشكلات ديگر حل خواهد شد. آنچه مهم است اين است كه ملت چيزى را بخواهد و مسئولين به عنوان خدمتگزاران ملت كمر همت ببندند و تصميم بر اجراى نيازهاى مردم داشته باشند.
آنچه ملت ما در طول دهها سال قبل از انقلاب، بلكه پيش از آن به آن دچار بود، نبودن اين دو عامل بود: يكى نبودن احساس مسئوليت در ميان دولتمردان، كه دولتمردان در قبال آحاد مردم، هيچ احساس مسئوليتى نداشتند؛ رؤساى كشور، كشور را ملك خودشان ميدانستند و براى استفادهى از اين ملك به دنبال اين بودند كه ببينند كجا چه كارى براى آنها فايدهى بيشترى دارد؛ آنچه برايشان مطرح بود، فايدهى مردم نبود. اين عرفِ «دورافتاده» و «نزديك»، از آنجا به وجود آمد. اينكه فلان شهر دورافتاده است. دورافتاده يعنى چه؟ معنايش اين بود كه از مركز كشور، از تهران دور است. اين كافى بود براى محروميت؛ چون چشمشان همين مناطق دور خود را ميديد و دلشان به دنبال كارها و مراكز و مناطقى بود كه براى آنها منشأ سود و نفعى باشد، نه براى مردم. انقلاب اين عرف را عوض كرد. انقلاب دور و نزديك را از منطق دولتيان و مسئولان كشور زدود؛ دور و نزديك ندارد. لذا شما مىبينيد مسئولين كشور، هيأت دولت، رئيس جمهور به سرتاسر كشور مسافرت ميكنند. اين معنايش اين است كه نگاه و عواطف و همت مسئولين بايد ميان همهى شهرهاى كشور تقسيم شود. اينجور نباشد كه يك شهرى، يك منطقهاى كه دوردست است، از شعاع همت و تصميم مسئولين دور بماند؛ نه، دور و نزديك ندارد. امروز در اين كشور شهرهائى و مناطق دوردست و كوچكى موفق ميشوند كه مسئولان كشور را، يعنى رئيس جمهور را، دولت را، وزرا را از نزديك ببينند، به آنها نامه بدهند يا حرف بزنند و از زبان آنها و حنجرهى آنها مستقيماً سخن بشنوند كه در روزگارهاى گذشته در طول تاريخ، اميد اين را نداشتند كه حتى يك مدير درجهى سه به آنها سركشى كند. پس اين يك عامل، يعنى عامل احساس مسئوليت از سوى مسئولان كشور و مديران ارشد كشور امروز وجود دارد.
عامل دوم، همت و خودباورى مردم است. آن مردمى، آن ملتى، جمعيت آن شهرى كه براى خود ارزش و اهميتى قائل نباشد، همواره محكوم به عقبماندگى است از همهى مسابقات انسانى و ميان جوامع بشرى. در دوران تسلط استعمار بر كشورهاى اين منطقه و بر كشور ما، يكى از خطرناكترين تبليغاتى كه روى ملت ما انجام دادند همين بود كه به ملت ما، به مرد و زن ما بباورانند كه شما نسبت به ملتهاى غربى، ملتهاى اروپائى عقب و درجهى دو هستيد. همين درجهى دو بودن هم باز در ميان مناطق گوناگون كشور يكسان نبود؛ بعضىها عزيزكردهتر ميدانستند خودشان را و توقعاتشان بيشتر بود، بعضى توقعاتشان كمتر. انقلاب اسلامى آمد مثل طوفانى اين هواى آلوده و كثيف را از كشور زائل كرد.
امروز ملت ما با تكيهى بر تاريخ مشعشع خود، با تكيه بر استعدادهاى درونى خود و با تكيه بر اسلام و ايمان - كه امروز سخن نو براى بشريت دارد - ديگر خودش را يك ملت عقبمانده نميداند، خود را باور دارد. اين همان چيزى است كه همت ملى را برمىانگيزد، مردم را براى رسيدن به قلههاى پيشرفت آماده ميكند و آنها را تشويق ميكند. عرض من به شما برادران و خواهران، بخصوص به شما جوانان اين است كه نگذاريد اين احساس شيرين اميدوارى به آينده در شما زائل شود.
اين كشور بهناحق عقبمانده نگه داشته شد. ما امروز پيشرفتهاى زيادى كرديم، اما اين پيشرفتها نسبت به آنچه كه شأن ملت ايران است و جايگاه ملت ايران است، كم است. ملت ايران يك روزى در قلهى علم و اقتدار مادى و معنوى قرار داشته است به بركت اسلام. ما امروز اسلام را بازيابى كردهايم؛ آغوشمان را به روى اسلام باز كرديم، اسلام را با نگاه متناسب با زمانه و با پيشرفت زمانه به دنيا عرضه كرديم. امروز تفكر سياسىِ اسلامى، تفكر اجتماعى اسلام، تفكر گرايش معنوى اسلام، تفكر اسلام در مورد روابط داخلى و درونى افراد جامعه با هم، ميتواند در دنيا مثل يك دستورالعمل، مثل يك سرمشق مطرح شود؛ نه اينكه اين حرف را ما بزنيم يا من اينجا بگويم؛ اين سخنى است كه امروز انديشمندان باانصاف دنيا همين حرف را ميزنند. اين را ملت ايران آسان هم به دست نياورده. شما شهيد داديد؛ ابركوه شهداى عزيزى دارد، فداكارانى دارد، پدر مادرهائى دارد كه فرزندان خودشان را فرستادند براى دفاع از اين انقلاب در دوران جوشش انقلاب؛ و براى دفاع از مرزهاى كشور در دوران دفاع مقدس. اينها بوده است كه توانسته اين انقلاب را زنده نگه دارد، اين پرچم را بلند نگه دارد و امروز ملت ايران را عزيز كند.
اگر ملاحظه ميكنيد كه ملت ايران امروز در مجامع جهانى و در محيط بينالمللى يك چهرهى پرافتخار و سربلند است، همهى ملت ايران از همهى مناطق در ايجاد اين تصوير نيكو و زيبا از ملت ايران سهيمند؛ همه تلاش كرديد، همه زحمت كشيديد. پس اين دو عامل بايد باشد: هم مسئولين بايد اين احساس مسئوليت را نسبت به نيازهاى مردم در خودشان روزبهروز تقويت كنند، كه من ميتوانم به شما عرض كنم خوشبختانه مسئولين دولتى و وزراى ما و رئيس جمهور ما و مديران ارشد كشور اين احساس مسئوليت را دارند. بينى و بيناللَّه، انسان نگاه كه ميكند، مىبيند در اين احساس مسئوليت حقاً و انصافاً چيزى كم ندارند؛ كار هم زياد ميكنند، تلاش هم انصافاً تلاش خستگىناپذيرى است. يك خدمت بزرگشان هم علاوهى بر خدمات مادى و عمرانى و رسيدگى به امور مردم، همين است كه شعارهاى انقلاب را، ارزشهاى انقلاب را سرِ دست ميگيرند، به آنها افتخار ميكنند؛ اين خيلى مهم است. بودند و هستند در ميان افراد ما در كشور، كسانى كه قدر اين شعارها را ندانستند. بايد به آنها افتخار ميكردند، اما افتخار نكردند.
خوشبختانه مسئولين ارشد كشور هميشه سربلند و مفتخر به اين شعارهاى انقلاب و ارزشهاى انقلاب بودهاند. پس ملت اين ركن اوّلى را بايد مطمئن باشد كه هست و آن عبارت است از اهتمام مسئولين كشور و مديران كشور براى بهبود وضع در سراسر كشور.

حالا شما يك مسئلهى آب را، يا مسئلهى كشاورزى را، يا مسئلهى راه را، يا مسئلهى اشتغال را مطرح ميكنيد. در سرتاسر كشور مسائل زيادى هست كه مسئولين كشور بايستى اينها را رسيدگى كنند، انجام بدهند، برنامهريزى كنند، محاسبه كنند، امكانات كشور را بسنجند. خوشبختانه امكانات كشور هم امكانات كمى نيست، نيروى كارآمد هم در كشور كم نيست، بايد برنامهريزى كنند، پيش برويم. تا امروز هم پيش رفتهايم و آن مقدارى كه ملت ايران از لحاظ سازندگى كشور در اين بيستوهفت هشت سالِ پس از انقلاب پيش رفته است، چندين برابرِ پنجاه سال قبل از دوران انقلاب است كه به وسيلهى آن حكمرانان طاغوتى و ستمگار، ستمگر و بىاعتناى به حقوق مردم ممكن بود انجام بگيرد. آنها نسبت به نيازهاى مردم هيچ احساس مسئوليت نميكردند. هر كارى هم ميكردند، به خاطر يك ضرورتى بود يا يك ظاهرسازىاى بود يا يك اجبارى بود يا مطالبات خطرناكى از سوى مردم بود؛ ناچار بودند والّا نميكردند. به استان يزد كه مردم نجيبى دارد، كمتر رسيدند، تا به بعضى از جاهاى ديگر كه ميترسيدند عكسالعملى در آنجاها انجام بگيرد. اينجورى بودند آنها؛ احساس مسئوليت نبود.
امروز بحمداللَّه اين احساس مسئوليت در حد اعلاء وجود دارد. مردم ميتوانند به اين مطمئن و خاطرجمع باشند كه مسئولين براى خودشان چيزى نميخواهند. تلاششان و كارشان و زحمت بىوقفهشان براى مردم است.
آن ركن دوم را هم بنده دائماً توصيه ميكنم: جوانان ما از همت بلند هيچ چيز كم نگذارند؛ همت را بايد بلند كرد؛ آن كه مشغول درس است، آن كه مشغول كارِ صنعت است، آن كه در حال كشاورزى است، آن كه به خدمات گوناگون اشتغال دارد، همه احساس كنند كه در قبال پيشرفت اين كشور يك وظيفه و سهمى هم متوجه به آنهاست و بايد اين سهم را، اين وظيفه را به قدر خود و به سهم خود انجام دهند. خوشبختانه ملت ما اين احساس را هم دارند. اين زنده بودن، اين بانشاط بودن، اولين اثرى كه ميگذارد اين است كه طراحان توطئههاى جهانى را از اينكه بتوانند اين ملت را شكست بدهند، مأيوس ميكند. بهترين راه براى عقبنشاندن دشمن، اظهار آمادگى است.
آن ملتى كه آمادگى خود را، حضور خود را، عزم راسخ خود را در همهى ميدانها به نمايش ميگذارد، دشمن را از نفوذ در خود و غلبهى بر خود مأيوس ميكند. در مقابل افكار جهانى و نگاههاى جهانى، ملت ايران در هيچ مسئلهاى، بايد اظهار ضعف و عقبنشينى نكند. اينى كه در باب مسئلهى هستهاى شما مىبينيد مسئولين دولتى اصرار ميورزند، به خاطر اين است كه اولاً اين يك ضرورت است - من پريروز در يزد در جمع جوانها و دانشجويان اين را تشريح كردم - اين يك نياز ملى است كه اگر امروز شروع نكرديم، ده سال بعد، پانزده سال بعد، ضربهاش را ملت و كشور خواهند خورد. اگر امروز شروع كنيم، در آن زمانى كه نياز داريم، محصول دسترنج ملى خود را خواهيم گرفت. اگر امروز شروع نكرديم، عقبيم؛ اولاً اين مسئله است و مسئلهى دوم اين است كه در يك چنين نيازى، هرگونه انفعال در مقابل دشمن، دشمن را تشجيع ميكند به اينكه توقع بيشترى را مطرح كند، يك قدم جلو بيايد. اين است كه ملت ايران ايستادهاند و ايستادگى درست است و همانطور كه مسئولين كشور، مسئولين دولتى بارها گفتهاند و آحاد مردم در همهى نقاط كشور تكرار كردند و تجاوب كردند، حقيقتاً حق مسلم ملت ايران است كه بتواند بر اين قدرت علمى و قدرت انرژى دست پيدا كند.
اين يك مثال است فقط. همهى خواستههاى ملت ايران در اين خلاصه نميشود. ما راه طولانىاى در پيش داريم. همراه سازندگى كشور، همراه پيدا كردن جايگاه حقيقى خود در سطح ارتباطات ميان كشورها و ارتباطات بينالمللى و هم از لحاظ معنوى و اخلاقى كارهاى زيادى است كه بايد انجام بدهيم. اينها تلاش مسئولين را ميطلبد و همراهى و اهتمام ملت عزيز را. آنها تلاش خودشان را ميكنند، ملت هم بحمداللَّه در همهى شهرها كه ما با مردم عزيزمان مواجه ميشويم، همين احساس ميكنيم آمادگى و نشاط را ميكنيم. در اينجا هم كه منطقهى ابركوه، منطقهى كويرى و يكى از مناطق نامدار و با نشان اين كشور هست، انسان در بين مردم، در بين شما جوانان عزيز و آحاد مردم، همين احساس را مشاهده ميكند.
در آيندهى نزديك، باز مسئلهى انتخابات مطرح است. حضور مردم در انتخابات يكى از همان نمايشهاى عزم راسخ و قدرت و تصميم ملت ايران است. هميشه سعى كردهاند انتخاباتهاى ما را كمفروغ كنند تا مردم اطراف عرصهى انتخابات را خالى بگذارند، به صندوقهاى رأى اعتنائى نكنند. دشمن هميشه اين را خواسته است و مردم عزيز ما، آن طورى كه من نگاه ميكنم به تاريخ مجلس شوراى اسلامى و انتخاباتها، مىبينم درست نقطهى مقابل آنچه كه دشمن ميخواسته است، عمل كردهاند.
اجتماع مردم، توجه مردم، احساس مسئوليت مردم در هر انتخاباتى از انتخابات گذشته بهتر و بيشتر بوده است. اين را تقريباً در همهى انتخاباتهاى ما ميشود نمونه و نشانش را يافت. و اميدواريم در همين انتخابات آينده هم همينجور باشد. همهى مردم از همهى قشرها در اين مسئوليت بزرگ شركت كنند و در اين ميدان رقابت كه يك عرصهى رقابت مثبت است - رقابت انتخاباتى، جزو رقابتهاى مثبت و داراى فايده و نفع است براى مردم؛ ميدان رقابت انتخاباتى است - همانطور كه من در يزد هم توصيه كردم، الان هم تكرار ميكنم، از بداخلاقيهاى انتخاباتى بايد بشدت پرهيز كنند؛ بدگويى كردن، اهانت كردن، تهمت زدن، براى عزيز كردن خود و يا نامزد مورد نظر خود، ديگران را و رقبا را در چشم مردم خوار كردن، اينها راهها و روشهاى صحيح و اسلامى نيست. رقابت بايد باشد؛ رقابت مثبت و پرشور، اما با رعايت موازين اخلاقى.
اميدواريم كه خداوند متعال در اين انتخابات هم به ملت ايران اين توفيق را عطا كند كه بتوانند آن وظيفهى بزرگ خود را انجام بدهند و اميدوارم خداوند متعال روزبهروز بر عزت ملت ايران بيفزايد و شما مردم عزيز را از موهبت خود و از تفضلات خود برخوردار كند.
من لازم است از حضور شما، از اجتماع شما، از احساسات گرم و صميمانهى شما تشكر كنم و اين را هم به عنوان معذرتخواهى عرض كنم: ما تقريباً يك ساعت از آن وقتى كه قرار بود برسيم به ابركوه، ديرتر رسيديم. علت هم اين بود كه در راه برف و مه بود، ناچار شديم آهسته حركت كنيم و اين بود كه دير رسيديم؛ والّا در وقتِ لازم از يزد حركت كرديم كه در سرِ ساعت برسيم اينجا، منتها اين گردنههاى سرِ راه هم پربرف بود و هم اينكه مهآلود بود.
پروردگارا ! تو را به عزت و كرمت سوگند ميدهيم رحمت و فضل و لطف خود را بر اين مردم نازل كن. پروردگارا ! روزبهروز دنيا و آخرت اين مردم را آبادتر از گذشته بفرما؛ شهداى عزيز اين شهر و اين منطقه را با اوليائت محشور بفرما. پروردگارا ! روح مطهر امام عزيز را با انبياء و اولياء محشور كن.
منبع: دفترحفظ ونشرآثارحضرت آيت الله العظمی سيدعلی خامنه ای (مدظله العالی)
و همچنین: پایگاه دفتر مقام معظم رهبری مدظله العالی

1. اساسا اعمالی چون قمه زنی و زنجیرهای تیغ دار و ... بدعت است (هر كارى كه اساسى در دين نداشته باشد ولى به عنوان دين وانمود شود بدعت است) و دليل عقلي و نقلي ندارد و از ائمه روايتي که توصيه به ان باشد نرسيده است و از منابع فقهيه چه لبيه و چه لفظيه بالخصوص يا به اطلاق دليلي بر جواز قمه زني نداريم چه رسد به رحجحان ان. در صورتي که درباره گربه کردن تاييدات و تاکيدات لفظي فراواني داريم. پس مشروعيت اين عمل به اثبات نرسيده است. در عمل هيچکدام از ائمه نه گانه بعد از سيدالشهدا(ع) هم تاييدي ندارد، نهايتا تاريخش به صفويه يا قاجاريه مي رسد. در صورتي که در مورد گريه تاييدات عملي از آنها از صدر اسلام داريم. هر عبادت يا مستحبي فقط از ناحيه دين مباح و پذيرفتني است و گرنه بدعت و حرام تلقي ميشود. (آيات عظام مشکيني، جوادي املي، صالحي مازندراني، کريمي، شبستري، يزدي، علامه عسکري، سيد محسن امين عاملي، مطهري)
2. اين عمل خرافي است و در بين مسيحيان و ارتدوکس هاي قفقاز معمول بوده است. مال شيعه نيست. و هميشه بنا به نقل تاريخي در هند و ايران و عراق سفارت خانه هاي بيگانه مانند سفارت انگليس به هئيت هاي قمه زني کمک هاي مالي فراواني مي کرده اند. (ايه الله مطهري، اراکي، اميني، مشکيني)
3. اگر فقاي عضام گاهي در فتاوا به شرط عدم ضرر به نفس تجويز نموده اند، قطع نظر از عنوان هاي ديگر مثل عنوان وهن به مذهب بوده است. اگر عناويني چون وهن تشيع و به هم زدن وحدت مسلمين و حرمت ذاتي و اشمئزاز برخي از اين بدعت ها و خرافي بودن و حمايت بيگانگان را هم اضافه کنيم، فتوا متفاوت خواهد شد. کما اينکه حضرات اراکي و تبريزي که بنا بر برخي نقل هاي ضعيف قبلا حکم به تاييد داشتند امروزه در اخرين فتاوايشان حکم به حرمت اين اعمال را داده اند. و بسياري از علماي بزرگوار هم پس از حکم ولي فقيه شيعيان حکم به حرمت را علنا بيان کردند. هر عملي که در توليد شور حسيني نقش داشته باشد عمل مباح است و ثواب دارد ولي امروز قمه زدن صورت ديگري پيدا کرده و دشمنان از آن به عنوان دليل مستند حاکم بودن نظام خشونت در ايران و اينکه اسلام دين خشونت است، استفاده مي کنند. (آيات عظام احمدي ميانجي، علم الهدي)
4. دشمنان زيادتر از قبل و توسط اينترنت و شبکه هاي بسيار متعدد خود اين را دستاويزي عليه تشيع قرار مي دهند. اين عمل مسلما باعث وهن و تمسخر شيعه مي شود. با استناد به فرموده امام سجاد (ع)، هر عمل مباحي هم که موجب وهن اسلام بشود حرام است و امروزه قمه زدن سند افرادي مثل پاپ مي باشد تا خشونت را به اسلام و شخص پيامبر نسبت دهند. ما تأثير زمان و مكان را در احكام قبول نداريم، ولى در موضوعات احکام قبول داريم كه زمان و مكان باعث تغيير موضوع مىشود. موضوعشناسى، كارشناسى و تخصص مىخواهد و هر كسى قابليت تشخيص موضوع را ندارد. كسى مىتواند موضوع شناسي كند كه از آمار و ارقام آگاهى داشته باشد و ترفندهاى دشمن و سياستهاى نامرئى و مرموز دشمن را تشخيص دهد كه آيا اين حرفهايى كه الآن مىزنند و شيعه را متهم به خرافى گرى مىكنند، خود اين يك فن يا سياست است براى اين كه جلو عزادارى را بگيرند يا نه؟ اين نياز به كارشناسى دقيقى دارد. (آيات عظام امام خميني، خامنه اي، مکارم شيرازي، تبريزي، اميني، نوري همداني، فاضل لنکراني، شبستري، بهجت، محفوظي، علم الهدي، سيد محسن امين عاملي، محمدحسين فضل الله، مطهري)
5. اين اعمال اضرار به نفس و آسيب به بدن است و و در موارد متعددي مرگ و خون ريزي هاي شديد بر اثر قمه زني و زنجيرهاي تيغ دار و ... داشته ايم و بيماري هايي که از طريق خون منتقل مي شوند، پس از قمه زني هاي علني و جمعي امکان انتقال سريع مي يابند. اين مخالف سيره مسلمانان است. (آيات عظام مکارم، مشکيني، خامنه اي، موسوي اردبيلي، جوادي املي، سيد محسن عاملي، محمدحسين فضل الله)
6. اين عمل موجب اشمئزاز عقلا و اکثر مردم است که با رويه اسلامي سازگار نيست. لازم است در رابطه با مسايل سوگوارى و عزادارى سالار شهيدان حضرت ابى عبدالله الحسين (عليه السلام)به گونه اى عمل شود كه موجب گرايش بيشتر و علاقمندى شديدتر به آن حضرت و هدف مقدس وى گردد. اينکه كسى با كارد تيز يا شمشير يا قمه بزرگ به جان خودش بيافتد و به سر خودش بكوبد، حالت حزن و عزاداري نيست، بلکه يك حالت وحشت و ترس است؛ خصوصاً براى بچهها و افراذي كه تحمل ديدن اين صحنه را ندارند و خارجي ها. صحنه، صحنهاى نيست كه ايجاد حزن كند، بلكه احساس خشونت و توحش در بعضىها به وجود مىآيد. (آيات عظام نوري همداني، فاضل لنکراني، بهجت)
7. شيوه علماي سلف و کنوني شيعه، تبعيت از حکم ولي فقيه زمانه بوده است. زماني که ولي فقيه حکمي داد بر همه علما و مقلدين تبعيت از آن واجب است. خصوصا که حکمي بازتاب شديد بيروني و جهاني داشته باشد. به علاوه که امور مذکور در بين عرف مردم به عنوان عزاداري مرسوم نيست.(آيات عظام اراکي، مظاهري، مشکيني، يزدي، خرازي، مهدي حسيني روحاني، اميني، راستي، احمدي ميانجي، محمدي گيلاني، استادي، شبستري، علم الهدي، سبحاني، محفوظي) به فرموده شيخ انصاري: اگر فقها احكام يكديگر را نقض كنند آن دسته از مصالح نظام اجتماعي كه به دست حاكمان سر و سامان مي گيرد مختل مي شود... در هر حال از مجموع آنچه گذشت روشن مي شود كه اگر فقيهي حكم قولي و فعلي الزام آوري را در اموري كه مربوط به حاكم است، بيان كند جايز نيست ديگر فقها براي حكم او مزاحمت ايجاد كنند. به عنوان مثال اگر مال يتيم را از كسي بگيرد يا كسي را براي گرفتن آن مامور كند ياكسي را ناظر بر آن قرار دهد كسي حق ندارد حكم او را نقض كند; زيرا نظر او مانند نظر امام است و از اين رو قابل نقض نيست. خصوصا که فقيهي به عنوان ولي فقيه از طرف 83 خبره کشف شده باشد و قلوب مردم متمايل به او باشد.
8. امور مذکور در بين عرف مردم به عنوان عزاداري مرسوم نيست و حکم به استحباب و مشروعيت آنها بدون وجه است. بلكه به علّت عدم قابليت پذيرش و نداشتن هيچگونه توجيه قابل فهم، نتيجه سوء بر آن مترتب خواهد شد. عنوان جزع هم بر اين عمل صدق نمي کند. (آيات عظام خامنه اي، اميني، سيد محسن امين عاملي، تبريزي)
9- برخي از اين امور خرافي و بدعت اميز ذاتا محرم است. ( آيات عظام مشکيني، يزدي)
10. عزاداري آن حضرت عمل سياسي است پس بايد ازمخلوط شدن کارهايي که جنبه سياسي آن را مخدوش و يا عنوان خرافيت و وهن اسلام مي بخشد اجتناب نمود. حتي اگر شخص قمه زن قصد صدمه خوردن اسلام را نداشته باشد، باز بدعت و حرام است.(آيات عظام مشکيني، احمدي ميانجي، نوري همداني، فاضل لنکراني، شبستري، علم الهدي)
11. اين عمل امروزه باعث تشديد انشقاق بين مسلمانان (سني- شيعه/ شيعه - شيعه) شده است، در حالي که تلاش براي وحدت اسلام و اعتلاي تشيع واجب است. (آيات عظام راستي، نوري همداني،)
کتاب «قمه زني-سنت يا بدعت»
اثر صلبه ارجمند و فاضل آقاي مهدي مسائلي نشر گلبن - آدرس انتشارات: اصفهان- چهار باغ عباسي- ابتداي خيابان شيخ بهايي- مجتمع تجاري جم-طبقه سوم- شماره ۳۰۳- تلفن: ۰۳۱۱۲۲۲۹۹۰۰
کتاب و مقاله قمه زنی حقیقت یا افسانه
مقاله اي از جناب آقاي محمدتقى اكبرنژاد مي باشد که ايشان هم نويسنده فاضل کتاب ارزشمند «از شور تا شعور حسيني-قمه زني حقيقت يا افسانه» مي باشند که آدرس کامل انتشاراتي آن چنين است: نشر صفحه نگار قم-خصفائيه- کوچه ممتاز-کوچه فروردين-پ۱۲ تلفن ۰۲۵۱۷۷۴۵۹۰۱و ۰۲۵۱۷۲۵۳۳۴۰ البته کتاب آقاي مسائلي تخصصي تر به بحث قمه زني پرداخته است و کتاب آقاي اکبرنژاد بسياري از موضوعات و فتاواي عموميات عزاداري را هم در خود دارد.
مبارزه با بدعت ها و خرافات درعزاداری، پاسداشت خون سیدالشهداست.
قمه زنى و اعمال نامتعارف در عزادارى
چکيده: يكى از مسائل مهمى كه امروزه در عرصه فقه اجتماعى مورد توجه قرار گرفته است،سؤال از حركت هاى نامتعارف در عزادارى حضرت سيد الشهداء(ع) است. باور بسيارى بر آن است كه هر عملى كه به قصد عزادارى صورت گيرد، شرعيت لازم را دارد و عزادارى امام حسين(ع) از همه حرمت ها استثناء مى باشد. از اين رو، طبق اين باور قمه زنى و برخى اعمال نامتعارف مانند لطمه زدن به صورت فى حد نفسه وماوراى شرايط موجود جامعه حلال است. به عبارتى حكم اوليه آن حليت است و اگربرخى از مراجع آن را تحريم كرده اند، صرفا به جهت شرايط خاص سياسى دنياى اسلام است.
در اين مقاله تلاش شده است، تا حكم اوليه قمه زنى با دقت بيشرى مورد بررسى قرارگيرد و ادله موافقين و مخالفين نقد شود. نويسنده با دسته بندى روايات به سه بخش كوشيده است تا ثابت كند كه اين عمل وجه شرعى ندارد و به شبهات موجود در اين باره پاسخ داده است.در ادامه بحث و بعد از اثبات حرمت اوليه اين اعمال به بررسى حكم ثانويه آنهاپرداخته و با پاسخ به سؤالات و شبهات مخالفين، حرمت آنها را از اين جهت نيز ثابت كرده است....متن کامل را در ادامه مطلب ببينيد:
بررسی فقهی-علمی مطالب منسوب به ایه الله نائینی وبرخی فقها درباره حلیت قمه زنی
تقريبا اکثريت علماي معاصر قمه زني را حرام مي دانند. برخي مراجع بزرگوار هم ادله مختلفي در تاييد حرمت آن آورده اند با دلايل مختلف فقهي(حدود ده دليل). اما متاسفانه برخي وبلاگها فتوايي را از ايه الله نائيني در تاريخ ۵ ربيع الاول۱۳۴۵.ه.ق آورده اند و تائيدات برخي علماي ان روزگار را هم بيان کرده اند. قسمتي از فتوا مربوط به قمه زني است که عين ان را مي اورم و نکات بسيار مهمي را در نقد اين نقل (به فرض مستند بودن نقل) مي اورم:
«.... دوم : هيچ اشکالي نيست در جايز بودن سينه زدن يا با دست به صورت زدن حتي اگر به حدي برسد که سينه و صورت سرخ و سياه شود ، بلکه اقوي جواز زنجير زدن است بر شانه و پشت به حدي که به بيرون آمدن کمي خون منجر گردد بنا بر اقوي و اما بيرون آمدن خون از پيشاني در اثر شمشير و قمه زدن درصورتي که از ضرر آن محفوظ باشد جايز است، بيرون آمدن خون بدون صدمه رسيدن به استخوان پيشاني که عادتا هم زيان نميرساند و مانند اينها چنانکه اشخاص عارف به آن قمه ميزنند و طوري هم ميزنند که صدمه به استخوان سر نميرساند اگر در حال قمه زدن مطمئن بود که قمه زدن بر حسب عادت برايش ضرر ندارد و لکن بعد از زدن به قدري خون بيرون آمد که مضر بود کشف از حرمت آن نمي کند مانند کسي که وضو بگيرد يا غسل مي کند و گمان دارد استعمال آب برايش ضرر ندارد و سپس روشن مي شود که برايش ضرر داشته لکن احوط و سزاوار است که کساني که عارف به زدن شمشير و قمه نيستند خودداري کنند خصوصا جواناني که دلهايشان پر از عشق و محبت امام حسين عليه السلام است و از محبت آن حضرت بي اختيار مي گردند و در موقع قمه و شمشير زدن توجه ندارند که ممکن است پس از آن زيان ببيند ، خدا ثابت بدارد ايشان را به قول ثابت در دنيا و در آخرت....»
۱- خود حضرت ايشان در حکمشان به وضوح نوشته اند: "درصورتي که از ضرر آن محفوظ باشد جايز است" همچنين فرموده اند : "لکن احوط و سزاوار است که کساني که عارف به زدن شمشير و قمه نيستند خودداري کنند خصوصا جواناني که دلهايشان پر از عشق و محبت امام حسين عليه السلام است و از محبت آن حضرت بي اختيار مي گردند و در موقع قمه و شمشير زدن توجه ندارند که ممکن است پس از آن زيان ببيند " يعني ايشان هم مانند بقيه قائلين به جواز اين عمل مناط را عدم اضرار به نفس با صراحت و وضوح مي دانند.
۲- همانطور که تاريخش مشخص است اين حکم مربوط به سال ۱۳۴۵ه.ق مي باشد و اکنون در سال ۱۴۲۸ ه.ق. مي باشيم و امروزه هيچ کس مقلد ايه الله ناييني نيست چرا که مرجع فوت شده قابل تقليد نيست. علماي امروز مرجع تقليد مردم هستند و حکم اجتهادي علماي امروز ملاک عمل مقلدين است.
۳- در شرايط امروز که ولي فقيه شيعه با چند مناط مختلف حکم به حرمت داده اند (هم امام حکم به حرمت داده بودند هم ايه الله خامنه اي) حتي اگر مرجعي اجتهادش برخلاف باشد بايد از حکم ولي فقيه تبعيت کند. اين مطلب هم حکم مراجع تقليد است.
۴- برخي از افرادي که اسمشان در اين ليست است نظر ديگري دارند! يا اين مطلب دروغ است يا اينکه حکم اين بزرگواران در اثر تحولات زمانه و تبليغات شديد دشمنان عليه شيعه به بهانه قمه زني عوض شده است. بزرگواراني چون آيه الله اراکي و ايه الله تبريزي . آيه الله اراکي در سال ۱۴۱۵ ه.ق (۱۳۷۳ه.ش)فرمودند که:" دستور ولي امر مسلمين٬ [آيه الله خامنه اي] مبني بر جلوگيري از اعمال خرافي در عزاداري محرم لازم الاتباع است." آيه الله تبريزي هم در استفتاءات خود سوال ۲۰۰۳ و ۲۰۱۲ و ۲۰۱۴ فرموده اند که: "عزاداري خامس ال عبا از مهم ترين شعائر ديني و رمز بقاي تشيع مي باشد ولي بر عزاداران عزيز لازم است از کارهايي که موجب وهن مذهب و سوء استفاده دشمنان اسلام و اهل البيت(ع) مي شود٬ اجتناب کنند. البته متاسفانه در سايت ها و وبلاگ هاي طرفداران افراطي قمه زني فتواي نيمه کاره اي را به ايشان منسوب کرده اند که آخرين نظر ايشان نبود (که کامل ترين نظر هر مرجعي اخرين نظرش مي باشد)
5- متاسفانه در برخي از سايت ها و وبلاگ هاي خوش اب و رنگ افراطي براي تحت تاثير قرار دادن مخاطبان نظر يک مرجع را با چند فاصله بين نظرات ديگران تکرار کرده اند، عجيب است که در نقل فتاوا هم شگرد رواني به کار بسته اند تا به زور به مخاطب غافل قالب کنند که قمه زني خوب است!؟ تازه بگذريم که اساسا نظر بقرخي مراجع مذکور اين که نوشته اند نيست.
6- نظر برخي مراجع بسيار جالب است که در شرايط فعلي قمه زني را حرام خواهد دانست. مثلا فتواي منقول از ايه الله بهجت چنين است:" با مراعات تقيه لازمه جايز است در صورتي که مضر به نفس نباشد" يعني ايشان هم بحث شرايط زماني را در نظر داشته اند هم بحث اضرار به نفس را. به کلمه جواز در فتوا بايد دقت کرد. ايشان در سايتشان هم دارند: در جواب سوال1830: حكمش به عنوان اوّلى عدم ضرر رساندن به خود يا ديگرى است، به حدّى كه حرام باشد؛ پس اگر مضرّ نباشد و مفسدهاى هم بر آن مترتب نباشد فى نفسه اشكال ندارد." در اين فتواي جديدتر ايشان يک بحث ديگر را هم اضافه کرده اند که عدم اضرار به ديگري علاوه بر عدم اضرار به خود مي باشد. البته با وضوح بيشتري ايشان اضافه کرده اند که مفسده اي هم بر آن مترتب نباشد. آيا واقعا امروزه که انواع و اقسام دشمنان شيعه اعم از کمونيست ها و شيطان پرستان و صهيونيست ها و مسيحيان افراطي و وهابي ها و ملي گرايان به بهانه قمه زني عده قليلي از شيعه ، همه شيعيان جهان را تشنه خون (blood thirsty) و تروريست و وحشي تر از حيوانات و بي تمدن خطاب مي کنند، باز هم وضع مثل سال 1345 ه.ق. يعني حدود 83 سال پيش است؟ ايا اين عمل قمه زنان و تيغ زنان ياري رساندن به دشمنان و بهانه درست کردن براي انها نيست؟!
7- ملاک ها و ادله علمايي که قمه زدن را حرام مي دانند، فقط اضرار به نفس و اسيب رساندن به بدن نيست؛ بلکه چندين دليل ديگر هم هست، از جمله اينکه : اين عمل بدعت است، در قول ائمه و فعل انها هيچ تاييدي بر آن يافت نمي شود، موجب وهن شيعه شده است، موجب اشمئزاز عقلا مي شود، عرفا از نظر عقلا عزاداري محسوب نمي شود، باعث تشديد اختلاف بين مسلمين و تضعيف اقليت شيعه در جهان مي شود، خرافي است و از مسيحيان قفقاز و ايتاليا امده است؛ مال شيعه نيست و در زمان صفويه يا قاجاريه توسط افراطيون باب شده است، سفارت خانه هاي انگليس و ساير بيگانگان در عراق و هند اسلامي و ايران به هيئت قمه زن کمک مي کردند تا حتي در سفارت انگليس قمه بزنند و بهانه به دست دشمن بدهند، و بالاخره فتاواي برخي قدما بر حليت قطع نظر از عنوان هاي ديگر بوده است که با دخالت اين عناوين قطعا فتواي انان هم حرمت اين قبيل اعمال مي شود. خصوصا که اکنون با حکم ولي فقيه عادل شيعه (هم امام و هم آيه الله خامنه اي) بر تمام مراجع و مقلدين انها تبعيت از حکم ايشان واجب است.
8- . اگر عزاداري ها به گونه اي باشد كه اگر ديگران ببينند مذهب شيعه را متهم به خشونت، توحش و خرافه گرى كنند، وهن مذهب است. موضوعشناسى نياز به كارشناسى دارد.تشخيص وهن نسبت به مذهب در بسيارى از موضوعات، پيچيده است. درباره اين كه انجام دادن كاري الآن وهن مذهب است يا نه، هر كس شايستگى تشخيص ندارد. دو نكته بايد در اين رابطه ملاحظه شود: نكته اول نقش زمان و مكان است. ممكن است قمه زني در بعضى از مكان ها يا در بعضى از زمانها موجب وهن مذهب نشود؛ ولى در زمان ما كه حتى در بعضى از جايگاههاى خلوت هم اين مراسم قمه زنى برگزار مىشود و فيلم ويدئويى آن در اختيار دشمن قرار مي گيرد، موجب وهن مذهب مي شود. نكته دوم اين است كه كسى مىتواند اين موضوع را تشخيص دهد و كارشناسى كند كه با مسايل زمان و مكان آشنا باشد و فكر باز و اطلاعات خوبى در اين زمينه داشته باشد و واقعاً بداند كه اين فيلمها و تصاويرى كه در اختيار دشمن قرار گرفته است چه اثرات منفي خواهد گذاشت. اين دو نكته بسيار مهم است. در اين دو نكته بسيارى از سؤالات هم پاسخ داده مىشود. از تأثير مكان و زمان نبايد غافل باشيم. اگر پنجاه سال قبل مرجع تقليدى قمه زنى را جايز شمرده، دليل نمىشود كه الآن نيز جايز باشد. ما تأثير زمان و مكان را در احكام قبول نداريم، ولى در موضوعات قبول داريم كه زمان و مكان باعث تغيير موضوع مىشود. حدّ عزاداري را شرع و عقلا تعيين ميكنند. اگر عزاداري به شيوههايي اجرا شود كه شور را بر شعور غالب سازد و به نوعي موجب انحراف از فلسفة عزاداري گردد، مشروع و مورد قبول نيست. اگر قالبهاي عزاداري به گونهاي باشد كه عقلاي جامعه آن را قبيح و موجب وهن آموزههاي ديني بدانند قطعاً جايز نيست. شكل و صورت عزاداري بايد به گونهاي باشد كه بتواند هسته و محتواي اصلي پيام عاشورا را به مردم ابلاغ كند و باور انسانها را نسبت به آنها تقويت كند؛ ولي اگر اين عمل به صورتي درآيد كه نه تنها باطن را نشان ندهد بلكه باعث گردد كه اصل مسئله خدشهدار شود، مورد تأييد دين نخواهد بود.
در پايان اميدواريم که برخي به شيطنت پايان دهند و مردم را سردر گم نکنند که فتواي مراجع و ولي فقيه زنده کنوني بر حرمت قمه زني و برخي ديگر از اعمال بدعت اميز و خرافي مي باشد. منبع:وبلاگ عاشورا